 اگر از رسوا شده گان باشد جز براي مردم کاري را انجام نمي دهد و هيچ چيز مورد پسندش نخواهد بود. مگر آنچه که با اهداف و خواسته هايش مطابق باشد. (فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلاً ) و پروردگارتان بهتر مي داند که چه کسي راهش درست تر است، پس هر کس را صلاحيت و شايستگي هدايت داشته باشد، هدايت مي نمايد، و هر کس را که شايستگي هدايت نداشته باشد خوار مي گرداند.وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً و از تو دربارۀ روح مي پرسند، بگو: «روح چيزي است که تنها پروردگار من از آن آگاه است ، و از دانش جز اندکي به شما داده نشده است»
اين آيه به کساني را که سوال مي کنند و هدفشان لجاجت و به بن بست رساندن طرف است، از اين کار باز مي دارد، چرا که آنان مسايل مهم را نمي پرسند، بلکه از «روح» سوال مي کنند که از امور پنهان است و هيچ کس نمي تواند صفت و کيفيت آن را درست بيان کند، زيرا دانشي که بندگان از آن برخوردارند داراي کمبود و نقص مي باشد بنابراين خداوند پيامبرش را فرمان داد که پاسخ آنها را اينگونه بدهد: (قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ) بگو: روح از جملۀ مخلوقات پروردگارم مي باشد که به آن دستور داده پديده بيايد و آن پديد آمده است. پس، پرسش از آن فايدۀ زيادي ندارد، با اينکه شما چيزهايي زيادي غير از آن را نمي دانيد. 
و اين آيه دليلي است بر اينکه هرگاه کسي از چنين مسايلي مورد سوال واقع شد از پاسخ دادن به آن رويگردان شود، و سوال کننده را به چيزي راهنمايي کند که به آن نياز دارد و به سود اوست.وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلاً و اگر ما بخواهيم آنچه را که به تو وحي کرده ايم از ميان بر ميداريم، آن گاه کسي را نخواهي يافت که در اين رابطه عليه ما از تو دفاع کند.  
إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا مگر رحمتي از سوي پروردگارت [به دادت برسد] بي گمان فضل او در حق تو همواره بسيار است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که قرآن و وحي که بر پيامبرش فرو فرستاده، رحمتي از جانب خدا بر او و بندگان خداست. و اين بزرگترين نعمت  الهي بر پيامبر است و فضل و کرم خداوند در حق پيامبر بزرگ است و نمي توان اندازۀ آن را بيان کرد. پس خداوندي که اين نعمت را از سر فضل خويش به تود داده است، مي تواند آن را از ميان بردارد،  آن گاه کسي را نمي يابد که آن را برگرداند. و وکيلي را نيز نخواهي يافت که در اين رابطه با خداوند سخن بگويد. پس بايد به اين نعمت شاد و خوشحال بود و تکذيب کنندگان، و مسخره کردن گمراهان نبايد تو را اندوهگين کند، زيرا تو بزرگترين حجت را به آنها ارائه نمودي، اما آن را نپذيرفتند، و چون نزد خداوند ارزشي ندارند، خداوند آنان را خواب نموده است.قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا بگو: «اگر انس و جن گرد آيند و متفق شوند بر اينکه مانند اين قرآن را بياورند هرگز نمي توانند مانند آنرا بياورند ، هر چند برخي از ايشان پيشينيان و مددکار برخي ديگر شوند».
اين دليلي قاطع و حجتي آشکار بر صحت و راست بودن چيزي است که پيامبر عليه السلام آورده است. زيرا خداوند همۀ انسانها و جن ها را به مبارزه طلبيده و از آنها خواسته است که مانند اين قرآن را بياورند، و خبر داده است که آنها نمي توانند مانند اين قران را بياورند، و اگر همه براي اين کار همديگر را کمک کنند بازتوانايي آوردن مانند قرآن را ندارند. 
و همانطور که خداوند خبر داده پيش آمده است، زيرا انگيزۀ رد کردن قرآن به طور کامل در وجود دشمنان قرآن و تکذيب کنندگان وجود داشت، و آنها نيز اهل زبان و اهل فصاحت و شيوايي بيان بوده و هستند، پس اگر کوچکترين چاره و تواني براي اين کار داشتند، انجام مي دادند، پس آنها خواسته يا ناخواسته به حقانيت قرآن يقين داشته و از مخالفت و مبارزۀ با آن درمانده اند. 
و چگونگي انسان که از خاک آفريده شده و از هر سو و نقص و کا ستي وي را احاطه کرده است، و هيچ علم و قدرت و اراده و مشيت و کلام کمالي جز از ناحيه ي پروردگارش ندارد، مي تواند با سخنان پروردگار زمين و آسمان ها که بر تمام خفايا و نهان ها مطلع است و کمال و ستايش مطلق و مجد و سرافرازي عظيم از آن او مي باشد مبارزه کند؟ سخناني که هرگز تمام نمي شوند، هر چند که تمام درياها تبديل به مرکب، و تمام درختان تبديل هب قلم شوند و کلمات خدا را بنويسند! چرا که در اين صورت هم مرکب تمام مي گردد و قلم ها نابود مي شوند، ولي کلمات خدا هنوز به پايان نرسيده اند. 
پس همانطور که هيچ مخلوقي مانند خدا نيست، و در هيچ صفاتي همتايي ندارد، کلام او نيز جزو صفتهايش مي باشد و هيچ کس نمي تواند در کلامش با او برابري بکند. 
پس هيچ چيزي در ذات و نام و صفات و کارهاي خداوند مانند او نيست. هلاک باد کسي که کلام خالق را با کلام مخلوق اشتباه گرفته و گمان مي برد قرآن را محمد به دروغ به خدا نسبت مي دهد و آن را از جانب خود آورده است.وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا و به راستي که در اين قرآن هر مثلي را براي مردم به شيوه هاي گوناگون بيان داشته ايم ولي بيشتر مردم جز  انکار و ناسپاسي نپذيرند. 
وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا و گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمي آوريم مگر اينکه از زمين چشمه اي را براي ما روان سازي».
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا يا اينکه باغي از درختان خرما و انگور داشته باشي و رودبارها و جويبارهاي فراوان در ان روان کني 
أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ قَبِيلاً يا اينکه آسمان را چنان که ادعا مي کني ت که تکه بر ما فرود آري، و يا خدا و فرشتگان را روياروي ما آوري 
أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولاً يا اينکه خانه اي از زر و زيور داشته باشي، و يا اينکه به سوي آسمان بالا روي، و به بالا رفتنت از آسمان هم ايمان نمي آوريم مگر اينکه کتابي همراه خود براي ما بياوري که آن را بخوانيم. بگو:« پروردگارم پاک و منزه است! آيا من چيزي فراتر از بشري پيام آور هستم؟»
وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولاً و مردم را بازنداشت از آنکه ايمان آورند آنگاه ک