ين رقم مي زند که در آن به فسق و فجور بپردازند و سرکشي آنان شدت يابد، (فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ ) و فرمان و نوع عذاب بر آنها واجب قطعي گردد؛ فرماني که رد شدني نيست. (فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا ) و سخت آن را نابود مي سازيم. و در هم مي کوبيم.
ملت هاي زيادي بعد از قوم نوح زيسته اند مانند قوم عاد و ثمود و لوط و ديگر کساني که آنگاه سرکشي آنان شدت يافت و ناسپاسي و کفرشان فزوني گرفت خداوند به وسيله ي عذاب بزرگ خود آنان را مجازات نمود و نابود گرداند (وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًَا بَصِيرًا) و کافي است که پروردگارت از گناهان بندگانش آگاه  و نسبت بدانها بيناست. پس بندگان بيم اين را ندارند که خداوند بر آنها ستم کند و يا اينکه آنها را به خاطر کاري که نکرده اند مجازات نمايد.مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا هر کس که (دنياي) زودگذر را بخواهد، در آن هر چه را بخواهيم زود به او مي دهيم، سپس جهنم را برايش مقرر مي داريم که در آن (آتش به صورت) خوار و رانده شده در مي ايد. 
وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا و هر کس که آخرت را بخواهد و براي آن تلاش سزاوار انجام دهد در حالي که مومن است . اين چنين کساني کوشش و تلاششان مورد سپاس و تقدير قرار مي گيرد. 
كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا و (پياپي) به هر يک از اينان و آنان از بخشش پروردگارت مي دهيم، و بخشايش پروردگارت (از هيچ کس ) منع نگشته است. 
انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً بنگر که چگونه برخي را بر برخي ديگر برتري داده ايم، و بي گمان در جات آخرت به مراتب افزونتر و بزرگتر است. 
خداوند متعال خبر مي دهد که (مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ) هر کس دنياي زودگذر را بخواهد، براي آن تلاش نمايد و آغاز و پايان خلقت را به فراموشي بسپارد، از بهره ها و کالاهاي دنيا آنچه را که خداوند مي خواهد از آنچه که در «لوح محفوظ» برايش مقدور نموده است هر چه زودتر به او مي دهد، اما کالاي دنيا فايده اي براي آدمي ندارد و ماندگار نيست 
(جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ) سپس در جهان آخرت جهنم را براي او مقرر مي دارد و بهرۀ او مي سازد، و در حالي که رسوا و رانده شده و از جانب خداو مخلوقش مورد نکوهش است و از رحمت الهي دور است به آن در مي آيد و خداوند او را رسوا مي سازد و عذاب مي دهد. (وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا) و هر کس آخرت را بخواهد و براي آن تلاش شايسته انجام دهد، تلاشي که کتابهاي آسماني و احاديث نبوي به آن فرا خوانده اند، و به اندازۀ توانش براي رسيدن به آن عمل نمايد، (وَهُوَ مُؤْمِنٌ ) اين چنين کساني تلاششان بي اجر نمي ماند. يعني تلاش آنها مورد قبول واقع مي گردد، و رشد داده مي شود، و برايشان ذخيره مي گردد، و پاداش و ثواب آنها در نزد پروردگارشان خاهد بود. با اين وجود آنان بهرۀ خويش را از دنيا هم از دست نمي دهند و خداوند (بهرۀ دنيوي را نيز) به هر يک از آنان مي دهد، چون دنيا (نيز) بخشش و احسان خداوند است .
(وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا  و بخشايش پروردگارت هرگز از کسي منع نگشته است، بلکه تمام خلق از سر فضل واحسان خداوند از آن بهره مند مي شوند . (انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ) بنگر که چگونه در دنيا برخي از مردم را بر برخي ديگر به وسيلۀ فراواني و کمي روزي و دارايي تنگدستي و علم و جهل و عقل و بي خردي و ديگر چيزهايي که خداوند به وسيلۀ آن برخي از بندگانش را بر برخي ديگر برتري داده است، برتري داده ايم، (وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلاً ) و آخرت داراي بزرگتر و برتري است و نعمت ها و لذايذ دنيا به هيچ صورت با نعمت هاي آخرت قابل مقايسه نيستند و کساني که در کاخ هاي بلند و لذت هاي متنوع و شادي ها و خوبي هاي فراوان قرار دارند، با کساني که در آتش سوزان جهنم مي غلتد و عذاب دردناکي دارند و خداوند از آنها خشنود نيست خيلي تفاوت دارند، بي تفاوتي که هيچ کس نمي تواند آنرا محاسبه نمايد.لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَـهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولاً با خداوند معبود ديگري قرار مده تا نکوهش شده (و) بي ياور بنشيني.
اين چنين معتقد مباش که يکي از مخلوق ها سزاور چيزي از عبادت است و هيچ کدام از مخلوقات را با خداوند شريک مگردان، زيرا چنين چيزي سبب مذمت و رسوايي مي گردد و خداوند و فرشتگان و پيامبرانش از شرک نهي کرده اند و عمل شرکت به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است و براي شرک نمهاي زشت و صفت هاي زشتي قرار داده اند، و فردي که دست به شرک مي زند زشت ترين مخلوق مي با شد، و به اندازه اي که رابطه اش را با خداوند قطع نموده است در امر دين و دنياي خود رسوا مي گردد. پس هر کس که دست به دامان غير خدا شود او بي ياور است و به همان چيزي سپرده مي شود که دست به دامان آن شده است. و هيچ مخلوقي نمي تواند ديگران را سودي ببخشد مگر اينکه خداوند بخواهد. و هر کس معبودي ديگر با خداوند شريک بگرداند مورد نکوهش قرار مي گيرد و خوار و رسوا مي شود و هر کس خداوند را يکي بداند و دين و عبادت را تنها براي او انجام دهد و فقط به وي روي آورد، چنين فردي مورد ستايش است و در همۀ حالات ياري مي شود.وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا و پروردگارت فرمان داده است که جز او را مپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد. اگر يکي از آنها يا هر دوي ايشان در نزد تو به سن پيري رسيدند، به آنان «اف» مگو، و بر سر ايشان فرياد مزن و محترمانه با آن دو سخن بگو. 
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا و از روي مهرباني بال فروتني را براي آنان بگستران و بگو: «پروردگار!به آنان رحم کن همانگونه که آنان در کوچکي مرا تربيت و بزرگ نمودند».
وقتي که خداوند از شرک نهي کرد به توحيد و يکتاپرستي نيز دستور داد و فرمود: (وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ ) و پروردگارت در قالب فرمان ديني و شرعي حکم نمود که کسي از اهل زمين و آسمانها را، خواه زنده باشند يا مرده نپرستيد، (إِلاَّ إِيَّاهُ)مگر او يعني تنها را و را بپرستيد ، چون يگانه و يکتا و بي نياز است و داراي تمام صفت هاي کمال مي باشد، و از هر صفتي، بزرگترين و برترين آنرا داراست، به صورتي که هيچ کدام از مخلوقاتش در آن صفت با او مشابهت