َأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ و بادها را بارور کننده فرستاديم و به دنبال آن از آسمان آبي بارانديم و آن را به شما نوشانيديم و شما خزانه دار آن نيستيد. 
يعني بادهاي رحمت را مسخر نموديم تا ابرها را آبستن و بارور نمايد، همانطور که جنس نر، ماده را بارور و آبستن مي کند، و از اين تلقيح به حکم خدا آب پديد مي آيد و خداوند آن را به بندگان و چهارپايان و زمين مي نوشاند و قسمتي از آن به خاطر رفع نيازهاي آنان و به اقتضاي رحمت و قدرت الهي در زمين ذخيره مي شود 
(وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ) و شما توانايي ذخيره کردن آن را نداريد، بلکه خداوند آن را برايتان ذخيره مي سازد و به صورت چشمه سارهايي در زمين مي جوشاند، و اين احسان و مهرباني خداوند نسبت به شما است.وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ و به يقين ما زنده مي گردانيم و مي ميرانيم، و ما وارث هستيم. 
وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ و يقيناً (حال) پيشينيان شما را شناخته ايم و به درستي که پسينيان شما را هم مي شناسيم.
وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ و بي گمان پروردگار تو آنان را گرد مي آورد و او فرزانۀ داناست. 
(وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ) يعني او تنهاست و شريکي ندارد، مرد را از نيستي به هستي درآورده و آنها را زنده مي گرداند، و هنگامي که اجلشان فرا رسد آنها را مي ميراند. (وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ ) و ما وارث همۀ هستي مي باشيم. همچنانکه فرموده است: (انان نحن نرث الارض و من عليها و الينا يرجعون) ما زمين و هر آنچه را که بر آن است به ارث مي بريم و به سوي ما باز گردانده مي شوند و اين براي خداوند مشکل و محال نيست، زيرا خداوند حالت پسينيان و پيشينيان را دانسته و مي داند که زمين چه مقدار از آنها مي کاهد، و چه اندازه از اجزاي آنان پراکنده مي گرداند. قدرت و  توانايي او به حدي است که هيچ قدرتمندي او را ناتوان نمي گرداند . او بندگانش را دوباره مي آفريند و به نزد خود گرد مي آورد. 
(إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ) و همانا او فرزانه ي داناست، و هر چيزي را در جاي مناسبش قرار مي دهد و هر کس را طبق عملش جزا و سزا مي دهد؛ اگر عملش خوب باشد به او پاداش نيک مي دهد و اگر عملش بد باشد به او سزاي بد مي رساند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ  ،ای کسانی که ایمان آورده اید! از شکیبایی و نماز یاری بجویید که خداوند با صبر کنندگان است.
خداوند مومنان را فرمان داده است تا در کارهای دینی و دنیوی خود از صبر و نماز یاری بجویند: « بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ» صبر یعنی بازداشتن نفس و منع کردن آن از انجام اموری است که آن را نمی پسندد، و صبر سه نوع است: صبر طاعت خدا تا آن را به جا آورد، و صبر از ارتکاب گناه تا آن را ترک  کند، و صبر بر تقدیرهای دردناک خداوند، به گونه ای که او را خشمگین و ناراضی نگردانند. پس برای انجام دادن هرکاری باید از صبر کمک گرفت، و کسی که صابر و شکیبا نباشد به آمال و آرزوهایش نمی رسد، به ویژه نمی تواند طاعات و عباداتی را که مشقّات و زحمات زیادی در پی دارند در طول سالهای متمادی انجام دهد، زیرا انجام چنین عباداتی مستلّزم صبر و تحّمل فراوان و استقامت در برابر سختی ها و شداید است. پس هرگاه آدمی بر انجام عبادات صبر کرد و برآن مواظبت نمود موفق و کامیاب می شود، در غیر این صورت سودی نمی یابد و محروم می شود و همچنین ترک گناه و معصیت که نفس آدمی نسبت به انجام آن انگیزه و گرایش زیادی دارد، جز در سایه صبر فراوان، و کنترل کشمکش های قلبی در راستای جلب رضایت خدا ممکن نیست. ضمن اینکه باید از خداوند خواست تا آدمی را از شرّ نفس در امان دارد. به درستی که بدان دچار می شود. همچنین بلا و مصیبت های سخت و طاقت فرسا که بر آدمی وارد می شوند اگر ادامه یابند، نیروهای جسمی و روحی را ضعیف می گردانند و به مقتضای ضعف روح و جسم، انسان فریاد نارضایتی از تقدیر الهی را سر می دهد. اما چنانچه آدمی صبر نماید و به خدا پناه ببرد و از وی کمک بطلبد، کلیه ی آفات بر طرف می شوند.
پس معلوم شد که بنده به صبر نیاز دارد و در هیچ حالتی از آن مستغنی نیست. به همین جهت خداوند به صبر دستور داده و خبر داده است که او « مَعَ الصَّابِرِينَ» با کسانی است که به واسطه ی کمک و توفیق خداوند صبر تبدیل به منش و اخلاق و سرشت آنها شده است . پس با صبر، و هرکار بزرگی سهل می شود وهر مشکلی از میان می رود. و همراهی خداوند همراهی خاصی است که مقتضی محبت و یاری کردن و نزدیکی او به بنده اش می باشد. و این فضیلت بزرگی برای صابران است. پس اگر برای صبرکنندگان فضیلتی جز همراهی خداوند نباشد همین فضیلت و شرافت آنها را بس است. و اما همراهی عام، همراهی علم و قدرت است. همان طور که خداوند فرموده است: « وَهُوَ مَعَکُم أَینَ مَا کُنتُم» و او با شما است هر کجا که باشید . یعنی علم و قدرت او همراه شما است و این برای همه مردم است.
و خداوند دستور داده است که مومنین از نماز یاری بجویند، چون نماز ست ون دین و نور مومنان و پل ارتباط بین بنده و پروردگار است. پس هرگاه نماز به صورت کامل ادا شود و مسنونات آن رعایت گردد و از حضور قلب که مغز نماز است برخوردار باشد، چنین نمازی نزد خداوند پذیرفته خواهد شد، و هرگاه بنده وارد آن شود احساس می کند وارد بارگاه پروردگارش شده است، و در مقابل پروردگارش چون بنده ای خادم و مودب می ایستد و همه آنچه را می گوید و انجام می دهد با حضور ذهن می گوید و انجام می دهد، و غرق در نیایش و مناجات پروردگارش می شود. بدون شک چنین نمازی بزرگترین یاور و معین و همه امور است، زیرا نماز، آدمی را از زشتی و منکرات باز می دارد. همچنین حضور قلب در نماز باعث می شود تا انگیزه ای در بنده بوجود بیاید که او را به اطاعت از دستورات پروردگار و پرهیز از آنچه نهی کرده است فرا بخواند. این همان نمازی است که خداوند به ما دستور داده که در انجام هرکاری از آن یاری بجوییم.وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ و به راستي که انسان را از گلي خشک، گلي تيره و گنديده بيافريديم.
وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ و جن را پيش از اين از آتش سراپا شعله بيافريديم. 
خداوند متعال نعمت و احسان خودش را بر پدرمان آدم عليه السلام بيان مي دارد، و آنچه را که از دشمنش ابليس سر زد مطرح مي نمايد، و به صورت ضمني ما را از شر و فتنۀ شيطان بر حذر مي دارد. پس فرمود: (وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ ) و ما آدم را از گل خشکيده و خمير گشته اي که صدايي چون صداي سفال داشت بيافريديم «حماء مسنون» به گلي گفته مي شود که بر اثر ماندگاري زياد آن رنگ و بويش تغييرکرده با