ت آيات کتاب (خدا) و قرآن مبين و روشنگر
رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ چه بسا کافران آرزو کنند که کاش مسلمان بودند. 
ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ آنان را به حال خود رها کن تا بخورند و بهره مند شوند و آرزو (ها) آنان را غافل سازد، سپس به زودي خواهند دانست. 
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ و ما هيچ شهر و قريه اي را نابود نکرده ايم مگر اينکه مدت معيني داشته است. 
مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ و هيچ ملتي بر اجل خود پيشي نمي گيرد و از آن عقب نمي افتد. 
خداوند متعال با تعظيم و ستايش کتابش مي فرمايد (تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ) اين آياتي است که بر بهترين مفاهيم و مطالب دلالت مي نمايند. (وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ) و قرآني است که حقايق را با بهترين و روشنترين حکمت آشکار مي کند. کلماتي که به بهترين وجه منظور مراد خود را بيان مي نمايند. و اين ايجاب مي کند که بندگان تسليم و منقاد فرمان آن شوند و آن را با وج و سرور و خوشحالي بپذيرند. 
اما هر کس اين نعمت بزرگ را ر د کند و به آن کفر بورزد، از تکذيب کنندگان گمراه است؛ کساني که آرزو خواهند کرد که اي کاش مسلمان و فرمانبر احکام قرآن بودند! و اين زماني است که پرده برداشته مي شود و حالات اوليۀ جهان آخرت آشکار مي گردد، و مقدمات مرگ فرا مي رسد و آنان درهمۀ حالتهاي آخرت آرزو مي نمايند که کاش مسلمان بودند. اما د يگر کار از کار گذشته و امکان چنين چيزي نيست، زيرا آنها  دراين دنيا مغرور و فريب خورده بودند. 
(ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ) آنان را رها کن تا بخورند و از لذا ها بهره مند شوند. (وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ) و آرزوها آنان را غافل مي سازد، يعني آنها آرزوي باقي ماندن در دنيا دارند و اين آرزو آنها را از آخرت غافل سازد. (فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) و بالاخره خواهند دانست که آنچه بر آن بودند باطل است و کارهايشان موجب زيان و بدبختي آنان شده است و خواهند دانست که نمي بايست به خاطر مهلتي که خداوند به آنها داده بود مغرور شوند و فريب خوردند، زيرا اين قانون خدا در ميان ملت ها است. 
(وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ) و ما هيچ شهر و را که سزاوار عذاب بوده است نا بود نکرده ايم (إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ ) مگر اينکه مدت معيني داشته که براي نابودي آن مشخص گشته است. (مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ) و هيچ ملتي بر اجل خود پيشي نمي گيرد و از آن عقب نمي افتد، چرا که اثر گناهان بالاخره بايد تحقق يابد، هر چند که به تاخير بيافتد.وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ و گفتند: «اي کسي که قرآن بر تو فرو فرستاده شده است! بي گمان تو ديوانه هستي»
لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ اگر از راستگوياني چرا که فرشتگان را به نزد ما نمي آوري؟
مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِينَ فرشتگان را جز حق فرو نمي فرستيم، و آنگاه (بعد از فرود آمدن فرشته ها) به آن قوم مهلت داده نمي شود. 
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ بي گمان ما قرآن را فرو فرستاده ايم و قطعاً خود نگهبان آن هستيم. 
و کساني که محمد عليه الصلاه و السلام را تکذيب مي کردند به تمسخر به او گفتند: (يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ) اي کسي که ادعا مي کني قرآن بر تو نازل شده است؟ بي گمان تو ديوانه اي. زيرا گمان مي بري که از تو پيروي کرده و آنچه را که پدرانمان بر آن بوده اند رها مي کنيم». (لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ(  اگر از راستگوياني چرا که فرشتگان را به نزد ما نمي آوري تا بر درست بودن آنچه آورده اي گواهي دهند؟ و اين بزرگترين ستم و جهالت بود، ستم بودنش مشخص است، زيرا چنين سختي جرأت بر خدا و لجاجت محسوب شده و در واقع تعيين تکليف است براي خداوند زيرا آنان معجزاتي را مي طلبيدند که ارادۀ خداوند بر آن جاري نشده بود، حال آنکه اهدافي را که آنان از ظهور چنين معجزاتي تعقيب مي کردند با دلايل زيادي که بر صحت آنچه پيامبران آورده بود حاصل شده است. و اما جهالت بودنش از اين روست که آنها مصلحت خود را از آنچه که به زيانشان بود تشخيص نداده و ندانستند که چه چيزي به نفع آنها است، زيرا در فرو فرستادن فرشتگان خيري براي آنها نيست، بلکه خداوند فرشتگان را جز به حق نمي فرستد، و هر کس از آنان پيروي نکند و تسليم آنها نشود ديگر به او مهلت داده نمي شود. (وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِينَ) و هنگامي که فرشتگان فرو آيند، اگر ايمان نياورند که هرگز نخواهند آورد مهلت داده نمي شوند. پس آنان که فرو فرستاده فرشتگان را مي خواهند در واقع براي هلاکت و نابودي خويش شتاب مي ورزند. زيرا ايمان در دست آنها نيست، بلکه در دست خدا است. (ولو اننا انزلنا اليهم الملئکه و کلهم الموتي و حشرنا عليهم کل شي قبلاً ما کانوا ليومنوا الا ان يشاء الله و لکن اکثرهم يجهلون) و حتي اگر فرشتگان را به سوي آنان فرو فلرستيم و مردگان با آنان سخن بگويند و همه چيز را برايشان روبرو و آشکار سازيم (باز) ايمان نمي آورند مگر اينکه خداوند بخواهد، اما بيشترشان نمي دانند. 
اگر آنها راست مي گويند معجزات همين قرآن آنها را کافي است . بنابراين فرمود: (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ) ما قرآن را فرو فرستاده ايم که در آن هر مسئله و دلايل واضحي به صورت کاملاً روشن بيان شده است. و هر کس بخواهد اندرز بگيرد از آن اندرز مي گيرد. (وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ) و همانا در هنگام نازل کردن و بعد از نازل نمودن آن ما نگهبانش هستيم. پس در حالت نازل کردن، آن را از دستبرد هر شيطان رجيمي محافظت مي نماييم و بعد از نزول، خداوند آن را در قلب پيامبر و سپس امتش به وديعه نهاد و کلماتش را از تغيير و تحريف محافظت نمود، و معاني و مفاهيم آن را در اينکه دستخوش تبديل و دگرگوني شود حفظ کرد. پس هيچ تحريف کننده اي مفاهيم آن را تحريف ننمايد مگر اينکه خداوند کسي را بر مي انگيزد که حق را بيان کند، و اين از بزرگترين معجزات الهي و نعمت هاي خداوندي بر بندگان مومنش مي باشد. و از جمله محافظت قرآن از سوي خدا اين است که پروردگار اهل قرآن را از دشمنانشان مصون نگاه مي دارد، و دشمني را بر آنان مسلط نمي گرداند که آنها را ريشه کن نمايد.وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ و همانا پيش از تو (نيز) در ميان دسته ها و گروه هاي پيشين (پيامبراني را ) روانه کرده ايم. 
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ و هيچ فرستاده اي نزد ايشان نيامد مگر اينکه او را مسخره مي کردند. 
كَذَلِكَ نَسْل