َّهُ» و خداوند تعالی، « غَنِیُّ» از تمام بندگانش و از صدقه هایشان بی نیاز است. « حَلِیمُ » و علی رغم کمال غنا و بی نیازی و فراوانی بخششهایش، نسبت به گناهکاران بردبار است، و فوری آنها را به سزای اعمالشان گرفتار نمی کند، بلکه از آنها می گذرد و به آنها روزی می دهد و خیر خویش را بر آنان ارزانی می دارد، در حالی که آنها با انجام گناه و معصیت با او مبارزه می کنند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ، ای کسانی که ایمان آورده اید! صدقات خود را با منّت نهادن و آزار رساندن باطل مکنید، همچون کسی که مالش را به منظور تظاهر و خودنمایی در مقابل مردم انفاق می کند و به خدا و روز آخرت ایمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ صاف و بزرگی است که بر روی آن خاکی (نشسته) است ، و بارانی شدید بر آن باریده ، و آن ( سنگ خارا) را سخت و صاف بر جای نهاده باشد. ریاکاران نیز از آنچه به دست آورده اند، سودی نمی برند؛ و خداوند کافران را هدایت نمی کند. 
وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، و مثَل کسانی که اموال خود را برای طلب خشنودی خدا و به خاطر یقین و باوری که دارند انفاق می کنند، مانند مَثل باغی است که در تپه ای قرار دارد، و بر آن باران تندی ببارد، و دو برابر میوه دهد، و اگر باران تندی بر ان نبارد باران خفیفی بر آن ببارد، و خداوند به آنچه می کنید بیناست.
أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ، آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد و از زیر آن رودها روان باشد، و هر گونه میوه برایش ببار آوَرد، و در حالی که پیری او را فراگرفته و فرزندانی ضعیف و ناتوان دارد ناگهان گردباری که آتشی در آن است بر آن  بوزد و باغ بسوزد؟ این چنین خداوند آیات را برای شما بیان می کند تا بیاندیشید.
سپس به شدت از منت نهادن و اذیت کردن نهی کرد، و برای آن مثالی بیان نمود و فرمود: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى» خداوند در آیات سه مثال زده است، مثالی برای کسی که مال خود را در جهت طلب رضای خدا انفاق می نماید، و به دنبال انفاق بر کسی منت می گذارد و کسی را اذیت نمی کند. و مثالی برای کسی که به دنبال انفاق خود منت می نهد، و آزار می رساند، و مثالی برای ریاکاران.
اما گروه  اول از آنجا که انفاقشان مقبول واقع شده است چندین برابر پاداش داده می شوند، چون انفاق آنها از ایمان و اخلاص کامل سرچشمه گرفته است:« ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ» یعنی برای طلب خشنودی خدا و در حالی که بر بخشندگی و نیکوکاری و صداقت پربرجا هستند انفاق می کنند، پس این کار « كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ» مانند باغی است که در جای بلندی قرار دارد و خورشید به آن می تابد و باد به خوبی بر آن می وزد و از آب فراوانی برخوردار است. و اگر باران فراوان و رگبار به آن نرسد باران خفیفی به آن می رسد، و این برای باروری باغ کافی است، چون زمین آن خوب و حاصلخیز است و تمام اسباب برای رشد و شکوفایی و میوه دادن آن موجود است. بنابراین «فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ» دو برابر میوه می دهد. و باغی که  اینگونه باشد همه مردم در طلب آنند. بنابراین کار خوب در برترین جایگاه قرار دارد.
و اما کسی که انفاق نماید سپس به دنبال بخشیدن دارایی خود منت نهد و آزار رساند، یا کاری کند که آن عمل را باطل نماید، چنین فردی مانند صاحب این باغ است که گردبادی بر آن بوزد، « فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ» که در آن آتشی باشد و باغ را بسوزاند، و صاحب باغ دارای فرزندانی ضعیف باشد، و خودش نیز بر اثر پیری، ناتوان باشد، پس چنین حالتی از بدترین حالت هاست. بنابراین ، این مثال را چنین آغاز کرد: « أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ» استفهام، ناگواری آن حالت را برای مخاطبان بیشتر روشن می کند. یعنی آیا کسی از شما دوست دارد که چنین باشد؟ زیرا تلاف شدن ناگهانی باغ بعد از اینکه درختان آن شکوفا شده و میوه های آن رسیده باشند مصیبت بزرگی است.
پس این فاجعه- در حالی که صاحب باغ ضعیف و ناتوان است و دارای فرزندانی کوچک و ضعیف است و نمی توانند او را یاری کنند، بلکه خود باید  مخارج فرزندان را متقبل شود- با دیگر مصایب تفاوت دارد. پس کسی که عملی را برای خدا انجام داده سپس عمل خود را با امری که با آن منافی است باطل نماید، مانند صاحب باغ است که در اوج  نیازمندی چنین چیزی برای او پیش آید.
مثال سوم؛ مثال کسی است که عملی را به منظور تظاهر و خودنمایی انجام می دهد، و به خدا  ایمان ندارد و به ثواب و پاداش او چشم ندوخته است، خداوند قلب او را به سنگ سخت و لغزنده ای تشبیه کرده است که بر آن خاک قرار دارد و بیننده گمان می برد اگر بر این سنگ باران ببارد مانند زمین های حاصلخیز سبز می شود، اما وقتی باران شدیدی بر آن سنگ ببارد، خاکهایی که روی آن  قرار دارد شسته شده و فقط سنگ صاف و سخت باقی می ماند. 
و این مثالی است برای قلب ریاکار که در آن ایمان وجود ندارد و همچون سنگ خارایی است که نرم نمی شود. و فروتن نمی گردد. پس اعمال و نفقه های او اساس و زیر ساختی ندارد که بر آن قرار گیرد، و پایانی ندارد که به آن منتهی شود، بلکه هرکاری را که می کند باطل است، چون شرایط پذیرفته شدن در آن وجود ندارد. و در مثال قبل، هرچند که شرط پذیرفته شدن عمل موجود بود، اما عمل مورد قبول واقع نمی شود، چرا که مانعی  بر سر راه پذیرفته شدن آن وجود دارد. مثال اول مثال عملی مقبول است و چندین برابر به آن پاداش داده می شود، چون شرط پذیرفته شدن که  ایمان و اخلاص و ثبات است در آن وجود دارد، و موانعی که  عمل را فاسد می گرداند در آن منتفی هستند. 
و این مثالهایی سه گانه بر تمام انجام دهندگان اعمال انطباق پیدا می نمایند، پس بنده باید خود و دیگران با این میزان های عادلانه و با این مثالها بسنجد. « وَتِلکَ الأَمثَلُ نَضرِبُها لِلَّناسِ وَمَا یَعقِلُها إِلَّا العَلِموُن» و این مثالها را