ان ضعيف و سست شود با به يادآوردن پاداش خدا تقويت مي گردد.فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ در سده هاي قبل از شما اگر انسان هايي فاضل و نيکوکار را به وجود نمي آوردم که از فساد در روي زمين نهي مي کردند، اديان الهي به طور کلي از ميان مي رفتند، اما اين نوع انسان ها کم بودند و سرانجام نجاتشان دادم. و ستمکاران به دنبال خوشگذراني و تنعمي بودند که آنان را مغرور و فاسد کرده بود،  گناهکار بودند. 
وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ و پروردگارت هرگز بر آن نبوده است که شهرها را از روي ستم ويران کند در حالي که ساکنان آن جاها نيکوکاران باشند. 
پس از آنکه خداوند متعال بيان داشت امت هايي را هلاک ساخت که پيامبران را تکذيب کردند و فرمود بيشتر امت هاي گذشته منحرف بودند، و حتي بيشتر کساني که اهل کتاب بودند، نيز منحرف بودند، و اين امر سبب مي شود تا اديان آسماني نابود شوند، فرمود: اگر خدا در ميان امت هاي پيش از شما، افرادي فاضل و نيکوکار را به وجود نمي آورد که مردم را به هدايت فرا خوانده و از فساد و گمراهي باز دارند که اديان به برکت وجود همين افراد ماندگار شدند اگر چنين نبود فساد و انحرافي بزرگ روي مي داد و به طور کلي اديان الهي از بين مي رفتند، اما تعداد آنان بسيار اندک بوده است و سرانجام کارشان چنين شد که با پيروي کردن از پيامبران و پايبندي به امور ديني شان خداوند آنان را نجات داد و خداوند حجت خويش را بر دست آنان به اتمام رساند (ليهلک من هلک عن بينه و ييحي من حي عن بينه) و اين بدان خاطر بود که تا هر کس از آنان که هلاک مي شود از روي دليل هلاک شود و هر کس که زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند؛ دليل و حجتي که از سوي خدا بر وي ظاهر گشته است. 
(وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ ) ولي ستمکاران به دنبال ناز و نعمت و خوشگذراني رفتند و آن را با چيزي ديگر عوض نکردند. 
(وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ) به سبب غوطه ور شدن در ناز و نعمت و خوشگذراني ستمکار شدند. بنابراين عذاب بر آنان واجب گرديد، و خداوند آنها را ريشه کن کرد. و اين تشويقي است براي اين امت که بايددر ميان آنها افراد مصلح باشد تا آنچه را مردم فاسد کرده اند اصلاح نمايند و دين خدا را بر پا دارند، و هر کس را که گمراه شده است به سوي هدايت فرا بخوانند و در مقابل اذيت و آزار آنان شيکبايي ورزند، و آنان را از کوري به بينايي بياورند و روشنايي بخشند. و اين بالاترين حالتي است که بايد براي رسيدن به آن تلاش نمود. و صاحب چنين صفتي اگر عملش را خالصانه براي پروردگار جهانيان انجام دهد به مقام پيشوا و رهبريت ديني مي رسد. 
(وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ) و پروردگارت هرگز بر آن نبوده است که ستمگرانه اهل شهرها را نابود نمايد در حالي که نيکوکاران باشند. و به ا عمال خوب و نيکو ادامه دهند. پس خداوند آنها را هلاک نکرد مگر وقتي که ستم کردند و حجت بر آنان اقامه گرديد. 
و احتمال دارد که معني آيه چنين باشد که خداوند آبادي ها را به خاطر ستمي که در گذشته انجام داده اند هلاک نخواهد کرد. به شرطي که توبه کنند و اعمالشان را صالح گردانند. زيرا خداوند آنها را مي بخشد و ستم گذشتۀ آنان را محو مي نمايد.وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ و اگر پروردگارت مي خواست مردمان را يک امت قرار مي داد، ولي همواره اختلاف دارند .
إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ مگر کسي که خداوند به و رحم کرده باشد، و براي اين آنان را آفريده است، و سخن پروردگارت بر اين رفته است که قطعاً جهنم را از همگي جن و انس پر مي کن م. 
وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ و از اخبار پيامبران تمام آنچه را که بدان نيازي داري به تو مي خوانيم تا دلت را بدان استوار بداريم، در ضمن اين (سوره) براي تو حق آمده است، و براي مومنان پند و يادآوري (مهمي است). 
وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ و به کساني که ايمان نمي آورند، بگو:« بر شيوۀ خود عمل کنيد ما نيز عمل مي کنيم»
وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ و چشم به راه باشيد، ما نيز چشم به راهيم. 
وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ و (آگاهي از) غيب آسمانها و زمين ويژۀ خداست، و همۀ کارها به او بر مي گردد، پس او را بپرست، و بر او توکل کن، و پروردگارت از آنچه مي کنند غافل نيست. 
خداوند متعال خبر مي دهد که اگر او مي خواست همه ي مردم را در قالب يک امت بر دين اسلام قرار مي داد، زيرا مشيت و خواست او محدوديتي ندارد و انجام هيچ کاري براي او غير ممکن نيست، اما حکمت او اقتضا نموده است که آنان همواره مختلف و با راه راست مخالف باشند و از راههايي پيروي کنند که به جهنم منتهي مي شود. و هر گروه چيزي را که مي گويد حق مي پندارد و سخن ديگري را گمراهي مي بينند. (إِلاَّ مَن رَّحِمَ ) مگر کسي که خداوند به آنان رحم کند و آنها را به شناخت حق و عمل کردن به آن رهنمون گرداند، پس ايشان سعادت را دريافته و عنايت خداوند و توفيق الهي آنان را دربرگرفته است،  وغير از ايشان همه خوارند و به خودشان واگذار شده اند. (وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ ) و آنان را براي اين آفريده است. يعني حکمت او اقتضا نمود که آنان را بيافريند تا برخي از آنان نيک بخت باشند و برخي بدبخت، برخي متحد و برخي مختلف باشند، دسته اي را هدايت نمود، و گمراهي را بر دسته اي از آنان مقرر گرداند، تا عدل و حکمت الهي براي بندگانش روشن شود و خوبي و بدي که در سرشت انسانها نهاده شده است آشکار گردد، و تا بازار جهاد و عبادت هايي که جز با امتحان و آزمايش ميسر نمي شود داير گردد. 
(وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ) و براي اينکه سخن پروردگارت بر اين رفته است که قطعاً جهنم را از همگي جن و انس پر مي کنم. پس بايد براي جهنم افرادي فراهم شوند تا کارهايي را انجام دهند که انسان را به جهنم مي رساند.
در اين سوره سرگذشت و اخبار پيامبران بيان شد، سپس حکمت آن را بيان کرد و فرمود: (وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ ) و از اخ