 بخشیده که بیانگر آن است او پیامبر بر حق خدا و بنده راستین او بوده و آنچه که از جانب خدا آورده است سخن حق است. پس خداوند او را از چنان قدرتی برخوردار ساخت که کور مادرزاد و فرد مبتلا به بیماری پیسی را شفا دهد، مردگان را به  فرمن خدا زنده نماید، در کودکی و در گهواره با مردم سخن بگوید. و خداوند او را به وسیله روح القدس یعنی روح ایمان یاری نمود.
پس روحانیت او از روحانیت دیگر پیامبران بالاتر بود و او را بدین وسیله نیرو بخشید و تایید نمود. گرچه مومنان عموما به وسیله این «روح» تایید می شوند، و هر مومنی برحسب ایمانش از آن برخوردار است. همان طور که خداوند متعال می فرماید: « وَأَیَّدَهُم بِروُحِ مِنّهُ» اما روحانیت عیسی از روحانیت دیگران برتر بود، بنابراین به طور ویژه او را نام برد. و گفته شده است که «روح القدس» در اینجا به معنی جبرئیل است که خداوند عیسی را با همکاری و یاری جبرئیل کمک نمود، اما معنی درست همان معنای اول است.
مطرح کردن کمال شخصیتی پیامبران و بیان برتری و ویژگیهایی که خداوند به آنان بخشیده و اینکه دین آنها یکی بوده و همگی مردم را به یک سو فرا خوانده اند، مقتضی آن است که همه امت ها آنان را تصدیق نمایند و از آنها فرمان برند، چون خداوند به پیامبران معجزاتی داده است که در پرتو چنین معجزاتی انسان ایمان می آورد، اما بیشتر مردم از راه راست منحرف شدند. 
و در میان امت ها اختلاف و تفرقه پدید آمد. بعضی ایمان آوردند، و بعضی کفر ورزیدند، به همین سبب جنگ و پیکار پیش آمد که سبب اختلاف و دشمنی گردید، و اگر خداوند می خواست آنها را بر هدایت جمع می نمود و اختلاف نمی کردند. و نیز اگر خدا می خواست دچار اختلاف نشده و به جنگ و پیکار با یکدیگر نمی پرداختند، اما حکمت الهی اقتضا می نماید که کارها بر نظام اسباب و مسببات جریان پیدا کند. پس این آیه بزرگترین دلیل است بر این که خداوند متعال در همه اسباب و مسببات تصرف می نماید؛ اگر بخواهد اسباب را باقی می گذارد و اگر بخواهد از آنها جلوگیری می کند، و این موضوع از حکمت خدای یگانه سرچشمه می گیرد، زیرا هر آنچه را بخواهد انجام می دهد، پس هیچ کس نمی تواند مانع خواست و اراده خداوند گردد، و هیچ چیز و هیچ کس را یارای آن نیست که با او مخالفت نماید.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ، ای کسانی که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزی داده ایم انفاق کنید قبل از اینکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروشی هست، و نه دوستی و نه سفارشی، کافران ستمکارنند.
خداوند مومنین را به انفاق در تمام راههای خیر تشویق می نماید، چون حذف معمول، مفید کلّیت و تعمیم است. و خداوند نعمت هایی را که به آنها ارزانی داشته است، به آنان یادآوری می کند. نیز یادآوری می نماید که اوست آنها را روزی داده و انواع نعمت ها را بخشیده است. و نیز یادآور می شویم که آنها را دستور نداده است تا تمام آنچه را که در دست دارند انفاق کنند، بلکه خداوند کلمه «مِن» را به کار گرفته که بیانگر آن است قسمتی از مالهایتان را انفاق کنید. و خداوند در ضمن اینکه آنها را به انفاق فرا می خواند به آنها خبر می دهد مالهایی را که در راه خدا خرج می کنند پیش خداوند می یابند، روزی که مبادلات و خرید و فروش فایده ای ندارد، و هدیه دادن و بخشش و سفارشات پذیرفته نمی شود، بلکه هرکس می گوید: ای کاش که چیزی را پیش می فرستادم! پس در آن روز همه اسباب قطع می گردند، مگر طاعت خدا و ایمان به ذات مقدس او که هرگز گسسته نمی شود: « یَومَ لَا یَنفَعَ مَالُُ وَلَا بَنُونَ ، أِلَّا مَن أََتَی اللَّهَ بِقَلبِ سَلِیمِ» روزی که هیچ مال و فرزند سودی نمی بخشند، مگر کسی که با قلبی سالم نزد خدا آمده باشد . « وَمَا أَموَلُکُم وَلَا أَولَندُ کُم بِالنَّبِی تُقَرِبُکُم عِندَنَا زُلفَی إِلَّا مَن ءَامَنَ وَعَمِلَ صَلِحَاَ فَأُولَئِکَ  لَهُم جَزَآءُ الضّعفِ بِمَا عَمِلُوا وَ هُم فِی الغُرفَتِ ءَامِنُونَ » و فرزندان و اموالتان شما را به ما نزدیک نمی کنند، مگر کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد پس ایشان پاداش آنچه انجام داده اند چند برابر خواهند یافت، و آنها در اتاق های بهشت در امنیت و آسایش بسر خواهند برد.
« وَمَا تُقَدِمُوا لِأَنفُسِکُم مِنّ خَیرِ تَجِدُوهُ عِندَ اللهِ هُوَ خَیرَاَ وَأَعظَمَ أَجراَ» و آنچه برای خودتان از کار خیر پیش بفرستید نزد خداوند خواهید یافت، و آن بهتر و پاداش آن بزرگتر است. 
سپس خداوند متعال فرمود: « وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و کافرن ستمکارانند، چون خداوند آنها را برای عبادت خویش آفرید، و به آنها روزی داد و آنها را تندرست نمود، تا آن را در راستای اطاعت الهی یاری جویند، اما از هدفی که خداوند آنانرا بدان منظور آفریده بود منحرف شدند، و چیزهایی را با خدا شریک قرار دادند که خداوند دلیلی بر مقبوّلیت آنان نازل نکرده است، و از نعمت های خداوند در مسیر کفر و فسق و گناه کمک جستند، پس آنها جایی برای عدل و انصاف نگذاشتند، از این روی منحصرا آنان را ستمکار نامید.اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ، معبود به حقی جز«الله» وجود ندارد، زنده و پایدار است، چُرت و خواب او را فرا نمی گیرد، آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که نزد او شفاعت کند مگر باذن او؟ گذشته و آینده ایشان را می داند، و از علم او آگاهی نمی یابند و به دانش او احاطه پیدا نخواهند کرد مگر آن مقدار که او بخواهد، کرسی او آسمانها و زمین را فرا گرفته است. و نگاهداری آنها برای او مشکل نیست، و او والاتر و بزرگتر است.
پیامبر (ص) خبر داده است که این آیه بزرگترین آیه قرآن است، چون مفاهیم توحید و عظمت و گستردگی صفات باری تعالی را در بردارد. و پروردگار خبر داد که او « الله» خداوندی است که تمام معانی الوهیت را داراست و کسی جز او سزاوار الوهیت و شایسته پرستش نیست، پس الوهیت کسی دیگر و پرستش غیر او باطل است.
«الْحَيّ» خداوندی که دارای تمام معانی حیات کامل، از قبیل شنوایی، بینایی، قدرت ، اراده و دیگر صفات ذاتی است.
همان طور که او « الْقَيُّوم» پایدار است. همه صفات افعال در این صفت داخل اند چون او پابرجاست و بر قدرت خودش قایم است، و از تمام آفریده هایش بی نیاز است و همه آفریده ها را به وجود آورده است، پس او همه آفریده ها را به وجود 