ن موجود می باشد، پس آنچه که اعتبار دارد برخورداری از اوصاف و ویژگی های خوب، و در دست داشتن دلایل و برهان است نه ادعاهای صرف و سخنان گزاف.حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ، بر ادای نمازها و نماز میانه محافظت کنید، و فروتنانه برای خدا بایستید.
فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ، پس اگر ترسیدید، پیاده یا سواره نماز را ادا کنید، و چون ایمن شدید پس خدا را یاد کنید، که به شما چیزهایی آموخت که نمی دانستید.
« حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ» خداوند فرمان می دهد تا بر ادای نمازها به طور عموم مواظبت شود و بر ادای نماز وسطی، « والصَّلاَةِ الْوُسْطَى» که نماز عصر است، محاظفت شود. محافظت بر نماز یعنی ادا کردن آن در وقتش، و با شرایط و ارکانش، و با فروتنی، و ادا کردن تمام واجبات و مستحبات آن. و با محافظت کردن بر نمازها بر سایر عبادات نیز محافظت می شود. و نماز انسان را از کارهای زشت و منکر باز می دارد، به خصوص زمانی که نماز بطور کامل ادا شود. همانطور که خداوند دستور داده است: « وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ» و فروتنانه برای خدا بایستید. در این آیه به ایستادن و فروتنی در آرامش در نماز و پرهیز از صحبت کردن امر شده است.
« فَإنْ خِفْتُمْ» و اگر ترسیدید. منابع ترس را ذکر نکرد، تا شامل ترس از کافر، ستمگر، درنده و دیگر موارد ترسناک گردد، پس در این صورت، « فَرِجَالاً» پیاده نماز بخوانید، « أَوْ رُكْبَانًا» یا در حالی که بر اسب و شتر و سایر سواری ها سوار هستید. و در این حالت بر نماز گذار لازم نیست که رویش حتما به سوی قبله باشد، چون در حالت سواری گاهی اوقات اسب یا شتر رو به سوی قبله حرکت می کند و گاهی نیز به آن پشت می نماید. انچه که از این آیه استنباط می شود تاکید بر محافظت از نماز است، چرا که خداوند به خواندن نماز دستور داده است هرچند که به بسیاری از ارکان و شروط آن خلل وارد شود. نیز از این آیه استنباط می شود که به تاخیر انداختن نماز در سخت ترین حالت جایز نیست. بنابراین خواندن نماز با این وضعیت بهتر و برتر از نمازی ا ست که با اطمینان و آرامش اما خارج از وقتش خوانده شود.
« فَإِذَا أَمِنتُمْ» و هرگاه ترس شما برطرف شد، « فَاذْكُرُواْ اللّهَ» خدا را یاد کنید. این شامل انواع ذکر می شود که نماز کامل و بدون عیب و نقص یکی از مصادیق آن است. « كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ» امنیت و آسایش نعمت بسیار بزرگ و مهمی است که در مقابل آن باید خدا را یاد کرد و شکر او را به جای آورد چرا که شکر نعمت ، نعمت را افزون کند و آن را ماندگار خواهد کرد.وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ، و کسانی از شما که می میرند و زنانی را بر جای می گذارند باید برای همسران خود سفارش کنند که وارثان شوهر آنها را تا یکسال بهره مند سازند و آنها را از خانه بیرون نکنند، و اگر خودشان بیرون رفتند پس در آنچه آنها به گونه شایسته درباره خود انجام می دهند گناهی بر شما نیست، و خداوند عزیز و حکیم است.
سپس خداوند متعال فرمود: « وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ» بسیاری از مفسرین بر این باورند که این آیه کریمه به وسیله آیه ای که قبل از آن آمده است منسوخ شده است . و آن فرموده الهی است که می فرماید: « وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَتَرَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَربَعَةَ أَشهُرِ وَ عَشرَاَ» پیش تر مقرر بود که زن باید یک سال کامل انتظار بکشد، سپس یک سال منسوخ شد و تبدیل به چهار ماه و ده روز گردید. البته در این جا این سوال مطرح می شود که چرا آیه نسخ کننده از آیه منسوخ شده قرار دارد؟ که در پاسخ گفته اند: آن آیه در محل مقدم است نه در نزول، زیرا شرط ناسخ آن است که بعد از منسوخ نازل شده باشد. و این قول دلیلی ندارد، زیرا هر کس در این دو آیه تامل کند در می یابد که قول آخر در مورد این آیه درست است، و آیه اول در مورد واجب بودن انتظار کشیدن در مدت چهار ماه و ده روز است، که زن به صورت وجوب و قطعی باید این مدت را در عده بگذراند. اما در این آیه وارثان مرده سفارش شده ا ند که زن را یک سال کامل پیش خود نگاه دارند تا روحیه پژمرده شده و قلب شکسته اش بهبود یابد و با این کار نسبت به مرده شان نیکویی کرده باشند. 
بنابراین فرمود: « وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم» سفارشی است از جانب خدا به اهل میت، تا به همسر مرده نیکی نمایند و او را بهره مند سازند و از خانه بیرون نکنند، پس اگر زن علاقه داشته باشد، می ماند، و اگر دوست داشته باشد بیرون می رود، و بر او گناهی نیست. بنابراین فرمود: « فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ» و اگر بیرون رفتند، به خاطر آنچه آنان با خود می کنند، از قبیل آرایش، و لباس پوشیدن، بر شما گناهی نیست، اما به شرطی که این آرایش به صورت پسندیده ای باشد، و زن از حدود دین و دایره ارزشها خارج نشود. و پروردگار ایه را با ذکر دو اسم بزرگ از اسماء زیبای خود به پایان رساند، که بر کمال عزت و قدرت ، و کمال حکمت وی دلالت می نمایند، چون این احکام از سرچشمه قدرت و حکمت الهی صادر شده، و بر کمال حکمت او دلالت می نمایند، چرا که خداوند این احکام را در جایگاه شایسته ان قرار داده است.وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ، و برای زنان طلاق داده شده هدیه ای شایسته است، و این حقی است بر مردان پرهیزگار.
كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، این چنین خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند تا بیاندیشید.
در آیه گذشته بیان کرد زنی که به سبب مرگ شوهرش جدا شده است، باید او را با هدیه ای بهره مند سازند ،اینجا نیز ذکر کرد هر زنی که طلاق داده شود بر شوهرش لازم است که به گونه ای شایسته و برحسب توانایی اش او را بهره مند سازد، و این حقی است که مردان پرهیزگار انجام می دهند، چنین کاری مستحب و از عادت های پرهیزگاران است.
پس اگر مهریه ای برای زن تعیین نشده بود، و شوهر او را قبل از آمیزش طلاق داد، پیش تر گذشت که بر شوهر لازم است برحسب توانگری خود به او هدیه ای بدهد. و اگر برای زن مهریه ای تعیین شده بود، نصف مهریه را به او بپردازد، و اگر با زن آمیزش شده بود، هدیه دادن نزد جمهور علما مستحب است، و بعضی از علما این را با استناد به « حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ» واجب دانسته اند. و اصل در « حق» آن است که واجب است، به ویژه انکه آن را به پرهیزگاران نسبت داده و پرهیزگاری نیز واجب است.
