خ است كه از آن بيرون نمي روند، (بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ) به سبب كفر و شرك و انواع گناهاني كه مرتكب مي شدند. 
وقتي كه سزا و عذاب آنان را بيان داشت، پاداش فرمانبرداران را نيز بيان كرد و فرمود:(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ) بي گمان كساني كه ايمان آوردندو كارهاي شايسته انجام دادند پروردگارشان آنان را به سبب ايمانشان به باغهاي پر ناز و نعمت و بهشت هدايت مي كند كه جويبارها در زير (كاخهاي ) آن روان است. 
(دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ) دعايشان در آن جا «پروردگار را تو پاكي» است و سلام آنها در آن «درودتان باد« مي باشد، و پايان دعايشان اين است: «شكر و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است».
خداوندمتعال مي فرمايد: (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ) بي گمان كساني كه ايمان آوردند و كارهاي شايسته انجام دادند. يعني هم ايمان آوردند و هم به مقتضاي آن كه عبارت است از انجام دادن كارهاي شايسته اعم از كارهاي قلبي و كارهاي بدني از روي اخلاص و پيروي از كتاب و سنت. 
( يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ) پروردگارشان آنان را به سبب ايماني که دارند بزرگترين پاداش مي دهد و آن پاداش هدايت است، پس خداوند آنچه را که به سودشان است به آنان مي آموزد و کارهايي که از هدايت بر مي آيد به آنان الهام مي کند، و آنان را براي نگريستن در نشانه ها و آياتش هدايت مي نمايد و آنان را در اين هدايت مي نمايد و آنان را در اين دنيا به راه راست رهنمود مي گرداند، و در سراي آخرت به راهي که به باغهاي پر ناز و نعمت بهشت مي ساند آنان را هدايت مي کند. بنابراين فرمود: ( تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ) به صورت مداوم از زير آنان جويبارها روان است، ( فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ) در باغهاي پر ناز و نعمت بهشت. خداوند باغها را به نعمت ها نسبت داد، چون آن باغها مشتمل بر ن عمت نيکو و کا مل هستند. ناز و نعمت دل که از سرور و خوشحالي اي که از ديدن خداوند و شنيدن سخن او و لذت بردن از خشنودي و نزديکي او، و ديدار دوستان و برادران و بهره مند شدن از جمع آنها و شنيدن صداي ترانه هاي دل انگيز و منظره هاي فرح بخش حاصل مي گردد. و نعمت جسم که از تناول انواع خوردني ها و نوشيدني ها، و تمتع از همسراني که انسانها نمي توانند آنان را توصيف کنند، و خيال آنها هم به ذهن هيچ کس خطور نکرده است، به دست مي آيد. 
(دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ ) عبادتشان در آن جا براي خداست؛ اول آن بيان پاکي خداوند و منزه قرار دادن او از عيب ها و کاستي هاست، و آخر آن ستايش خداوند است. و تکليف ها و وظايف در بهشت ساقط مي شود و تنها بهره مندي از کاملترين لذت ها براي آنان باقي مي ماند که براي آنان از خوردني هاي لذيذ، لذيذتر است و آن ذکر خدا است که دلها با آن آرام گيرد و روح ها با ان شاد شود. ذکر خدا براي آنان به منزلۀ نفس کشيدن است، بدون اينکه احساس سختي و دشواري بکنند. (وَ) و اما، (تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا) آنها به هنگام ديدار، به يکديگر سلام مي کنند. يعني سخني که از بيهودگي و گناه دور بوده و به «سلام» موصوف است، در بين يکديگر رد و بدل مي کنند. 
و گفته شده که تفسير (دَعْوَئهُمّ فِيهَا سُبّحَنَكَ) اين است که اهل بهشت هرگاه به غذا و نوشيدني و امثال آن نياز داشته باشند، مي گويند (سُبّحَنَكَ اَللّهُمَ)و بلافاصله غذا و نوشيدني برايشان حاضر ي شود. 
(وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ ) و پايان عبادتشان آنگاه که فارغ شوند اين است: (أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) شکر و سپاس ويژۀ پروردگار جهانيان است. وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ) و اگر خداوند براي مردم چنان که خير را به شتاب مي طلبند شر را پيش مي انداخت عقوبت و عذاب، آنها را نابود مي کرد. اما کساني را که به لقاي خدا اميد ندارند رها مي کنيم تا در سرکشي و نافرماني خود سرگردان شوند. 
و اين از لطف و احسان او نسبت به بندگانش است که اگر او در رساندن بدي و مصيبت آنگاه که اسبابش را فراهم سازد شتاب ورزد، و به عذاب دادن آنان مبادرت ورزد، همانطور که درآوردن خوبي براي آنها وقتي که اسبابش را انجام دهند شتاب مي ورزند. (لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ) عقوبت و عذاب، آنها را نابود مي کرد. اما خداوند متعال به آنان مهلت مي دهد و آنان را فراموش نمي کند، و از بسياري از حقوق خود در مي گذرد. و اگر خداوند مردم را به سبب ستمشان به عذاب خويش دچار کند هيچ جنبده اي را در روي زمين نخواهد گذاشت. 
و از همين مقوله است دعاي بنده به هنگام خشم و عصبانيت عليه فرزندان يا خانواده يا مالش، که اگر اين دعا پذيرفته شود همۀ فرزندان و خانواده و اموالش از بين مي رفت و پذيرفته شدن اين دعا بيش از حد به او زيان مي رساند، اما خداوند بردبار و با حکمت است. (فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا) اما کساني را که به قيامت ايمان ندارند، و خود را براي آن آماده نمي نمايند، و کارهايي نمي کنند که آنها را از غذاب خدا نجات دهد، ( فِي طُغْيَانِهِمْ ) آنان را در باطلشان رها مي کنيم که به وسيلۀ آن از حق و از حد و مرز بيرون مي روند. 
(يَعْمَهُونَ) سرگردان و حيران مانده، و به راه هدايت نمي روند و به يافتن بهترين و محکم ترين دليل توفيق نمي يابند. و اين عذاب و سزايي است که به سبب ستم و کفر ورزيدنشان به آيات خدا به آنان مي رسد. وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ  ، و هنگامی که ابراهیم را پروردگارش با کلماتی چند بیاموزد و آن را به طور کامل انجام داد. خداوند  فرمود:« تو را پیشوای مردم قرار می دهم»، گفت: « و از دودمان من؟» ، فرمود: « پیمان من به ستمکاران نمی رسد».
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ، و باز یاد آورید وقتی که خانه کعبه را بازگشتگاه و ماوای امنی برای مردم قرار دادیم. و از مقام ابراهیم نماز گاهی برگیرید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم تا خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفین و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاکیزه گردانید.
« وَإِذِ ابْتَلَى» خداوند از بنده و خلیلش ابراهیم علیه السلام که بر پیشوا بودن و بزرگی او اتفاق نظر 