واهيد کرد ، زيرا  شمااز نخست  به  نشستن  در خانه  خشنود بوده  ايد  پس  اکنون  هم  با آنان  که   ازفرمان  تخلف  کرده  اند در خانه  بمانيد.
خداوند متعال با بيان افتخار و شادي کردن منافقان به اينکه در جنگ شرکت نکرده اند، و با بيان بي توجهي آنها به اين کار که برنداشتن ايمان و ترجيح دادن کفر دلالت مي کند، مي فرمايد: « فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ» واپس ماندگان از اينکه پس از بيرون رفتن پيامبر  خدا در خانه هايشان نشسته اند شادمان هستند، و اين گناهي افزون بر شرکت نکردن آنان در جنگ است، زيرا بازماندن و نرفتن به جنگ حرام است و خشنودي آنان به  انجام گناه و باليدن  به آن، گناهي ديگر است .
« وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ» و ناخوش داشتند ونمي پسنديدند که با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد کنند. بر خلاف مومنان که وقتي از شرکت در جنگ باز مي ماندند حتي اگر عذري هم داشتند به خاطر نرفتن و بازماندن خود غمگين و به شدت متاسف مي شدند. و مومنان دوست داشتند با مال و جانشان در راه خدا جهاد کنند، و اين به خاطر ايماني است که در دلهايشان است و اينکه به فضل و بخشش خداوند  اميد دارند.
« وَقَالُوا» و منافقان گفتند: « لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ» در گرما حرکت نکنيد، يعني گفتند: حرکت کردن براي جهاد به خاطر گرمي هوا براي ما دشوار است، پس آنان آسايش کوتاه را بر راحتي هميشگي مقدم داشتند و از گرمايي خود را به دور داشتند که مي توان با استفاده از سايه خود را از آن در  امان داشت، گرمايي که صبحگاه و شامگاه آن را از بين مي برد. اما خود را در معرض گرماي سختي قرار دادند که قابل سنجش نيست و آن آتش گرم جهنم است.
بنابراين فرمود:« قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ» بگو: آتش جهنم بسيار گرمتر و سوزانتر است. و اگر مي فهميدند ، آنچه را که از بين مي رود بر آنچه که هميشه باقي است ترجيح نمي دادند، و از مشقت و سختي پايان يافتني به سوي مشقت و دشواري سخت و هميشگي فرار نمي کردند. خداوند متعال مي فرمايد:« فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا» از اين دنياي تمام شدني بهره مند شوند و از لذت هاي آن شادمان گردند و با آن خود را سرگرم کنند، اما مطمئن باشند که آنها در عذاب دردناک بسيار گريه خواهند کرد. « جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» به سزاي کارهايي که مي کردند، از قبيل کفر و نفاق و اطاعت  نکردن از دستورات پروردگارشان.
« فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَآئِفَةٍ مِّنْهُمْ» پس اگر خداوند تو را به سوي گروهي از آنان باز گرداند، و آنها کساني هستند که بدون عذر از شرکت در جنگ تخلف ورزيدند و باز ماندند و بر نرفتن و ماندن خود غمگين نشدند، « فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ» و ايشان براي بيرون آمدن براي جنگي ديگر از تو اجازه خواستند، «فَقُل» به کيفر کارهايشان به آنان بگو:« لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا» هرگز با من براي جهاد بيرون نخواهيد آمد، و هرگز همراه من با هيچ دشمني نخواهيد جنگيد، و به زودي خداوند ما را از شما بي نياز خواهد کرد.« إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِينَ» بي گمان شما نخستين بار به نشستن خشنود شديد، پس با پس ماندگان و خانه نشينان بنشينيد. و اين مانند آن است که خداوند متعال فرموده است:« وَنُقَلِّبُ أَفئِدَتَهُم وَأبصَرَهُم کَمَا لَم يومِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةِ» و دلها و چشمهايشان را دگرگون مي کنيم همان گونه که نخستين بار به آن ايمان نياوردند. زيرا فردي که هرگاه فرصتي برايش پيش آمد از انجام دستور و فرمان تنبلي کند و شرکت نجويد،ديگر توفيق نمي يابد و ميان او و کاري که بدان دستور داده شده است موانع زيادي حايل مي گردند.
نيز اين نوعي تنبيه و تعزيرِ آنهاست، چون وقتي براي مسلمين ثابت شد که اين منافقان به خاطر گناه و نافرماني شان از رفتن به جهاد منع شده اند، اين سرزنش براي آنان است و عيب و ننگي عليه آنان به حساب مي آيد و از اين طريق دچار عذاب مي شوند و سبب مي شود که کسي مبادرت به عملي همانند عملِ آنان ننمايد.وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ؛ چون  بميرند ، بر هيچ  يک  از آنان  نماز مکن  و بر قبرشان  مايست   اينان   به ، خدا و رسولش  کافر شده  اند و نافرمان  مرده  اند.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا» و هرگز بر هيچ مرده اي از منافقان نماز مگزار، « وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ» و بعد از دفن شدن بر سر قبرش نايست تا برايش دعا کني، زيرا نماز خواندن پيامبر بر آنها و ايستادنش بر قبرهايشان به  منزله شفاعت وي براي آنان است و شفاعت براي آنان سودي ندارد. « إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُونَ» آنان به خدا و پيامبرش کفر ورزيدند و در حالي مردند که از فرمان خدا بيرون رفته بودند. و هرکس کافر باشد و بر کفر بميرد شفاعت ِ شفاعت کنندگان به او سودي نمي رساند، و اين عبرت و درسي است براي ديگران. همچنين هرکس که داراي کفر و نفاق آشکاري باشد نبايد بر او نماز خوانده شود. و اين آيه دليلي بر مشروعيت نماز خواندن بر مومنان، و ايستادن نزد قبرهايشان جهت دعا کردن براي آنان است ، همچنانکه پيامبر (ص) با مومنان چنين مي کرد. زيرا مقيد کردن نهي به منافقين بر اين دلالت مي کند که اين حکم مخصوص مومنان است.وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛ اموال  و اولادشان  به  اعجابت  نيفکند ، خدا مي  خواهد به  سبب  آنها در  دنياعذابشان  کند و در عين  کفر جان  بسپارند.
اموال و فرزنداني که خداوند در دنيا به آنان داده است تو را شگفت زده نکند، اين بدان خاطر نيست که ايشان نزد خداوند محترم اند، بلکه خداوند اين نعمت ها را به آنان داده است تا آنان را خوار و رسوا کند. « إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا» خداوند مي خواهد آنان را با اين نعمت ها در دنيا عذاب دهد، بنابراين براي به دست آوردن آن خسته مي شوند و همواره ترسِ از دست دادن اين نعمات آنان را مضطرب کرده و نمي توانند آسوده خاطر از آن لذت ببرند.
بلکه همواره در سختي ها و مشقت رنج مي برند و اموال و  فرزندانشان آنان را از ياد خدا و جهان آخرت غافل مي نمايد، تا جايي که در حالي از دنيا منتقل مي شوند،« َتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ» جانهايشان بيرون مي رود که کافر هستند و محبت فرزندان همه چيز را از آنها گرفته است، پس در حال مرگ دلهايشان به آنها وابسته بود و