 به ضد آنچه که منافقان را به آن توصيف کرده بود توصيف نمود، و فرمود:« وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ» و مردان و زنان مومن، « بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ» دوستان و ياوران يکديگرند. « يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» به کار خوب فرمان مي دهند. «معروف» اسم جامعي است که همه عقايد نيکو و کارهاي شايسته و اخلاق والا را در بر مي گيرد. و آنان قبل از همه خويشتن را به معروف  امر مي کنند. « وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ» و از کار زشت باز مي دارند. «منکر» هر آن چيزي است که با معروف مخالف و متضاد باشد، از قبيل عقايد باطل و کارهاي زشت و ناشايست و اخلاق نادرست و بد. « وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ» و همواره به اطاعت از خدا و پيامبرش پايبند هستند.
« أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ» ايشان کساني هستند که خداوند رحمت خود را شامل حال آنان مي نمايد و آنان را مشمول احسان خويش مي گرداند. « إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»  بي گمان خداوند قوي و نيازمند است و قدرت و توانايي اش آميخته با حکمت است؛ هر چيزي را در جاي مناسب آن قرار مي دهد، خداوندي که بر «خلق» و « امر» {ش }ستايش مي شود.
سپس پاداشي را که خداوند براي آنها آماده نموده است بيان کرد و فرمود:« وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ» خداوند بهشت را به مردان و زنان مومن وعده داده است که در زير آن جويبارها روان است؛ هر شادي و نعمتي را در بر دارد و از هر رنج و اندوهي خالي و بدور است، و از زير قصرها و خانه ها و درختان آن جويبارهاي پرآب روان است و باغهاي زيبا را  آبيري مي نمايد، باغهايي که خيرات و برکات آن را جز خداوند نمي داند. « خَالِدِينَ فِيهَا» در آن جاودانه مي مانند و به جاي آن چيزي ديگر را نمي جويند، « وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ» و نيز مسکن هاي پاکي در بهشت جاويدان به آنان وعده داده است که آراسته گشته و براي بندگان پرهيزگار خدا آماده شده اند، خانه هايي که ديدن آن و سکونت و خوابيدن در آن لذت بسيار بخش است، و به وسايلي بسيار مدرن تجهيز شده اند که آرزو کنندگان بالاتر از آن را نمي توانند آرزو نمايند. تا جايي که خداوند براي آنها اتاق هايي در نهايت صفا و جمال تهيه نموده است که بيرونش از داخلش ديده مي شود، و  داخلش از بيرونش. انسان در اين مسکن هاي شيک و زيبا آرام مي گيرد و دلها و ارواح شيفته و مشتاق آن مي شوند، زيرا اين مسکن ها در باغهاي بهشت جاويدان  قرار دارد که از آن به جايي ديگر برده نمي شود. « وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ» و خشنودي خداوند براي اهل بهشت از نعمت هايي که آنان در آن به سرمي برند بسي بزرگتر است. زيرا نعمت هاي آنان جز با ديدن پروردگارشان و خشنودي خداوند گوارا و لذت بخش نمي گردد، زيرا رويت و خشنودي خداوند بزرگترين هدفي است که عبادت کنندگان قصد آن را دارند، و خط پاياني است که دوستداران پروردگارِ آسمانها و زمين از نعمت ها و باغهاي بهشت بزرگتر است. « ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» اين همان پيروزي  بزرگ است، چرا که آنان به هر امر مطلوبي دست يافته اند، و هر  امر ناگواري از آنان دور شده است، و همه کارهايشان زيبا و گوارا و فرح بخش گشته است. از خداوند مي خواهيم که با کرم و احسان خويش ما را از زمره آنان بگرداند.يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ اي  پيامبر ، با کافران  و منافقان  بجنگ  و با آنان  به  شدت  رفتار کن  ،، جايگاهشان  جهنم  است  که  بد سرانجامي  است.
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ؛ به  خدا سوگند مي  خورند که  نگفته  اند ، ولي  کلمه  کفر را بر زبان  رانده ، اند  و پس  از آنکه  اسلام  آورده  بودند کافر شده  اند  و قصد کاري  کردند  ، اما بدان  نايل  نشدند  عيبجوييشان  از آن  روست  که  خدا و پيامبرش  از  غنايم بي  نيازشان  کردند  پس  اگر توبه  کنند خيرشان  در آن  است  ، و اگر  رويگردان  شوند خدا به  عذاب  دردناکي  در دنيا و آخرت  معذبشان  خواهد کرد  و آنهارا در روي  زمين  نه  دوستداري  خواهد بود و نه  مددکاري.
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ» اي پيامبر ! در جهاد کردن با کافران و منافقان مبالغه کن، « وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ» و هرجا که اقتضا نمود بر آنان فشار بياور و بر آنان سخت بگير.
اين شامل جهاد با دست و دليل و زبان است، پس هرکس از آنان به وسيله جنگ و کارزار با مومنان مبارزه کرد بايد با دست و زبان و شمشير با او جهاد کرد .  هرکس در برابر اسلام سر تسليم فرود آورد به گونه اي که تحت سرپرستي آنها قرار گرفت، يا پيمان منعقد کرد، يا دليل و برهان با او جهاد مي شود؛ خوبي هاي اسلام براي او بيان شده و بديهاي شرک و ناسپاسي براي او تبيين مي گردد، و اين رفتاري است که در دنيا با آنها انجام مي شود.
«وَ» و اما در آخرت، « وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» جايگاهشان جهنم است که از آن بيرون نمي روند، « وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و چه بد جايگاهي است! « يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ» منافقان به خدا سوگند مي خورند که سخن باطل نگفته اند در حالي که قطعا سخن کفر را گفته اند. مانند سخن کسي از آنها که گفت« لَيخرِجَنَّ الأَعَزُّ الأَذَلَّ» کساني که با عزت تراند آن که را که ذليل تر است از مدينه بيرون خواهند کرد. و مانند سخناني که در زمينه تمسخر به دين و به پيامبر بر زبان آوردند، سخن آنان آگاه شده است پيش پيامبر آمده و سوگند  خوردند که اينها را نگفته اند.
خداوند متعال آنها را تکذيب نموده و مي فرمايد:« وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ» قطعا سخن کفر را گفته و پس از اسلامشان کافر گشته اند. پس اسلام آوردنِ گذشته آنها گرچه ظاهرا آنان را از دايره کفر بيرون کرده است، اما سخن اخيرشان اسلامشان را نقض کرده و در کفر داخل مي نمايد. « وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ» و قصد انجام کاري را کردند که به آن نرسيدند. و آن هنگامي بود که در جنگ تبوک قصد کشتن پيامبر (ص) را کردند. خداوند پيامبر را از کار آنها آگاه ساخت، و رسول خدا به کسي دستور داد که آنها را از انجام کاري که اراده آن را داشتند باز دارد.
«وَ» حال آن که، « َمَا نَقَمُواْ» آنها از پيامبر (ص) انتقاد نمي گرفتند، « إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَ