ه جاي آورند. « حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ» مگر اينکه آنان حال خود را تغيير دهند. يعني حالت آنها را اطاعت کردن به انجام دادن گناه مبذول نمايند، و در مقابل نعمت ناسپاسي کنند. پس آنگاه خداوند نعمت را از آنها مي گير و آن را به نقمت تبديل مي کند،همانطور که آنها حالت خود را تغيير دادند، و در اين رابطه حکمت از آن خدا است ،و او نسبت به بندگانش عدالت و احسان دارد، چرا که آنان را تنها به سبب ستمشان معاقبه کرده است، و اينکه دل هاي بندگان مطيعش را به سوي خود جذب نموده است و اين به سبب آن است که اگر از فرمان او اطاعت نکنند آنان را به سزاي اعمالشان مي رساند. « وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» و خداوند شنواي دانا است؛ همه آنچه را که گويندگان بر زبان مي آورند ، خواه آهسته بگويند و خواه تند و آشکارا ، مي شنود. و همه آنچه را دلها در خود دارند، مي داند، پس به مقتضاي علم و مشيت خدا، افکار و انديشه هايي بر بندگانش جاري مي شود.
« كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ» همچون شيوه فرعون و قومش، « وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ» و کساني که پيش از آنها بودند، وقتي که آيات پروردگارشان را بدانگاه که به نزدشان آمد تکذيب کردند، « فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ» پس هريک از آنان را برحسب جنايتشان هلاک کرديم.
« وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ» و فرعونيان را غرق نموديم، و هريک از هلاک شوندگان و عذاب داده شدگان بر خود ستم کردند و براي هلاکت خود تلاش نمودند. و خداوند بر آنها ستم نکرد و بدون ارتکاب جرم و جنايت آنها را مواخذه ننمود. پس مخاطبان بايد بپرهيزند ازاينکه در ستم کردن با آنها مشابهت اختيار کنند، و مانند آنها بر خود ستم نمايند، که آنگاه خداوند عذابي را را که بر آن فاسقان فرود آورد بر آنان هم فرود مي آورد.إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ هر آينه  بدترين  جنبندگان  در نزد خدا آنهايند که  کافر شده  اند و ايمان   نمي  آورند.
الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُونَ؛ کساني  که  تو از آنان  پيمان  گرفتي  ، سپس  پياپي  پيمان  خويش  را مي  شکنندو، هيچ  پروا نمي  کنند.
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ؛ پس  اگر آنها را در جنگ  بيابي  پراکنده  شان  ساز تا پيروانشان  نيز  پراکنده  شوند ، باشد که  عبرت  گيرند.
« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ» بي گمان کساني که سه خصلت کفر ورزيدن، ايمان نياوردن و خيانت کردن را دارا باشند، به  گونه اي که به هيچ عهد و پيماني پايبند نباشند، آنها نزد خدا بدترين جنبندگان هستند، و از الاغ و سگ و ديگر حيوانات بدترند، زيرا هيچ خيري در آنها وجود ندارد، و فقط مي توان از آنها  انتظار شر و بدي را داشت. پس اينها بايد نابود گردند تا بيماري شان به ديگران سرايت نکند. بنابراين فرمود:« فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ» پس اگر آنها را در حالت جنگ يافتي، و عهد وپيماني نداشتند، « فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ» آنها را در هم بکوب و عذابي به آنان بچشان که براي کساني که پشت سرشان مي آيند مايه عبرت باشند، « لَعَلَّهُمْ» تا شايد کساني که پشت سر آنان مي آيند، « يَذَّكَّرُونَ» از آنچه که بر سر آنها آمده است، پند بگيرند، تا آنچه که بر سر آنها آمده است  بر سرشان نيايد. و اين يکي از فوائد مجازات و  حدودي است که در پي گناهان انجام مي گيرد، چرا که مجازات و حدود سبب باز آمدن ديگران مي شود. همچنانکه سبب مي شود کسي که  گناه انجام داده است آن را تکرار نکند، و از آن دوري جويد. و مقيد کردن اين عقوبت و سزا به زمان جنگ دلالت مي نمايد که کافر گرچه خيانت کار و عهدشکن باشد اگر عهد و پيماني بست، جايز نيست به او خيانت کرد و عهدش را شکست.وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ؛ اگر مي  داني  که  گروهي  در پيمان  خيانت  مي  ورزند ، به  آنان  اعلام  کن  که   همانند خودشان  عمل  خواهي  کرد زيرا خدا خائنان  را دوست  ندارد.
اگر ميان تو و ميان قومي بر جنگ نکردن عهد و پيماني بود، و ترسيدي که خيانت کنند، به اين صورت که از قراين و حالات آنها به نظر مي رسيد که خيانت کنند، بدون اينکه به صراحت خيانتي از آنها سر بزند، « فَانبِذْ إِلَيْهِمْ» پيمان آنها را به سوي آنان بيانداز و لغو کن. و به آنها خبر بده که بين تو و آنها پيماني نيست.
« عَلَى سَوَاء» تا آگاهي تو و آنان به اقتضاي پيمان برابر شود. يعني تا همگي بدانيد که ديگر پيماني در کار نيست. و براي تو جايز نيست که به آنها خيانت کني يا کاري را انجام دهي که برحسب پيمان نبايد آن را انجام دهي، تا وقتي که آنها را به ملغي بودن پيمان آگاه کني.« إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِينَ» بيگمان خداوند خيانت کاران را دوست ندارد، و به شدت از آنها متنفر است، پس بايد دلايل روشني باشد که شما را از خيانت کردن تبرئه نمايد. اين آيه دلالت مي نمايد که هرگاه خيانت آنان ثابت گردد نيازي نيست که پيمانشان به آنها برگردانده شود، و مطلع گردند که پيمان لغو شده است، چون لغو شدن پيمان بر آنها پوشيده نيست، نيز لغو کردن پيمان در چنين حالتي فايده اي ندارد، و چون فرموده است:« عَلَى سَوَاء» به گونه اي که همه در آگاهي از نقص عهد برابر شوند، و در اينجا خيانت و عهدشکني آنها براي همه معلوم است.
نيز مفهوم آيه دلالت مي نمايد که اگر بيم خيانت از آنها نباشد به اين صورت که کاري از آنها به چشم نخورد که بر عهدشکني و خيانت دلالت نمايد، در اين صورت لغو کردن پيمان جايز نيست، بلکه بايد تا مدت عهد و پيمان به پايان مي رسد به آن وفا کرد.وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ يُعْجِزُونَ؛ آنان  که  کافر شده  اند نپندارند که  جسته  اند ، زيرا خدا را ناتوان  نمي   سازند.
کساني که به پروردگارشان کفر ورزيده و آيات او را تکذيب مي کنند، گمان نبرند که آنها از خدا پيشي گرفته ، و از دست او در رفته اند، زيرا آنها نمي توانند خداوند را درمانده و ناتوان کنند، و خداوند در کمين آنها است اما بنا بر حکمتِ خويش به آنها مهلت داده و عذاب خود را فورا بر آنان نازل نمي کند. از جمله حکمت الهي در اين زمينه اين است که بندگان مومن خويش را آزمايش مي کند تا  با انجام طاعت و آنچه که موجب خشنودي وي مي گردد توشه هايي براي خود برگيرند، و به مقام هاي بلند و عالي برسند، و به اخلاق و صفت هايي متصف شوند که جز به اين طريق نمي توانند به آن مقام رفيع دست يابند. بنابراين به بندگان مومنش فرمود: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ ب