نده است چون  او از اعراب بود که  ملتي بيسواد بودند و خواندن و نوشتن را بلد نبودند و پيش از نزول  قرآن اين ملت  کتابي نداشتند.« الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ» پيامبري که او را با نام و صفاتش در تورات و انجيل  گماشته مي يابند، و از بزرگترين صفات او آن است که به چيزهايي دستور مي دهد، و از اموري باز مي دارد:« يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ» آنها را به معروف امر مي کنند. و معروف چيزي است که خوبي و صلاح و فايده اش شناخته شده است. « وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ» و آنان را از منکر باز مي دارد. و منکر هر آن چيزي است که زشتي آن در عقل ها و سرشت ها شناخته شده است. پس آنان را به نماز و زکات و روزه و حج و صله رحم و نيکي کردن با پدر و مادر و نيکي کردن با همسايه و خادم و برده و فايده رساندن به ساير مردم، و راستگويي و پاکدامني و نيکي و خير خواهي و امثال آن فرمان مي دهد.
و از شرک ورزيدن به خدا و کشتن مردم به ناحق، و زنا و نوشيدن آنچه مست مي کند و از ستم ورزيدن بر ساير مردم و دروغگويي و فساد و امثال آن باز مي دارد. پس بزرگترين دليل مبني بر اين که او پيامبر خدا است چيزي است که به آن امر و يا از آن نهي، و يا حلال يا حرام نموده است. زيرا او، « وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ» خوراکي ها و نوشيدني ها و ازدواج ها و  گفتارها و کردارهاي ناپاک را بر آنان حرام مي گرداند، « وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ» و بار و زنجيرهايي را که بر آنان بود از آنان بر مي دارد. يعني يکي از صفت هاي او اين است که دينش آسان و ساده است و مشقت و احکام دست و پاگير و تکليف هاي دشوار در آن نيست. « فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ » پس کساني که به او ايمان آوردند و او را احترام نهادند و بزرگ داشتند، « وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ» و او را ياري کردند و از نوري که با او فرو فرستاده شده است پيروي نمودند، و آن نور، قرآن است که در تاريکي هاي شک و جهالت به وسيله آن راه روشن مي شود و به هنگام تضارب و تعارض باورها و گفتارها به آن اقتدا مي شود. « أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» همانا ايشان رستگارانند. آنان کساني هستند که به خير دنيا و آخرت دست يافته و از شر دنيا و آخرت رهيده اند، چون آنان بزرگترين اسباب رستگاري را فراهم کرده اند. و  اما کسي که به اين پيامبر ايمان نياورد و او را تعظيم و ياري نکند و از نوري که همراه با او فرستاده شده است پيروي ننمايد، او زيانکار مي باشد.
پس از آن که پيامبر (ص) بني اسرائيل را به تبعيت از خويش فرا خواند به دليل اينکه عده اي بر اين باور بودند که اين حکم  فقط منحصر به بني اسرائيل است چيزي را آورد که بر عموم و کليت دلالت مي نمايد و  فرمود:« قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا» بگو: اي مردم! من فرستاده خدا به سوي همه شما هستم. به سوي همه شما اعم از عرب و عجم، اهل کتاب و غيره فرستاده شده ام، « الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» خداوندي که پادشاهي آسمانها و زمين از آن اوست، و با فرمانها واحکام وتدابير کَوني و شرعي خويش در آن تصرف مي نمايد. و از جمله احکام شرعي و ديني او اين است که پيامبري بزرگ را به سويتان فرستاده که شما را به سوي خدا و سراي کرامت و عزت فرا مي خواند و از هر آنچه که شما را از خدا و از سراي بهشت دور مي کند برحذر مي دارد. « لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ» هيچ معبود به حقي جز خداي يگانه نيست و شريکي ندارد.
و روش عبادت او مگر از طريق پيامبرانش دانسته نمي شود. « يُحْيِـي وَيُمِيتُ» و از جمله تدابير او زنده کردن و ميراندن است و هيچکس در اين کار با او شريک نيست، و خداوند مردان را پل و گذرگاهي قرار داده است که انسان از آن به سراي جاويدان مي رسد، سرايي که هرکس به آن ايمان داشته باشد به طور قطع محمد (ص)  را تصديق مي نمايد. « فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ» پس به خدا و پيامبر درس نخوانده اش ايمان بياوريد، ايماني قلبي که  متضمن اعمال قلوب و جوارح است. « الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ» پيامبر درس نخوانده اي که به خدا و سخنانش ايمان مي آورد. يعني به اين پيامبر ايمان بياوريد که در عقايد و اعمالش بر راه درست و راست قرار دارد، « وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» و از او پيروي کنيد تا در منافع ديني و دنيوي خود راه يابي، زيرا اگر از او پيروي نکنيد بسي گمراه خواهيد گشت.
« وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ» و از ميان قوم موسي گروهي هستند که به حق راهنمايي مي کنند و با آن دادگري مي نمايند. يعني در ياد دادن  مردم و فتوا صادر  کردن برايشان، آنان را به حق راهنمايي مي کنند. و در حکم و داوري کردن نيز در ميان مردم به حق داوري مي کنند. همان گونه که خداوند متعال فرموده است:« وَجَعَلَنا مِنهُم أَئِمَّةَ يهدُونَ بِأَمرِنَا لَمَّا صَبَروُا وَکَانُوا بِأَيتِنَا يوقِنوُنَ» و از آنان پيشواياني گردانيديم که به فرمان ما راهنمايي مي کردند، به سبب آن که شکيبايي ورزيدند و به آيات ما يقين داشتند . و اين فضيلت براي امت موسي عليه الصلاة و السلام است و خداوند از ميان آنان راهنماياني قرار داد که به فرمان او راهنمايي مي کردند. و آوردن اين آيه کريمه نوعي احتراز از مسايلي است که قبلا گذشت، زيرا خداوند متعال در گذشته پاره اي از معايب بني اسرائيل را بيان کرد که با رشد و کمال و هدايت متضاد بود. پس ممکن است کسي گمان بَرَد که همه آنان چنين بوده اند، بنابراين خداوند متعال بيان کرد که گروهي از آنا بر راه راست و هدايت شده و  هدايت کننده بودند.وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ بني  اسرائيل  را به  دوازده  سبطتقسيم  کرديم   و چون  قوم  موسي  از او آب ، خواستند به  او وحي  کرديم  که  عصايت  را بر سنگ  بزن   از آن  سنگ  دوازده   چشمه  روان  شد  و هر گروه  آبشخور خويش  را بشناخت   و ابر را سايبانشان   ساختيم  و برايشان  من  و سلوي  نازل  کرديم   بخوريد از اين  چيزهاي  پاکيزه   که  بر شما روزي  داده  ايم   و آنان  به  ما ستم  نکردند بلکه  به  خودشان  ستم   مي  کردند.
وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِك