شاد و مسرور، و با به دست آوردن خشنودي وي بهره مند گردند. 
و در مورد اهل جهنم فرموده است:« وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ» و وارد بهشت نمي شوند مگر اينکه شتر از سوراخ سوزن خياطي بگذرد. يعني مگر اينکه شتر که از نظر جسمي از بزرگترين حيوانات است از سوراخ سوزن خياطي که تنگ ترين سوراخ است عبور کند، و اين معلّق کردن چيزي است به امر غير ممکن. يعني همان طور که داخل شدن و عبور کردن شتر از سوراخ سوزن خياطي غيرممکن و محال است، داخل شدن به بهشت براي کساني که آيات خدا را تکذيب مي کنند محال و غيرممکن است. خداوند  متعال فرموده است:« إِنَّهُ مَن يشرِک بِاللهِ فَقَد حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيهِ الجَنَّةِ وَمَأوَئهُ النَّارُ» همانا کسي که براي خدا شريک قايل شود، خداوند بهشت را بر او حرام کرده و جايگاهش آتش جهنم است، و در اينجا فرمود:« وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ» و اين گونه کساني را که جنايتکار و مجرم هستند و سرکشي شان شديد است سزا مي دهيم. 
« لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ» براي آنان فرش و زيراندازي از جهنم است. « وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ» و بر بالاي سرشان سايه هايي از عذاب است و آنان را مي پوشاند. « وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ» و اين گونه کساني را که بر خود ستم کرده اند سزا مي دهيم، و اين سزايي کامل و برابر است، و پروردگارت بر بندگان ستم نمي کند.وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ به  هيچ  کس  جز اندازه  توانش  تکليف  نمي  کنيم   آنان  که  ايمان  آورده   اندو، کارهاي  نيکو کرده  اند اهل  بهشتند و در آنجا جاويدانند.
وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ  ؛ و هر گونه  کينه  اي  را از دلشان  بر مي  کنيم   نهرها در زير پايشان  جاري   است   گويند : سپاس  خدايي  را که  ما را بدين  راه  رهبري  کرده  و اگر ما  رارهبري  نکرده  بود ، راه  خويش  نمي  يافتيم   رسولان  پروردگار ما به  حق   آمدند و آنگاه  ايشان  را ندا دهند که  به  پاداش  کارهايي  که  مي  کرديد اين   بهشت  را به  شما داده  اند.
وقتي خداوند عقاب و عذاب گناهکاران ِ ستمگر را بيان کرد، پاداش فرمانبرداران را نيز ذکر نمود و فرمود:« وَالَّذِينَ آمَنُواْ» و کساني که قلبا ايمان آوردند، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» و با اعضا و جوارح خود کارهاي شايسته انجام دادند، پس هم ايمان آوردند، و هم عمل کردند، هم اعمال ظاهري را انجام دادند و هم اعمال باطني را، هم کارهاي واجب را انجام دادند و هم کارهاي حرام را ترک گفتد. و از آن جا که فرموده الهي، « وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ» عام و فراگير است و همه کارهاي شايسته اعم از واجب و مستحب را در بر مي گيرد، و ممکن است برخي از آن براي بنده مقدور نباشد، فرمود:« لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» هيچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمي سازيم. يعني به مقدار و اندازه اي که در توانش هست، و انجام آن برايش مشکل نيست، پس در اين حالت بر او لازم است که به اندازه توانش از خداوند بترسد،  و وقتي که از انجام برخي از واجبات ناتوان شد که ديگران مي توانستند آن را انجام دهند، آن واجب از او ساقط مي شود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« لَا يکَلِفُ اللَّهُ نَفسَاَ إِلَّا وُسعَهَا» خداوند هيچ کس را جز به اندازه توانش مکلف نمي سازد. « لَا يکَلِفُ اللَّهُ نَفسَاَ إِلَّا مَآ ءَاتَئَهَا » خداوند هيچ کس را مکلف نمي سازد مگر به اندازه آنچه به او داده است.« وَمَا جَعَلَ عَلَيکُم فِي الدِّينِ مِن حَرَجِ» و خداوند در دين مشکلي برايتان قرار نداده است، « فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا استَطَعتُم» پس به اندازه اي که مي توانيد از خدا بترسيد.
بنابراين در صورت ناتواني، واجبي بر گردن آدمي نيست، و در صورت ضرورت و ناچاري حرامي در ميان نمي باشد. « أُوْلَـئِكَ» ايشان که به ايمان و عمل صالح متصف اند، « أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» اهل بهشت اند و براي هميشه در آن باقي مي مانند. يعني از آن برگردانده نمي شوند، و به جاي آن چيزي ديگر را طلب نمي کنند، چون آنها در بهشت انواع لذت ها و خواسته ها را مي بينند که فراتر از آن چيزي نيست، و بالاتر از آن چيزي خواسته نمي شود.
« وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ» و هرگونه کينه را از دلهايشان بيرون مي کشيم. و اين از کرم و احسان خدا براي اهل بهشت است، زيرا کينه اي را که در دلهايشان بود و رقابتي را که درميان آنان بود برطرف کرده و از بين مي برد، تا برادران ودوستاني همدل و صميمي باشند. خداوند متعال فرموده است :« وَنَزَعنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِنّ غِلِ ّ إِخوَنَّا عَلَي سُرِِرُ مُّتَقَبِلينَ» و هرگونه کينه اي را که در دلهايشان بود بيرون آورديم، و آنان تبديل به برادراني مي شوند که بر تخت ها و روبرو نشسته اند. و خداوند به هريک کرامت و بزرگواري مي دهد به گونه اي که شادو خوشحال مي شود و هيچ نعمتي را بالاتر از آنچه که او در آن بسر مي برد. تصور نمي کند. پس، از حسادت و کينه ورزي در امام مي مانند، زيرا در بهشت اسباب حسادت و کينه ورزي وجود ندارد.
« تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ» رودها از زيرشان روان است و آن را به هر کجا که بخواهند جاري مي کنند. اگر بخواهند آن را در داخل قصرها يا در اتاق هاي بلند و بالا يا در باغهاي بهشت و در زير باغچه هاي شکوفا جاري مي کنند، رودهايي که در کانال هاي فراواني بر سطح زمين نه زير آن جريان دارند و نيکي هايي که نهايتي ندارد.
« وَقَالُوا» بنابراين وقتي نعمتهايي را مشاهده مي کنند که خداوند به آنها ارزاني نموده، و آنان را بوسيله آنها اکرام نموده است، مي گويند:« الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا» سپاس خداوندي را که ما را به اين رهنمود ساخت و بر ما منت نهاد و به دلهايمان القا و الهام کرد، پس دلهايمان به او ايمان آورد و بر انجام کارهايي که انسان را به اين سرا مي رساند منقاد و مطيع شد، و خداوند ايمان و اعمال ما را حفاظت نمود تا اينکه بوسيله آن ما را به اين سرا رسانيد. پس چه خوب است پروردگار بزرگ و بخشنده که از همان ابتدا به ما نعمت داد و نعمت هاي ظاهري و باطني را که غير قابل شمارش است به سوي ما سرازير کرد.
« وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ» و اگر خداوند با هدايت خويش و پيروي از پيامبرانش بر ما منت نمي گذاشت در وجود ما قابليت پذيرش هدايت نبود.« لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ» همانا پيامب