 مرتفع و محکم خود بازگرديده باشد که مورد پرسش قرار گيريد. گفتند: « اي واي بر ما»، واقعا ما ستمکار بوديم. پيوسته اين سخنشان بود تا اينکه آنان را درو شده بي جان گردانديم.
« فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ» پس حتما از امت هايي که پيامبران به سوي آنها فرستاده شدند خواهيم پرسيد که پيامبرانشان را چه پاسخ دادند؟« وَيومَ ينَاديهِم فَيقُولُ مَاذَا أَجَبتُمُ المُرسِلَينَ» و روزي که خداوند آنان را صدا مي زند و مي فرمايد: پيامبران را چه جواب داديد؟ « وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» و حتما از پيامبران در مورد رساندن پيام پروردگارشان خواهيم پرسيد، و از پاسخي که امت هايشان به آنان دادند مي پرسيم. « فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم» و همه کارهايي را که مردم کرده اند، آگاهانه براي آنان بيان مي کنيم. « بِعِلمِ» از روي آگاهي و علمي که خداوند متعال نسبت به اعمالشان دارد. « وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ» و ما در هيچ وقتي از اوقات غائب نبوده ايم. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَلَقَد خَلَقنَا فَوقُکُم سَبعَ طَرَائِقَ وَمَا کُنَّا عِنِ الخَلِق غَفِلينَ» و همانا بر بالاي سر شما هفت آسمان را آفريده ايم و ما از خلق بي خبر نبوده  ايم . سپس پاداش و جزا را بر طبق اعمالتان بيان کرد و فرمود:وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ در آن  روز ، وزن  کردن  به  حق  خواهد بود  آنها که  ترازويشان  سنگين  است ، رستگارانند.
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ؛ آنان  که  ترازوي  اعمالشان  سبک  گشته  است  کساني  هستند که  به  آيات  ما  ايمان  نياورده  بودند و از اين  رو به  خود زيان  رسانيده  اند.
موازنه وسنجش اعمال در روز قيامت به دادگري و انصاف انجام مي شود و به هيچ وجه در آن ظلم و ستمي وجود ندارد. « فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ» پس هرکس ترازوي اعمالش سنگين باشد، به اين صورت که کفه نيکي هايش از بدي هايش سنگين تر شود. « فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» يعني ايشان نجات يافتگانِ از ناگواريها و دست يافتگان به دوست داشتنيها هستند، و فايده بزرگ و سعادت هميشگي را به دست مي آورند. « وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ» و هرکس ترازوي اعمالش سبک باشد، به اين صورت که کفه بديهايش سنگي تر باشد، « فَأُوْلَـئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم» ايشان کساني اند که خويشتن را تباه کرده اند. زيرا نعمت جاودان را از دست داده اند و به عذاب دردناک گرفتار شده اند، « بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُونَ» بدان سبب که نسبت به آيات ما ستم روا مي داشتند. پس آن چنانکه بر آنان واجب بود در برابرش منقاد و تسليم نشدند.وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ؛ در زمين  جايگاهتان  داديم  و راههاي  معيشتتان  را در آن  قرار داديم   و  چه اندک  سپاس  مي  گزاريد.
خداوند متعال با بيان اينکه بندگانش را در زمين سُکني داد و اسباب معيشت آنان را فراهم ساخت بر آنان منت مي نهد و مي فرمايد:« وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ» و همانا زمين را برايتان آماده نموديم، طوري که بتوانيد در آن خانه بسازيد ، و آن را شخم بزنيد و انواع استفاده ها را از آن ببريد. « وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ» و در آن برايتان وسايل زندگي قرار داديم، از قبيل درختان و گياهان و معادن زيرزميني و انواع صنايع و تجارت ها. اينها را خداوند برايتان فراهم نمودو اسباب آن را در اختيار شما قرار داد. « قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُونَ» اما بسيار کم شکر خداوند را به جاي مي آوريد که انواع نعمت ها را به شما داده، و سختي و رنج ها را از شما دور نموده است.وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ؛ و شما را بيافريديم  ، و صورت  بخشيديم  ، آنگاه  به  فرشتگان  گفتيم  : آدم   را سجده  کنيد  همه  ، جز ابليس  ، سجده  کردند و ابليس  در شمار سجده  کنندگان  نبود.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ؛ خدا گفت  : وقتي  تو را به  سجده  فرمان  دادم  ، چه  چيز تو را از آن   بازداشت ، ? گفت  : من  از او بهترم  ، مرا از آتش  آفريده  اي  و او را از  گل.
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ؛ گفت  : از اين  مقام  فرو شو  تو را چه  رسد که  در آن  گردنکشي  کني  ?  بيرون رو که  تو از خوار شدگاني.
قَالَ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ گفت  : مرا تا روز قيامت  که  زنده  مي  شوند مهلت  ده.
قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِينَ؛ گفت  : تو از مهلت  يافتگاني.
خداوند متعال انسانها را مخاطب قرار داده و مي فرمايد:« وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ» و همانا اصل و ماده اي را که شما از آن پديد آمديد، آفريديم. و آن آدم عليه السلام است، « ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ» سپس به صورتگري آدم پرداختيم و او را به بهترين وجه خلق کرديم. و خداوند آنچه را که مکمل صورت باطني آدم بود، به وي آموخت، و آن عبارت از نام اشيابود.
سپس فرشتگان بزرگوار را دستور داد تا به منظور اکرام و احترام آدم و براي اظهار فضيلت او در مقابل وي سجده کنند. فرشتگان از دستور پروردگارشان فرمان برده و اطاعت نمودند، « فَسَجَدُواْ» پس همه سجده کردند، « إِلاَّ إِبْلِيسَ» جز ابليس که به خاطر اينکه خود را از او بزرگتر مي ديد و به خاطر خودپسندي، از سجده بردن امتناع ورزيد. پس خداوند او را بر اين کار سرزنش نمود و فرمود:« مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ» چه چيز ترا بازداشت از اينکه سجده کني براي کسي که من با دو دوست خود آفريده ام؟! يعني او را شرافت دادم، و با اين فضيلت او را برتري بخشيدم به گونه اي که کسي ديگر اين فضيلت را ندارد، و تو از فرمان سرپيچي نموده، و در مورد دستورم سهل انگاري کردي! «قَالَ» شيطان در حالي که با پروردگارش معارضه مي کرد، گفت:« أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ» من از او بهتر هستم. سپس براي اثبات اين ادعاي باطل دليل آورد و گفت:« خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ» مرا از آتش آفريده اي و او را از خاک ، و اين اقتضا مي کند که آنکه از آتش آفريده شده از آنچه از خاک آفريده شده است بهتر باشد، چون آتش بر بالاي خاک قرار مي گيرد و اين قياس از چند جهت فاسد و باطل است:
1- اين قياس در مقابل دستور خدا به سجده کردن انجام شد، و قياس وقتي که با نص معارض و مخالف باشد قياس باطلي است، چون منظور از قياس اين است حکمي که در مورد آن نصّي نيامده است، با اموري که در مورد آن نصّ وارد شده است نزديک شود و تابع آن قرار گيرد. اما ق