 و در دسترس که به راحتي در دسترس مي باشند. طوري که استفاده از ميوه درخت خرما مشکل نيست، هرچند که درخت خرما بلند است، چون در آن فرورفتگي و دسته هايي است که بالا رفتن از آن را آسان مي گرداند.« وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ» و خداوند به وسيله آب، باغهاي انگور و زيتون و انار پديد آورده است.  اينها درختان پرفايده و موثّر در سود رساني به مردم هستند ، بنا براين پس از اينکه خداوند به طور عام از درختان و گياهان نام برد،  اينها را به طور ويژه بيان کرد. « مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ» احتمال دارد که به انار و زيتون برگردد، چرا که انار و زيتون درخت و برگشان مانند يکديگر و همگون است، اما در ميوه با يکديگر فرق کرده و تشابهي با يکديگر ندارند. و احتمال دارد که به ساير درختان و ميوه ها بر گردد، يعني اينکه برخي از درختان و ميوه ها با برخي ديگر مشابهت دارند، و در بعضي از صفات و ويژگيهايشان با يکديگر همگوني و مشابهت ندارند. و بندگان از همه استفاده مي برند و از آنها مي خورند و لذت مي برند و به عنوان قوت و غذا از آنها استفاده مي کنند، و پند و اندرز مي آموزند. 
بنابراين خداوند دستورداده است تا آدمي به آن بنگرد و از آن پند پذيرد، پس فرمود:« انظُرُواْ» با تدبّر و انديشه بنگريد، « إِلِى ثَمَرِهِ» به ميوه همه درختان به ويژه درخت خرما، آنگاه که ميوه مي دهد، « وَيَنْعِهِ» و به آن بنگريد آنگاه که ميوه اش مي رسد، زيرا در اين، درست و عبرت و نشانه هايي دال بر رحمت خدا و گستردگي احسان و بخشش، و کمال اعتنا وتوجه وي به بندگانش.
ولي هرکس درس نمي گيرد و نمي انديشد، و مقصود را درک نمي کند، بنابراين خداوند بهره بردن از اين نشانه ها را به مومنان اختصاص داد و فرمود:« إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» همانا در اين ، نشانه هايي است براي قومي که ايمان مي آورند. زيرا ايماني که مومنان با خود دارند آنان را وادار مي کند که به مقتضاي آن عمل کنند. و از جمله مقتضا و لوازم ايمان تفکر و انديشيدن در نشانه هاي خدا و ديگر مواردي که عقل و سرشت و شريعت بر آن دلالت مي نمايد.وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ؛ براي  خدا شريکاني  از جن  قرار دادند و حال  آنکه  جن  را خدا آفريده  است  و  بي  هيچ  دانشي  ، به  دروغ  دختراني  و پسراني  براي  او تصور کرده  اند  او منزه  است  و فراتر است  از آنچه  وصفش  مي  کنند.
بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ؛ پديد آورنده  آسمانها و زمين  است   چگونه  او را فرزندي  باشد ، و حال   آنکه  او را همسري  نيست   هر چيزي  را او آفريده  است  و به  هر چيزي   داناست.
ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ؛ اين  است  خداي  يکتا که  پروردگار شماست   خدايي  جز او نيست   آفريننده هر، چيزي  است   پس  او را بپرستيد که  نگهبان  هر چيزي  است.
لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ؛ چشمها او را نمي  بينند و او بينندگان  را مي  بيند  دقيق  و آگاه  است.
قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ؛ پروردگارتان  به  شما ادراک  داده  است   هر که  از روي  بصيرت  مي  نگرد  به سود اوست  و هر که  چشم  بصيرت  بر هم  نهد به  زيان  اوست   و من   نگهدارنده شما نيستم.
خداوند متعال خبر مي دهد با وجود اين که بر بندگانش احسان نموده و خود را با نشانه ها و دلايل روشن و حجت هاي واضح شناسانده است، اما مشرکين اعم از قريش و ديگران، شريکاني از جن و فرشتگان که آفريده هاي خدا هستند و چيزي از ويژگي هاي ربوبيت و الوهيت در آنها نيست براي او قرار داده، و آنها را به فرياد خوانده و مي پرستند. پس، آنها را شرکاي کسي قرار داده اند که آفرينش و  امر در دست  او است، و ساير نعمت ها را ارزاني نموده، و همه سختي ها و رنجها را دور مي نمايد. همچنين مشرکين از روي ناداني و به دروغ پسران و دختراني را براي خدا تراشيده اند. و کيست ستمگرتر از کسي که بدون علم و آگاهي درباره خدا چيزي بگويد؟ و زشت ترين نقص و کمبودي را که خداوند از آن پاک و مبّرا است به دروغ به او نسبت دهد؟! بنابراين خداوند خويشتن را از آنچه مشرکين به دروغ به او نسبت مي دادند، تبرئه نمود و فرمود:« سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ» پاک است خداوند از آنچه که او را بدان توصيف مي کنند، زيرا او به هر کمالي متصف و از هر نقص و آفت و عيبي پاک و منّزه است.
« بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ » پديد آورنده و آفريننده آسمانها و زمين است. و آفرينش آنها را به خوبي و بدون  اينکه از قبل نمونه اي داشته باشند، به بهترين صورت آفريده است، که خردمندان نمي توانند مانند آن را پيشنهاد کنند، و در آفرينش آسمانها و زمين هيچ شريک و وزيري ندارد.
« أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ» چگونه ممکن است براي خدا فرزندي باشد، در حالي که او خداي برتر و بي نياز است؟ و او کسي است که فرزند و همسري ندارد، و از مخلوقاتش بي نياز است و همه مخلوقات در تمامي حالات خود به او نيازمندند. و فرزند بايد از جنس پدرش باشد، و خداوند آفريننده هرچيزي است و هيچکدام از مخلوقات به هيچ صورتي با خدا مشابهت ندارند. 
وقتي که بيان داشت هر موجودي آفريده او است ، بيان کرد که علم و آگاهي او همه اشيا را فرا گرفته است، پس فرمود:« وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و او به هر چيزي دانا است، ذکر «علم» پس از « خلق» به مثابه ارائه دليل عقلي است بر ثبوت علوم او. اين دليل عقلي عبارت است از مخلوقات و نظام کامل و متقن جهان آفرينش. 
جهان هستي بر گستردگي علم آفريننده و کمال حکمت او دلالت مي نمايد. همان طور که خداوند متعال فرموده  است :« أَلَا يعلَمُ مَن خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الخَبِيرُ» آيا کسي که آفريننده است و مردمان را آفريده است، حال و وضع آنان را نمي داند حال آنکه او لطيف و آگاه و بسيار باريک بين است؟! و در جاي ديگري نيز مي فرمايد:« وَهُوَ الخَلَّقُ العَلِيمُ» و او آفريننده دانا است؛ خدايي که همه چيز را آفريده و اندازه گيري نموده است.
« ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ» اين است خدا پروردگار شما؛ معبودي که شايسته است از صميم قلب او را دوست بداريدو در برابر او سر مذلت بر خاک نهاد،  همه جهان آفرينش را با نعمت خويش پرورش داده و انواع رنجها و سختي ها را از انسانها دور کرده است. « لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ» هيچ معبود بر حقي جز او نيست، آفريننده هر چيزي است ،