بْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ و اوست  که  شما را شب  هنگام  مي  ميراند و هر چه  در روز کرده  ايد مي   داند،، آنگاه  بامدادان  شما را زنده  مي  سازد تا آن  هنگام  که  مدت  معين   عمرتان به  پايان  رسد  سپس  بازگشتتان  به  نزد اوست  و شما را از آنچه   کرده  ايد آگاه  مي  کند.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ؛ اوست  قاهري  فراتر از بندگانش   نگهباناني  بر شما مي  گمارد ، تا چون   يکي  از شما را مرگ  فرا رسد فرستادگان  ما بي  هيچ  کوتاهي  و گذشتي  جان  او  بگيرند.
ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ؛ سپس  به  نزد خدا ، مولاي  حقيقي  خويش  بازگردانيده  شوند  بدان  که  حکم ، حکم اوست  و او سريع  ترين  حسابگران  است.
تمام اين آيات در رابطه با اثبات الوهيت خدا و  استدلال عليه مشرکين بوده ، و بيانگر آن است که خداوند متعال سزاوار محبت و تعظيم و بزرگداشت و  اکرام است. پس خداوند خبر داد که تنها او به امور بندگانش در بيداري و خوابشان مي پردازد و او روح آنان را در شب مي گيرد، پس حرکات آنان آرام مي گيرد و جسم هايشان استراحت مي کند، سپس آنان را از خواب بر مي  انگيزد، تا براي به دست آوردن منافع ديني و دنيوي خود به فعاليت و  تلاش بپردازند. و هموکارهايي را که در روز انجام مي دهند، مي داند، سپس خداوند همواره به آنان مي پردازد تا اينکه مدت زندگيشان را تمام کنند، پس طبق اين تدبير، مدتِ مشخص شده به پايان مي رسد، و آن دوران زندگي است. پس از آن دوران ديگري شروع مي شود، و آن زنده شدن پس از مرگ است. بنابر اين فرمود:« ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ» سپس بازگشت شما به سوي اوست، نه به سوي کسي ديگر. « ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» سپس شما را به آنچه از خير و شر که انجام مي داديد آگاه مي سازد.
« وَهُوَ» و خداوند متعال، « الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ» بر بندگانش چيره و غالب است. و اراده فراگير و مشيت و خواست  عام او بر آنان جاري مي گردد. پس هيچ کاري به دست آنان صورت نمي گيرد و هيچ کاري در دست آنان نيست، و حرکت نمي کنند، و آرام نمي گيرند مگر به فرمان او. با وجود اين فرشتگاني مراقب بر بندگان گماشته است تا از آنان محافظت کنند و آنچه را که انجام مي دهند ثبت و ضبط نمايند، « وَإِنَّ عَلَيکُم لَحفِظينَ، کِرَامَا کَتِبينَ ، يعلَمُونَ مَا تَفعَلُونَ» و همانا بر شما مراقباني گماشته شده اند؛ نويسندگان بزرگواري که آنچه مي کنيد، مي دانند، « عَنِ اليمينِ وَعَنِ الشِمَالِ قَعيدُ ، مَّا يلفِظُ مِن قَولِ إِلَّا لَدَيهِ رَقيبُ عَتِيدُُ» از چپ و راست نشسته اند، انسان هيچ سخني را بر زبان نمي آورد مگر اينکه نزد او مراقبي آماده است و آن را مي نويسد . پس اين ، مراقب خدا از آنان در حال زندگي است. « حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا» تا اينکه زمان مرگ شما فرا رسد، آنگاه که فرشتگان ما، که مسوول گرفتن جان و قبض روح هستند، جان او را مي گيرند، « وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ» و آنان در اين کار کوتاي نمي ورزند؛ پس يک لحظه را بر زماني که خدا مقدر نموده است نمي افزايند، و لحظه اي از آن کم نمي کنند، و اين کار را طبق تقدير و فرمان الهي انجام مي دهند.« ثُمّ» و بعد از مرگ، و زندگي برزخ، و خير و شري که در آن هست، « رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ» به سوي خدا که سرور حقيقيشان است برگردانده مي شوند.
به سوي خدايي بر مي گردند که با حکمت و تقدير خويش آنها را سرپرستي نموده، و مشيت خود را بر آنان جاري کرده است. سپس با  امر و نهي خود آنها را سرپرستي نموده و پيامبرانش را به سوي آنها فرستاده و کتابها را بر آنان نازل نموده است. پس به سوي او برگردانده مي شوند تا به سزا و جزاي آنها حکم نمايد و به خاطر خوبي هايي که انجام داده اند آنان را پاداش بدهد، و آنها را بر بديها و زشتي هايي که مرتکب شده اند مجازات کند. «  أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ» هان! فرمان و داوري از آنِ اوست؛ معبودي يگانه که هيچ شريکي ندارد.« وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ» و  او سريعترينِ حسابگران است، زيرا خدا بسيار آگاه است ، و اعمال آنها را در لوح المحفوظ ثبت نموده، و فرشتگانش تمامي حرکات و سکنات آنان را در نامه اعمال و کتابي که در دستشان است ثبت کرده اند.
پس تنها خدا مي آفريند و به تدبير امور مي پردازد، و او در آفريدن و تدبير يگانه، و بر بندگانش چيره است ، و همه حالاتشان را زير نظر دارد، و حکم و داوري تقديري و شرعي و جزائي از آن اوست. پس چرا مشرکين از ذاتي که داراي چنين صفاتي است روي مي گردانند و به عبادت کسي روي مي آورند که هيچ کاري در دست او نيست، و به اندازه ذرّه اي سود و نفع نمي رساند، و قدرت و اراده اي ندارد؟! سوگند به خدا اگر بردباري خداوند و گذشت و رحمت وي را نسبت به خويش مي دانستند به شناخت وي روي آورده و شيفته و سرگشته  او مي شدند.
حال آنکه به شرک و ناسپاسي روي آورده و با خدا مبارزه مي کنند، و به خود جرات مي دهند که شکوه و عظمت پروردگار را ناديده بگيرند و به وي دروغ نسبت دهند، اين در حالي  است که پروردگار، آنان را روزي مي دهد. تمام اين بدبختي ها بدان جهت است که تسليم شيطان شده اند، و اين کار جز رسوايي و زيان چيز ديگري به دنبال ندارد. اما آنها قومي نادان هستند.قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ بگو : چه  کسي  شما را از وحشتهاي  خشکي  و دريا مي  رهاند ? او را به  زاري   ودر 
نهان  مي  خوانيد که  اگر از اين  مهلکه  رهايي  يابيم  ، ما نيز از  سپاسگزاران  خواهيم  بود.
قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ؛ بگو : خداست  که  شما را از آن  مهلکه  و از هر اندوهي  مي  رهاند ، باز هم   بدو شرک  مي  آوريد.
« قُل» به کساني که براي خدا شريک قرار مي دهند و معبودان ديگري را با او مي خوانند، و توحيد ربوبيت را مي پذيرند و توحيد الوهيت را انکار مي کنند، بگو:« مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ» چه کسي شما را از سختي ها و مشقت هاي خشکي و دريا نجات مي دهد؟ و آن گاه که چاره سازي و چاره انديشي برايتان سخت و مشکل مي شود خداوند را با فروتني مي خوانيد و پيوسته حاجات خود را از او مي طلبيد، و در حالي  که شما در آن موقعيت قرار داريد، مي گوييد:« لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ» اگر خداوند ما را از اين سختي که در آن افتاده ايم نجات بدهد، « لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ» قطعا از سپاس گزاراني خواهيم بود که به نعمت او اعت