ْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ؛ بگو : آيا، مي  دانيد که  اگر الله  گوش  و چشمان  شما را بازستاند و بر  دلهايتان  مهر نهد چه  خدايي  جز الله  آنها را به  شما باز مي  گرداند ? بنگر  که  آيات  خدا را چگونه  به  شيوه  هاي  گوناگون  بيان  مي  کنيم   باز هم  روي   بر مي تابند.
قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ؛ بگو : چه  مي  بينيد ، اگر عذاب  خدا به  ناگاه  يا آشکارا بر شما فرود آيد،  آيا جز ستمکاران  هلاک  مي  شوند ?
خداوند متعال خبر مي دهد که همانطور که در آفريدن و تدبير امور يگانه است، در وحدانيت و مبعود بودن نيز يگانه است. پس فرمود:« قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم» آيا معبودي جز الله هست که آن را به شما باز پس دهد؟ پس وقتي غير از خدا کسي آن را به شما بر نمي گرداند چرا همراه با وي کسي را پرستش مي کنيد که بر هيچ چيزي توانايي ندارد، مگر اينکه خدا آن را بخواهد؟ و اين از دلايل توحيد وبطلان شرک است، بنابر اين فرمود:« انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ» بنگر که چگونه آيات را به شيوه هاي گوناگون  بيان مي  کنيم و آن را به صورت هاي مختلف مي آوريم، تا حق روشن شود، و راه مجرمان روشن  گردد. « ثُمَّ هُم» سپس آنان با وجود اين بيان کامل، « يصدِفُونَ» از آيات و دلايل خدا روي مي گردانند و به آن پشت مي  کنند. « قُل أَرَءَيتَکُم» بگو: مرا خبر دهيد که ، « إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً» اگر عذاب خدا ناگهان يا آشکارا شما را فرا گيرد. يعني ناگهان عذاب خدا بيايد، يا زماني آن فرا رسد که قبلا مقدماتي به چشم بخورد که بيانگر آن باشد عذاب خدا در راه است. « هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ» آيا جز قوم ستمکار کسي هلاک مي شود؟ زيرا آنان به سبب ستم و مخالفتشان مسبّبان اصلي عذاب بر خودشان شدند، پس بپرهيزيد از اينکه بر ستم و ظلم ماندگار شويد، زيرا ستم، هلاکت هميشگي و شقاوت و بدبختي جاودانگي است.وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛ ما پيامبران  را جز براي  مژده  دادن  يا بيم  کردن  نفرستاده  ايم   پس  هر  کس ، که  ايمان  آورد و کار شايسته  کند ، بيمناک  و محزون  نمي  شود.
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ؛ و به  کساني  که  آيات  ما را تکذيب  کرده  اند ، به  کيفر نافرمانيشان  ،  عذاب  خواهد رسيد.
خداوند چکيده آنچه را که پيامبران را بدان مبعوث کرده است بيان مي دارد، و آن مژده رساندن و بيم دادن است. و اين «بشارت» و « انذار» مستلزم بيان مبَّشر پيامبران و مبَّشر که عدم خوف و حزن يا بهشت مي باشد. همچنانکه مستلزم بيان اعمالي است که  هرگاه بنده آن را انجام دهد مژده به او مي رسد. و نيز مستلزم بيان «منذِر» پيامبران و نيز « منَذر به » که خوف و حزن يا جهنم مي باشد. و هم مستلزم ذکر اعمالي است که هرکس آن را انجام دهد بيم و خطر او را فرا خواهد گرفت.
اما مردم برحسب پذيرش دعوت پيامبران و عدم پذيرش آن به دو نوع تقسيم مي شوند: « فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ»هرکس به خدا و فرشتگان و کتابها و پيامبران روز قيامت ايمان بياورد و ايمان و اعمال و نيت خود را اصلاح نمايد، « فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» پس آنان از آنچه که با آن روبرو خواهند شد ترسي ندارند. « وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» و بر آنچه که در گذشته از دست داده اند اندوهگين نمي شوند. « وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ » و کساني که آيات ما را تکذيب مي کنند، عذاب به آنان مي رسد و آن را مي چشند، « بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ» به سبب فسقي که مي کردند.قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ ؛ بگو : به  شما نمي  گويم  که  خزاين  خدا نزد من  است   و علم  غيب  هم  نمي   دانم ، و نمي  گويم  که  فرشته  اي  هستم   تنها از چيزي  پيروي  مي  کنم  که  بر  من نازل  شده  است   بگو : آيا نابينا و بينا يکسانند ? چرا نمي  انديشيد ?
خداوند متعال به پيامبرش (ص) مي فرمايد: به کساني که پيشنهاد مي کنند تا دلايل و معجزات را بياوري يا به شما مي گويند: ما را دعوت مي کني تا همراه با خدا تو را نيز پرستش کنيم، بگو:« لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ» به شما نمي گويم که کليدهاي روزي و رحمت خدا در دست من است. « وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ» و غيب نمي دانم، چرا که اينها نزد خدا هستند. پس او ذاتي است که : «مَّا يفتَحِ اللَّهُ للنَّاسِ مِن رَّحمَةِ فَلَا مُمسِکَ لَهَا وَمَا يمسِکُ فَلَا مُرسِلَ لَهُ مِن بَعدِهِ» هر دروازه رحمتي را که براي مردم بگشايد کسي نمي تواند آن را ببندد و آنچه را که مسدود سازد کسي نمي تواند آن را بگشايد. و تنها او به آشکار و پنهان آگاه است.« فَلَا يظهِرُ عَلَي غَيبِهِ أَحَدَا، إِلَّا مّنِ ارتَضَي مِن رَّسُولِ» پس هيچ کس را بر غيب خود آگاه نمي سازد، مگر پيامبري که خدا بر گزيند و از وي راضي باشد. « وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ» و به شما نمي گويم که من فرشته اي قوي و نيرومند هستم و در هر چيزي تصرف مي کنم، پس من بالاتر از مقامي که خداوند مرا در آن قرار داده است ادعا نمي کنم. « إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ» اين است که هدف و مقصد من. بنابراين پيروي نمي کنم جز از چيزي که به سوي من وحي شده است ، بنابراين خودم به آن عمل مي کنم و همه مردم را به پيروي از آن فرا مي خوانم. پس وقتي مقام و جايگاه من شناخته شد چرا چيزي از من مي خواهند که من آن را ادعا نمي  کنم؟ و آيا انسان جز آنچه دارد و در توانايي او است بر چيزي ديگر ملزم مي گردد؟ من شما را به سوي چيزي فرا مي خوانم که بر من وحي مي شود، پس چرا شما مرا در تنگنا قرار مي دهيد تا براي خود غير از جايگاه و مقامي که دارم ادعا کنم؟ و ايا اين جز ستم و مخالفت و سرکشي از جانب شما چيز ديگري است؟ به منظوربيان تفاوت کسي که دعوت خدا را پذيرفته و تسليم وحي شده است، با کسي که چنين نيست، بگو:« قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ» آيا کور و بينا برابرند ؟ آيا فکر نمي کنيد؟ باشد که هر چيزي را در جايگاه آن قرار دهيد، و چيزي را انتخاب کنيد که رجحان و اولويت دارد.وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ و