ست  حتي  اگر پدرانشان  هيچ  نمي  دانسته  اند و راه  هدايت  نيافته   بوده  اند ?
اين نکوهش و مذمتِ مشرکان است؛ کساني که در دين خدا چيزهايي را پديد آوردند که خداوند به آن دستور نداده، و آنچه را که خدا حلال کرده بود حرام کردند. پس طبق نظرات فاسد خود که با وحي خدا مخالف بود و برخي از اغنام و احشامشان را بر خويشتن حرام کردند. 
بنابراين خداوند فرمود:« مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ» خداوند بحيره اي را قرار نداده است . بحيره به معني شتر ماده اي است که عربها گوش آن را مي شکافتند، سپس سوار شدن ِ آن را حرام شمرده و آن حيوان را محترم مي دانستند. « وَلاَ سَآئِبَةٍ» سائبه، شتر، گاو يا گوسفندي بود که وقتي به سن مخصوصي مي رسيد وي را نام نهاده و آن را رها مي کردند، پس نه کسي بر آن سوار مي شد و نه با آن باري حمل مي کردند، و نه گوشت آن خورده مي شد. و عده اي ، قسمتي از  مال خود را نذر مي کردند و آن را سائبه قرار مي دادند. « وَلا حَامِِ» و حام شتر نري بودکه هرگاه به حالت خاصي مي رسيد که  خودشان آن حالت را تشخيص مي دادند بر آن سوار نشده و باري بر آن نمي نهادند.
مشرکان همه اينها را بدون دليل حرام کرده بودند و اين افترا و دروغ بستن بر خدا بود و از جهالت و بيخردي آنان سرچشمه مي گرفت. بنابراين فرمود:« وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ » اما کافران بر خدا دروغ مي بندند و بيشترشان عقل ندارند. پس در اين مورد هيچ دليل نقلي و عقلي ندارند، با وجود اين به نظرات خود که بر جهالت و ظلم بنا شده بود راضي شده و به آن مي باليدند.
پس هرگاه فراخوانده شوند، « إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ» به سوي آنچه خدا نازل کرده و به سوي پيامبر، همه روي گردانده و نمي پذيرند، « قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا» و مي گويند: آييني که پدرانمان را بر آن يافته ايم ما را بس است، هرچند دين و عقيده پدرانشان درست نباشد و هرچند که آنان را از عذاب خدا نرهاند. و اگر پدرانشان شناخت و درايت داشتند مسئله حل بود، اما آنان چيزي نمي فهميدند، و بهره اي از عقل و شعور و دانش و هدايت نداشتند. پس مرگ بر آن مقلّدي که از کسي تقليد مي کند که نه داراي دانش درستي است و نه داراي عقلي روشنگر، و از آنچه خدا نازل کرده، و از پيامبرانش که دلها را از علم و ايمان و هدايت و يقين سرشار گرداندند، تبعيت نمي کند!يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، به  خود پردازيد  اگر شما هدايت  يافته   ايد ، آنان  که  گمراه  مانده  اند به  شما زياني  نرسانند  بازگشت  همه  شما  نزد خداست  ، تا شما را به  آن  کارها که  مي  کرده  ايد آگاه  گرداند.
خداوند متعال مي فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ» اي کساني که ايمان آورده ايد! مواظب خودتان باشيد. يعني در اصلاح و شکوفا کردن نفس و در پيش گرفتن راه راست بکوشيد، زيرا اگر خود را اصلاح کنيد گمراهي کسي که از راه راست منحرف شده و به دين درست واستوار رهنمود نگرديده است به شما زياني نخواهد رساند، بلکه او به خودش زيان مي رساند.
اين بدان معني نيست که ترک امر به معروف ونهي از منکر به بنده ضرري نمي رساند، زيرا هدايت بنده کامل نيم شود مگر آنچه از  امر به معروف و نهي از منکر که بر او واجب است، انجام دهد. آري! اگر آدمي از انکار منکر با دست و زبان ناتوان شد، و آن را با قلبش انکار کرد، گمراهي ديگران به او زياني نخواهد رساند.« إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا» بازگشت همه شما در روز قيامت به سوي خداست، و همه پيش او جمع مي شويد.« فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و شما را از خوب و بدي که کرده ايد آگاه مي سازد.يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِينَ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چون  مرگتان  فرا رسد به  هنگام  وصيت  دو، عادل  را از ميان  خودتان  به  شهادت  گيريد ، يا از غير خودتان  ، هر گاه  که  درسفر بوديد و مرگتان  فرا رسيد  اگر از آن  دو در شک  بوديد نگاهشان   داريدتا بعد از نماز ، آنگاه  به  خدا سوگند خورند که  اين  شهادت  را به   هيچ  قيمتي  دگرگون  نکنيم  هر چند به  سود خويشاوندانمان  باشد و آن  را کتمان   نکنيم  ،اگر جز اين  باشد از گناهکارانيم.
فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ؛ و هر گاه  معلوم  شود که  آن  دو شاهد مرتکب  گناه  خيانت  شده  اند ، دو، شاهدديگر که  اولي  تر از آن  دو باشند جاي  ايشان  را بگيرند  آن  دو به  خدا قسم خورند که  شهادت  ما از شهادت  آن  دو درست  تر است  و ما از 
حق  تجاوز  نکنيم  ، هر گاه  چنين  کنيم  از ستمکاران  باشيم.
ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ؛ اين  شيوه  نزديک  تر به  آن  است  که  هم  شهادت  را بر وجه  خود ادا کنند  ياپس  از سوگند خوردن  از رد سوگندهايشان  بترسند از خدا بترسيد  و  گوش  فرا داريد  خدا مردم  نافرمان  را هدايت  نمي  کند.
خداوند متعال خبر مي دهد خبري که متمن امر است که دو نفر بر وصيت گواه باشند. و هرگاه نشانه ها و مقدمات مرگِ  انسان فرا رسيد شايسته است وصيت خود را بنويسد، و دو گواه دادگر را که گواهيشان اعتبار دارد بر آن گواه بگيرد، « أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ» يا دو نفر از کساني که پيرو دين شما نيستند، از يهوديان و نصارا و يا غير آنان. و اين به هنگام نياز و ضرورت و عدم وجود مسلمين است.
« إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ» اگر شما در سفر بوديد، « فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ» و مصيبتِ مرگ دامنگيرتان باشد، پس دو نفر را که از دين شما نيستند گواه بگيريد. و چون گفته آنها در اين حالت پذيرفتني است دستور داد که آنها را گواه بگيرند، « مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ» و بعد از نماز نگاه داشته شوند