د سخت کيفر  است، و در عين حال خداوند بسي آمرزگار و مهربان است . پس بايد اين آگاهي در دلهاي شما وجود داشته باشد و دو چيز را به صورت قطعي و يقين بدانيد، يکي اينکه خداوند سخت کيفر است و کيفر او، هم در دنيا و هم در آخرت سخت مي  باشد، و او کسي را که از فرمانش سرپيچي کند به شدت مجازات مي کند، و بدانيد او نسبت به کسي که به سويش باز گردد و توبه  کند و از او اطاعت نمايد آمرزنده و مهربان است. اين علم و آگاهي براي شما دو منفعت دارد؛ يکي ترس از مجازات و سزاي خدا، و ديگري اميدواري به آمرزش و پاداش او و عمل کردن به مقتضاي خوف و رجاء.
سپس خداوند متعال فرمود:« مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ » بر پيامبر چيزي جز رساندن پيام نيست و او طبق دستور پيام خدا را رسانده و وظيفه اش را انجام داده است، و ديگر وظيفه اي ندارد. « وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ» و خداوند آنچه را شکار مي کنيد و آنچه را پنهان مي داريد، مي داند، و بر اين اساس شما را مجازات مي نمايد.قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ بگو : ناپاک  و پاک  برابر نيستند ، هر چند فراواني  ناپاک  تو را به   اعجاب  افکند پس  اي  خردمندان  ، از خداي  بترسيد ، باشد که  رستگار  گرديد.
 «قُل» مردم را از بدي برحذر دار و بر  انجام اعمال نيک تشويق کن و به آنان بگو:« لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ» هيچ ناپاک و پاکي برابر نيست، پس ايمان و کفر و طاعت و نافرماني برابر نيستند، و اهل بهشت و اهل جهنم برابر نيستند و اعمال زشت و کارهاي پاک و مال حرام و مال حلال با هم برابر نيستند . « وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ» گرچه زيادي ناپاک ترا شگفت زده کند، زيرا ناپاک هرچند زياد باشد به صاحب خود  فايده اي نمي دهد بلکه او را در دين و دنيايش دچار زيان مي کند. « فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» پس اي خردمندان! از خدا بترسيد تا رستگار شويد. خداوند صاحبان خرد و انديشه کامل  را مورد خطاب قرار داده است، چرا که آنها مورد اهتمام هستند، و اميد خير و خوبي از آنان مي رود. سپس خداوند خبر داد که رستگاري مبتني بر پرهيزگاري است و پرهيزگاري به معني موافقت و همراهي با امر و نهي خداست، پس هرکس از او بترسد و پرهيزگاري را پيشه نمايد کاملا به رستگاري دست مي يابد. و هرکس تقواي الهي را ترک نمايد دچار زيان مي شود و فايده و سود فراواني را از دست مي دهد.يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، از چيزهايي  که  چون  براي  شما آشکار شوند، اندوهگينتان  مي  کنند ، مپرسيد  و اگر سؤال  از آنها را واگذاريد تا به   هنگام  نزول  قرآن  ، برايتان  آشکار خواهد شد  خدا از آنها عفو کرده  است   که  آمرزنده  و بردبار است.
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ؛ مردمي  که  پيش  از شما بودند از آن  چيزها سؤال  کردند و بدان  سبب  کافر  شدند.
خداوند بندگان مومنش را از پرسيدن درباره چيزهايي نهي مي کند که چون برايشان بيان شود ناراحت و اندوهگين مي گردند. مانند پرسش برخي از مسلمانان از پيامبر (ص) در مورد پدرانشان، و اينکه آنها در جهنم اند يا در بهشت؟ 
چنين موردي اگر براي پرسشگر بيان شود چه بسا در آن خيري نباشد. و يا مانند پرسش آنها در مورد کارهايي که هنوز پيش نيامده است. و مانند سوال هايي که در شريعت سختگيري هايي به دنبال دارد و امت را در تنگنا قرار مي دهد.
و مانند پرسش در مورد امور بي ربط و بي فايده. پس از اين پرسش ها و امثال آن نهي شده  است. و امال سوالي که چيزي از اين امور را به دنبال نداشته باشد ايرادي ندارد و به آن امر شده  است، همان طور که خداوند متعال فرموده است:« فَسئَلُوا أَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لَا تَعلَمُونَ» اگر نمي دانيد از دانايان به کتاب و سنّت بپرسيد.
« وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ» و اگر زماني که قرآن نازل مي شود در اين موارد پرسش کنيد برايتان روشن مي شود. يعني اگر سوالتان به جا باشد، به گونه اي که زماني درباره ي آن سوال کنيد که قرآن بر شما نازل مي شود، پس در رابطه با فهم آيه اي که برايتان مشکل است، يا علت حکمي که بر شما پوشيده مانده است، سوال نماييد، از آسمان وحي فرود مي آيد و حقيقت را برايتان روشن مي گرداند. در غير اين صورت در مورد چيزي که خداوند از آن سکوت کرده است ساکت باشيد. « عَفَا اللّهُ عَنْهَا» خداوند به خاطر آنکه بندگانش را از آن معاف کند در مورد آن چيزها سکوت کرده است، پس هرچيزي که خداوند در مورد آن سکوت کرده باشد از جمله اموري است که پروردگار آن را جايز قرار داده ، و از آن در گذشته است.
« وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ» و خداوند آمرزنده و بردبار است، و به آمرزش و بخشيدن متصف بوده، و همواره به بردباري و نيکوکاري معروف است. پس خويشتن را در معرض آمرزش و احسان او قرار دهيد و رحمت و خشنودي وي را بجوييد.
مسائلي که شما از پرسش درباره آن نهي شده ايد، « قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ» از جنس سوالاتي  است که اقوام پيش از شما از روي سخت گيري نه از روي طلب راهنمايي، پرسيده اند، اما وقتي براي آنان بيان شد، « أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ» بدان کافر شدند. همان طور که پيامبر (ص) در حديث صحيح فرموده است:« مَا نَهَيتُکُم عَنهُ فَاجتَنِبُوهُ وَمَا أمَرتُکُم بِهِ فَأتُوا مِنهُ مَا استَطَعتُم فَإنَّمَا أهلَکَ مَن کَانَ قَبلَکُم کثرَةُ مَسَائِلِهم وَاختِلاَفُهُم عَلَي أنبِيائِهِم» ، « آنچه شما را از آن نهي کرده ام از آن بپرهيزيد و آنچه شما را بدان دستور داده ام آن را به اندازه توانتان انجام دهيد، همانا پيشينيان شما را سوالهاي زيا د و اختلافشان با پيامبرانشان هلاک ساخت».مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ؛ خداوند در باره  بحيره  و سائبه  و وصيله  و حامي  حکمي  نکرده  است  ، ولي   کافران  بر خدا دروغ  مي  بندند و بيشترينشان  بي  خردند.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ؛ و چون  به  ايشان  گويند که  به  آنچه  خدا نازل  کرده  است  و به  پيامبر روي ، آوريد ، گويند : آن  آييني  که  پدران  خود را بدان  معتقد يافته  ايم  ما را  بس ا