ما بتازند.
سپس خداوند کساني را که عذري دارند از قبيل بيماري يا بارش باران، معذور قرار داده و به آنها اجازه داده است تا اسلحه خود را بر زمين بگذارند، اما بايد احتياط و آمادگي داشته باشند. پس فرمود:« وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا » و اگر از باران در اذيت بوديد، يا بيمار بوديد، گناهي بر شما نيست که اسلحه هايتان را بر زمين بگذاريد، و آمادگي خود را داشته باشيد، همانا خداوند براي کافران عذاب خوارکننده اي آماده نموده است.
يکي از مصاديق عذاب خوار کننده اين است که خداوند بنده خوب و مومن خويش و ياوران موحّد دينش را دستور داده تا کافران را در هر کجا که يافتند بکشند، و با آنها بجنگند و آنها را بگيرند،  و محاصره کنند، و همه جا در کمين آنها بنشينند و در همه حالت ها مواظب خود باشند، و از آنها غافل نشوند، تا مبادا کافران از غفلت آنها استفاده کرده و با ضربه زدن به آنها به برخي از اهداف خود برسند.
پس خداوند را به خاطر منّتي که بر مومنان نهاده و آنها را با ياري خويش و آموزه هايش کمک نموده است سپاس و ستايش مي گوييم. راهنمايي هايي که اگر مسلمين به طور کامل آن را در پيش بگيرند شکست نمي خورند و هيچ وقت دشمن بر آنها چيره نمي گردد. « فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ» پس وقتي که نماز خواندند بايد پشت سرتان از شما مواظبت کنند. اين دلالت مي نمايد که اين گروه نمازشان را قبل از رفتن به جاي نگاهبانان تکميل مي کنند، و پيامبر (ص) قبل از اينکه سلام بدهد منتظر گروه ديگر مي ماند، زيرا ابتدا بيان کرد که گروه اول با او به نماز مي ايستد، پس خبر داد که آنها با پيامبر همراه هستند. سپس کار رفتن به جاي نگاهبانان را تنها به آنها نسبت داد، و به پيامبر نسبت نداد پس اين همان مطلبي است که ما بيان کرديم.
« وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ» سپس گروهي بيايد که نماز نخوانده اند و با تو نماز بخوانند. اين آيه بيانگر آن است که گروه اول نماز خوانده اند. و بيانگر آن است که نمازِ گروه دوم در حقيقت در رکعت  اولِ با امام خوانده مي شود، و در رکعت دوم حکما آنها نمازشان را با امام خوانده اند. پس اين مستلزم آن است که امام بايد منتظر آنها باشد تا آنان نمازشان را تکميل کنند سپس با آنها سلام بگويد و نماز را به پايان برساند. و اگر کسي تامل ورزد اين مطلب روشن است.فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا ؛ و چون  نماز را به  پايان  برديد خدا را ايستاده  يا نشسته  و يا به  پهلو، خوابيده  ياد کنيد  چون  از دشمن  ايمن  گشتيد نماز را تمام  ادا کنيد که   نماز بر مؤمنان  در وقتهاي  معين  واجب  گشته  است.
وقتي که از نمازتان فارغ شديد، خواه نماز خوف باشد يا نمازي ديگر، در همه حالت و هيئت هايشان خدا را ياد کنيد. اما به خاطر چند فايده نماز خوف را به طور ويژه در اين مورد بيان کرد، از جمله آن فوايد يکي اين است که صلاح و سعادت و رستگاري قلب در گروه رجوع به خدا و محبت ورزيدن به وي و مملو کردن قلب از ياد خدا و ستايش او است. و بزرگترين چيزي که اين مهم به وسيله آن تحقق مي يابد نماز است، که پلي است براي برقراري ارتباط ميان بنده و پروردگارش . و از آن جمله اين است که نماز سرشار از حقايق ايماني و معارف يقيني است، که خداوند آن را درهر شب و روز بر بندگانش فرض گردانيده است، و مشخص است که در نماز خوف اين اهداف پسنديده است که در نماز خوف اين اهداف پسنديده به علت مشغول بودن قلب و جسم و به سبب ترس، حاصل نمي شوند ، بنابراين دستور داد تا به وسيله ذکر و ياد خدا پس از نمازِ خوف اين چيزها جبران شوند.
و از آن جمله اينکه ترس باعث اضطراب و هراس قلب مي گردد، و اين به مثابه ي ضعف و ناتواني آدمي است و هرگاه قلب ضعيف گردد بدن از مقاومت در برابر دشمن ضعيف مي گردد، اما ذکر خدا يکي از بزرگترين عواملي است که قلب را تقويت نموده و نيرو مي بخشد. و از آن اين است که ذکر و ياد خدا همراه با شکيبايي و پابرجايي سبب رستگاري و پيروزي بر دشمنان است. همانطور که خداوند متعال فرموده است:« يأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إذَا لَقيتُم فِئَةَ فَاثبُتُوا وَاذکُروُا اللَّه کَثِيرَاَ لَّعَلَکُم تُفلِحُونَ» اي کساني که ايمان آورده ايد! هرگاه با گروهي روبرو شديد پابرجا باشيد، و خدا را بسيار ياد کنيد تا موفق و رستگار شويد. پس دستور داد که در اين حالت بسيار او ياد شود. اين آيه فوايد ديگري را نيز در بر دارد« فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ» و چون آرامش يافتيد پس نماز را بر پا داريد . يعني وقتي که ترس برطرف شد و دل و جسمتان آرامش يافت، نماز را به کامل ترين صورتِ ظاهري و باطني و با ارکان و شرايط آن، و با فروتني و ساير اموري که نماز را تکميل مي نمايد برپا داريد.
« إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا » همانا نماز بر مومنان فرضي است که بايد در اوقاتي معين خوانده شود، پس اين مبين فرضيت نماز است و اينکه نماز داراي وقتي است که به جز در آن وقت صحيح نيست خوانده شود، و وقت نماز اوقاتي است که نزد مسلمين ثابت و مقرر است، و کوچک و بزرگ ، و عالم و جاهل آن را مي دانند، و آنها اين اوقات را از پيامبرشان (ص) فرا گرفته اند که فرمود:« صَلُّوا کَمَا رَأيتُمُونِي أُصَلِّي « همانگونه نماز بخوانيد که مرا ديده ايد نماز مي خوانم.»
و « عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» بر اين دلالت مي نمايد که نماز معيار و ميزان ايمان است و برحسب ايمان بنده نماز وي کامل انجام مي شود، و اين دلالت مي نمايد که کافران گرچه به مانند اهل ذمه بايد به احکام مسلمين ملتزم باشند، اما آنها به انجام فروع دين مانند نماز امر نمي شوند، و چنانچه آن را انجام دهند مادامي که کافر هستند نمازشان صحيح نيست. هرچند که در آخرت به خاطر برپا نداشتن نماز و ساير احکام مجازات شده و سزا مي بينند.وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ؛ و در دست  يافتن  به  آن  قوم  سستي  مکنيد  اگر شما آزار مي  بينيد ، آنان   نيز چون  شما آزار مي  بينند ، ولي  شما از خدا چيزي  را اميد داريد که  آنان   اميد ندارند  و خدا دانا و حکيم  است.
يعني در طلب و دنبال کردن دشمنانِ کافرتان سست و ضعيف نشويد، و در جهاد کردن و اهتمام دادن به آن سستي نورزيد، زيرا سست شدنِ دل باعث سست شدن بدن مي گردد، و سستي بدن باعث ناتواني در برابر دشم