 زياني که يأجوج و مأجوج به آنها وارد مي کرد آگاه نموده و به او شکايت کردند. يأجوج و مأجوج دو طايفۀ بزرگ از انسانها هستند . بنابراين گفتند (إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ) همان يأجوج و مأجوج در اين سرزمين با کشتن و گرفتن اموال مردم و ديگر کارهاي ناروا تباهي مي کنند. (فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا) آيا راضي هستي که براي تو هزينه اي مقرر کنيم که ميان و ما و ايشان سدي بسازي؟ و اين دلالت مي نمايد که آنها خودشان نمي توانستند سد را بسازند، اما مي دانستند که ذوالقرنين توانايي چنين کاري را دارد، بنابراين به او مزدي دادند تا اين کار را انجام دهد، و سبب اين کار را براي ذوالقرنين ذکر کردند، و آن تباهکاري يأجوج و مأجوج در زمين بود، و آنان مي دانستند که ذوالقرنين چشم طمع به سرزمينشان ندوخته و نسبت به اصلاح حال مردم بي تفاوت نبوده و هدش ساماندهي اوضاع مردم است. پس خواستۀ آنان را اجابت کرد ، چون مصلحت در آن بود، و ذوالقرنين از آنها مزدي نگرفت و شکر قدرت و حکومتي که خداوند به او داده بود به جاي آورد. پس به آنان گفت: (مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ )توانايي و قدرتي که خداوند در اختيار من نهاده است از آنچه شما به من مي بخشيد بهتر است، و من فقط اين را از شما مي خواهم که با نيرو و با دست هايتان مرا ياري کنيد، (أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا) تا ميان شما و ايشان سد بزرگ و محکمي بسازم.که مانع از عبور آنان به سوي شما شود. 
(آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ ) قطعات بزرگ آهن را براي من بياوريد، و آنها برايش آوردند، (حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ) تا آنگاه که ميان دو کوه را که سد را بين آنان ساخته بود برابر کرد. (قَالَ انفُخُوا) گفت: آتش بزرگي روشن کنيد، و براي روشن کردن آن از دم هاي آهنگري است،اده کنيد، و در آن بدميد تا آتش بيشتر روشن شود و مس ، ذوب گردد. وقتي مس هايي که او درخواست کرده بود تا آهن پاره ها را با آن به هم بچسباند گداخته و ذوب شد، (قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا) گفت: مس گداخته شده بياوريد تا بر آن بريزيم. پس او مس گداخته شده را بر آن ريخت و سد بسيار محکم شد و به وسيلۀ آن مردمي که اين سوي سد بودند از ضرر يأجوج و مأجوج مصون ماندند. 
(فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا) پس آنان نتوانستند از آن بالا روند زيرا بلند و مرتفع بود، نتوانستند آن را سوراخ کنند چون خيلي محکم و سخت بود. وقتي که ذوالقرنين اين کار زيبا و شاهکار بزرگ را انجام داد آن را به پروردگارش نسبت داد و گفت: (هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي) اين از فضل و احسان خدا بر من است. و خلفا و فرمانروايان صالح اينگونه هستند که هر گاه خداوند نعمتي را به آنان ارزاني نمايد شکر، و اقرار به نعمت آنان بيشتر مي شود و بيش از پيش به نعمت خدا اعتراف مي کنند، همانگونه که سليمان عليه السلام وقتي که تخت ملکۀ سبا از مسافت خيلي دور نزد او حاضر شد، گفت (هذا من فضل ربي ليبلوني اشکر ام اکفر) اين از فضل پروردگارم است تا مرا بيازمايد که آيا شکر را به جا مي آورم يا ناسپاسي مي کنم.
به خلاف سرکشان و متکبران و کساني که در دنيا سرکشي مي کنند و نعمت هاي دنيوي غرور و سرکشي آنها را مي افزايد، آن گونه که قارون وقتي خداوند به او گنج هائي داد که کليدهاي آن بر گروه نيرومند سنگيني مي کرد، گفت (انما اوتيته علي علم عندي) آن را تنها بر اساس دانشي از نزد خود به دست آورده ام.
( فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي)و هرگاه وعدۀ پروردگارم براي بيرون آمدن يأجوج و مأجوج فرا رسد، ( جَعَلَهُ دَكَّاء )آن سد محکم و بزرگ را منهدم و هموار مي سازد، (وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا(و وعدۀ پروردگارم حق است.وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا و در آن روز ما آنان را رها مي سازيم تا برخي در برخي موج زنند، و در صور دميده شود، و آنان را کاملاً گرد مي آوريم.
وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا و جهنم را ن روز به طرز شگفتي به کافران نشان مي دهيم.
الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا کساني که چشمانشان از (ديدن) آيات من در پرده بود و نمي تانستند [حق] را بشنوند. 
(وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ) و در آن روز ما آنان را رها مي سازيم تا برخي در برخي موج زنند، احتمال دارد که ضمير او [در يَمُوجُ] به يأجوج و مأجوج برگردد، يعني آنها از بس که زيادند و تمام زمين را فرا مي گيرند وقتي که به سوي مردم بيرون مي آيند برخي در برخي موج مي زنند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: (حتي اذا فتحت يأجوج و مأجوج و هم من کل حدب ينسلون)تا اينکه سد يأجوج و مأجوج باز شد و آنها از هر بلندي بيرون آمده و سرازير مي شود 
و احتمال دارد که ضمير به مردم برگردد، که روز قيامت جمع مي شوند و چون زيادند به هنگام رويارويي با سختي ها و زلزله هاي بزرگ [به اين سو و آن سو دويده و ] موج مي زنند. به دليل اينکه مي فرمايد: 
(وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا) و وقتي اسرافيل در صور مي دهد خداوند روح ها را به جسم ها بر مي گرداند سپس آنها را گرد مي آورد و آنان را براي حضور در محل ايستادن جمع مي نمايد و پيشينيان و کافران و مومنان را گرد مي اورد تا مورد سوال قرار گيرند و محاسبه شوند و مجازات اعمالشان را ببينند، اما کافران با توجه به اختلاف حالتشان سزايشان جهنم است. و براي هميشه در آن باقي مي مانند. 
بنابراين فرمود: (وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا) و جهنم را آن روز به طرز شگفتي به کافران نشان مي دهيم.آن گونه که خداوند متعال فرمود: (وبرزت الجحيم للغاوين) و جهنم و گمراهان نشان داده مي شود، يعني برايشان عرضه مي شود تا جايگاه و منزل خود را مشاهده کنند، و از زنجيره ها و آتش سوزان و آب داغ و سرماي شديد آن بهره مند شوند، و عذابي را بچشند که دلها را گنگ مي نمايد و گوشها را کر مي کند، اين پيامها اعمال و سزاي کارهايشان است، زيرا آنها در دنيا (كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي) چشمهايشان را از خواندن و ديدن آيات خداوند و قرآن کريم مي بستند و از آن روي بر تافته و مي گفتند: (قلوبنا في اکنه مما تدعونا اليه ) دلهاي ما از آنچه ما را به آن فرا مي خواني در پرده است، و در برابر چشهايشان پرده هايي است که آنان را از ديدن آيات خداوند باز مي دارد . خداوند متعال فرموده است (و علي ابصرهم غشوه) و بر چشمهايتان پرده اي است. 
(وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا) و توانايي شنيدن آيات خداوند را که انسان را به ايمان مي رساند، نداشتند، چون از قرآن و پيامبر متنفر بوده و نسبت به آنها کينه داشتند، و کسي که کينه در دل دارد نمي تواند به سخن کسي