ورت خلاصه ارائه داد تا اين مسئله در درون مردم جاي بگيرد. سپس قضيه را بصورت مفصل آورد، و همه مشتاقانه به آن روي آوردند، و وحشت و تعجبي که منشا آن عادت هاي زشت جاهلي بود از آنان دور شد. پس فرمود: « لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ» براي مردان  بهره و سهميه اي است، « مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ» از آنچه که پدر و مادر و خويشاوندان بر جاي مي گذارند و بيان خويشاوندان پس از پدر و مادر ذکر عام بعد از خاص است.
« وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ» و براي زنان بهره ايست از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان بر جاي مي گذارند. انگار اينجا سوالي بدين مضمون به ذهن مي رسد که آيا اين بهره و سهميه به عرف و عادت بستگي دارد، و هر طور که بخواهند مي توانند رفتار کنند، يا چيز مشخص و معيني است؟ پس خداوند متعال فرمود: « نَصِيبًا مَّفْرُوضًا » بهره و سهميه اي مشخص و مقرر است، که خداوند حکيم آن را مقرر گردانيده و اندازه آن إن شا الله بيان خواهد شد.
در اينجا توهّمي ديگر نيز وجود دارد و آن اين است که شايد بعضي گمان برند زنان و کودکان بهره اي ارث ندارند، مگر در مالِ زياد، خداوند اين توهم را اينگونه از بين برد: « مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ» خواه « ترکه » کم باشد يا زياد. پس مبارک و خجسته است خداوندي که بهترين ِ داوران است.وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا ؛ و چون  به  هنگام  تقسيم  ، خويشاوندان  و يتيمان  و مسکينان  حاضر آمدند به   آنان  نيز چيزي  ارزاني  داريد و با آنان  به  نيکويي  سخن  گوييد.
و اين از احکام خوب و گرانقدر الهي است، که باعث آرامش دلها و تسکين خاطر ميگردد، پس فرمود: « َإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ » و هنگاميکه در تقسيم ميراث « أُوْلُواْ الْقُرْبَى» خويشاونداني که وارث نيستند، حاضر شدند. منظور از خويشاوندان، خويشاونداني هستند که در ارث سهمي ندارند، به دليل « القِسمَةَ» زيرا وارثان از جمله کساني هستند که ارث بر آنها تقسيم مي شود. « وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ» و يتيمان و فقراي مستحق، « فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ» از اين مال که بدون رنج و زحمت و خستگي آن را به دست مي آوريد، چيزي به آنها بدهيد، زيرا به آن چشم دوخته اند، و دلهايشان به آن علاقمند است، پس خاطر آنها را تسکين دهيد، چرا که دادن اين مال به شما زياني نمي رساند در حالي که به حال آنها مفيد است.
و از اين عبارت چنين استنباط مي شود هر کس مالي در دست دارد و ديگران به آن چشم دوخته اند، شايسته است در حد توان چيزي به آنان ببخشد. همان طور که پيامبر (ص) مي فرمايد: « «إِذاَ جَاءَ أَحَدَکُم خَادِمُه بِطَعَامِهِ فَليجلِسهُ مَعَهُ فَإن لَم يجلِسهُ مَعَهُ فَلينَاوِلَهُ لُقمَةَ أَو لُقمَتَينِ» هرگاه خادم يکي از شما غذاي وي را آورد، او را با خود سر سفره غذا بنشاند و اگر او را با خود ننشاند بايد يک يا دو لقه از آن غذا به وي بدهد.
و اصحاب رضي الله عنهم چنين بودند، وقتي که ميوه درختانشان شروع به رسيدن مي کرد اولين ميوه هايي را که مي رسيد پيش پيامبر (ص) مي آوردند و پيامبر دعا مي نمود که  خداوند برکت خويش را در مال آنان بياندازد. 
و به کوچکترين بچه اي که نزد او بود، از ان ميوه مي داد، چون مي دانست که او به شدت به آن علاقمند و به آن چشم دوخته است. و همه اينها در صورتي است که بخشيد ممکن باشد و اگر امکان بخشش نبود به خاطر اينکه آن مال حق سفيهان است يا امر م همتري در ميان باشد، يا آنها نيکو سخن بگوييد و آنها را با گفتاري خوب و شايسته رد کنيد و با آنان سخن زشت و ناسزا نگوييد.وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا ؛ بايد از خداي  بترسند کساني  که  اگر پس  از خويش  فرزنداني  ناتوان  برجاي   مي ، گذارند ، از سرنوشت  آنان  بيمناکند  بايد که  از خداي  بترسند و سخن   عادلانه  و به  صواب  گويند.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ؛ آنان  که  اموال  يتيمان  را به  ستم  مي  خورند شکم  خويش  پر از آتش  مي  کنندو  به  آتشي  فروزان  خواهند افتاد.
گفته شده اين آيه  خطاب به کساني است که در کنار کسي که مرگ او فرا رسيده و در وصيت اشتباه کرده و مرتکب گناه شده است، حاضر مي شوند، و بايد وي را به دادگري و رعايت مساوات در وصيت دستور دهند. به دليل اينکه خداوند  فرموده است: « وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا» و بايد سخني درست و موافق با عدالت و دادگستري بگويند، و او را آنچنان که دوست دارند بعد از مرگشان با فرزندان آنان آن گونه به عدالت و انصاف رفتار شود.
و گفته شده است که منظور از آن اولياي سفها و ديوانگان و کودکان و ناتوانان است که بايد طبق منافع ديني و دنيوي آنها رفتار کنند؛ آنگونه که دوست دارند با فرزندان ناتوانشان پس از آنها رفتار شود. « فَلْيَتَّقُوا اللّهَ» پس در سرپرستي ديگران از خدا بترسد. يعني با آنها به گونه اي که در آن ترس از خدا باشد، رفتار کنند، به اين صورت که به آنها توهين نکنند و آنها را به ترس از خدا وادارند.
بعد از آنکه خداوند آنها را اين چنين دستور داد، آنان را شديدا از خوردن مال يتيم برحذر داشت و فرمود : « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا» همانا کساني که اموال يتيمان را به ناحق مي خورند. و با قيد « خوردن به ناحق» آنچه که قبلا مبني بر جواز « خوردنِ به نيکي » براي فقرا، و جواز مخلوط کردن اموال آنان با اموال ايتام خارج مي شود.
پس کساني که مال يتيم را به ناحق و ستمگرانه بخورند، « إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا» آنچه مي خورند، آتشي است که در شکم هايشان شعله مي کشد، و آنها خود اين آتش را در شکم هاي خود فرو برده اند. « وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا» و به آتشي سوزان و برافروخته وارد خواهند شد. و اين بزرگترين وعيدي است که بر ارتکاب گناهان وارد شده است، و بر زشتي خوردن مال يتيم باعث وارد شدن به آتش جهنم مي گردد. پس اين آيه دلالت مي نمايد که خوردن مال يتيم از بزرگترين گناهان کبيره است. از خداوند مي خواهيم که ما را از آن دور بدارد.يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْن