ورش داده است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ آيا در ميان كوهها و بر بلندي هر مكان مرتفعي كاخي بنا مينهيد؟ و اين كار را بدون اينكه فايدهاي براي دنيا با آخرت شما داشته باشد انجام ميدهيد؟!
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ يعني بركهها و گودالهايي براي آب ميسازيد، به اميد اينكه جاودانه بمانيد، در حالي كه هيچ كس راهي براي جاودانه ماندن ندارد.
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ و چون به كيفر و مجازات مردم دست بگشاييد همچون ستمگران كيفر ميدهيد، و مردم را ميكشيد و ميزنيد، و مالهايشان را از دستشان ميگيريد. خداوند به آنها قدرت بزرگي داده بود، و بر آنها لازم بود كه قدرت و توانايي خود را در راه اطاعت و فرمانبرداري خدا بكار گيرند، اما آنها تكبر ورزيدند و خود را بزرگ پنداشتند و گفتند: من اشد منا قوه چه كسي از ما قدرت و زور بيشتري دارد؟! و آنها قدرت خود را در راه نافرماني خدا و بيهودگي و بيخردي بكار بردند. بنابراين پيامبرشان آنها را از اين نهي كرد.
و فرمود: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ از خدا بترسيد و شركورزي و فساد را ترك كنيد. و از من اطاعت نماييد، زيرا ميدانيد كه من فرستاده و پيامبر خدا به سوي شما هستم و امين و خيرخواهتان ميباشم.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ و از خداوند بپرهيزيد كه به شما نعمتهاي فراواني بخشيده است. نعمتهايي به شما داده است كه قابل انكار نيست.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ شما را با چهارپاياني از قبيل گاو شتر و گوسفند و فرزندان فراوان ياري داده است. مالها و فرزندانتان را زياد نموده، به ويژه به شما فرزندان پسران زيادي داده كه از دختر بهتر است.
در اينجا نعمتهايي را يادآور شده كه خداوند به آنان عطا كرده است. سپس آنها را به فرارسيدن عذاب خدا هشدار داد و گفت إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ يعني- از آنجاكه نسبت به شما دلسوز و مهربانم- ميترسم عذاب روز بزرگ بر شما فرود بيايد، و هر گاه بيايد برگردانده نميشود، و آن زماني است كه شما به كفر و تجاوز خود ادامه دهيد.
آنها در حالي كه با حق مخالفت نموده و پيامبرشان را تكذيب ميكردند، گفتند: سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ اندرز گفتن و اندرز نگفتن تو براي ما يكسان است و اين نهايت سركشي است، زيرا قومي كه وجود و عدم موعظة الهي كه كوههاي سرسخت در برابر آن ذوب ميشود و دلهاي خردمندان از آن پاره پاره ميگردد برايشان يكسان است، قومي هستند كه ستمگري و شقاوت و بدبختياشان به آخرين حد رسيده، و اميدي براي هدايت آنها نيست.
بنابراين گفتند: إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ اين حالت و برخورداري از اين نعمتها، عادت و شيوة گذشتگان است، كه گاه ثروتمند ميشوندو گاه نادار ميگردند. و اين شيوة روزگار است، و به درستي كه اين بلاها و نعمتها بخششهايي از سوي خداوند متعال است و آزمايشي است كه بندگان را با آن ميآزمايد.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ آنها با اين سخن، زنده شدن پس از مرگ، و معاد را انكار كردند. و يا با اين گفته پيامبرشان را تحقير نموده و مورد توهين قرار دادند، و انگار ميگفتند: به فرض اينكه رستاخيزي در كار باشد و پس از مرگ زنده شويم، همانطور كه در اين دنيا از نعمتها برخوردار خواهيم بود.
فَكَذَّبُوهُ قوم عاد، هود را تكذيب كردند. يعني تكذيب عادت و اخلاق آنها گرديد، و هيچ چيزي آنها را از اين منع نميكرد. فَأَهْلَكْنَاهُمْ پس آنان را هلاك نموديم، بريح صرصر عاتيه سخرها عليهم سبع ليال و ثمنيه ايام حسوما فتري القوم فيها صرعي كانهم اعجاز نخل خاويه و آنان را به وسيلة تندباد سركش و پر سر و صدا و ويرانگر نابود كرديم. خداوند چنين تندبادي را هفت شب و هشت روز پياپي بر انان مسلط كرد. پس مردمان را ميديدي كه روي زمين افتادهاند و انگار تنههاي پوك و تو خالي درختان خرمايند.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً همانا اين نشانهاي است بر راستگويي پيامبر ما هود (ع) و صحت آنچه آورده است و باطل بودن شرك و سركشي قومش وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ و با وجود اين همه آيات كه مقتضي ايمان آوردن آنان بود، بيشترشان ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ و به راستي پروردگارت تواناست، همان خدايي كه با قدرت خويش قوم هود را با وجود قدرت و زورمنديشان هلاك و نابود ساخت. الرَّحِيمُ و پروردگارت نسبت به پيامبرش هود مهربان است؛ چرا كه او مؤمناني را كه همراهش بودند نجات داد.كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ [قوم] ثمود نيز پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ آنگاه كه برادرشان صالح بديشان گفت: «آيا پروا نميداريد؟».
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ بيگمان من برايتان پيامبري امين هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ و بر آن [تبليغ] اجر و پاداشي از شما درخواست نميكنم، پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست.
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ  آيا در آنچه اينجاست ايمن رها ميشويد؟
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ در ميان باغها و چشمهسارها؟
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ و كشتزارها و نخلستانهايي كه ميوه و شكوفههايشان تر و تازه است؟
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ و ماهرانه در دل كوهها خانههايي ميتراشيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ و از فرمان اسراف كنندگان اطاعت مكنيد.
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ آن كساني كه در زمين تباهي مينمايند و اصلاح نميكنند.
ثمود آن قبيلة معروف كه در سرزمين «حجر» زندگي ميكردند، پيامبران را تكذيب نمودند.آنها صالح عليهالسلام را كه پيامآور توحيد بود، توحيدي كه همة پيامبران به آن دعوت دادهاند، تكذيب كردند. و با تكذيب صالح همة پيامبران را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ هنگامي كه برادرشان صالح كه از خودشان بود با مهرباني و نرمي به آنها گفت: «آيا از خدا نميترسيد و شرك و گناهان را رها نميكنيد؟».
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ  من از جانب پروردگارتان به سوي شما فرستاده شدهام، و از آنجا كه خداوند نسبت به شما لطف داشته مرا به عنوان پيامبر به سويتان فرستاده است. پس رحمت الهي را بپذيريد، و به آن يقين و باور بداريد. و بدانيد كه من فرد اميني هستم، و شما امانتداري مرا ميدانيد، و اين بر شما لازم ميدارد كه به من و آنچه آوردهام ايمان بياوريد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ و در قبال تبليغ دعوت مزد و پاداشي از شما درخواست نميكنم، تا مبادا بگوييد آنچه ما را ا