غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا) ما ازاين روز بزرگ غافل بوده، و همواره در غفلت و بي خبري به سر مي برديم، و در سرگرمي هاي دنيا غرق شده بوديم، تا اينکه مرگ به سراغ ما آمد و وارد قيامت شويم. و اگر کسي از پشيماني و حسرت مي مرد آنها مي مردند. (بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ ) بلکه ما ستمکار بوديم.آنها به ستم خويش و عدل الهي در مورد خويش اعتراف مي کنند، پس در اين هنگام دستور داده مي شود تا آنها و آنچه را که مي پرستيدند به جهنم برده شوند. بنابراين فرمود:مکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 5-1:
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو : به  پروردگار صبحگاه  پناه  مي  برم  ،،
مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه  بيافريده  است  ،
وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر شب  چون  در آيد ،
وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ و از شر جادوگراني  که  در گرهها افسون  مي  دمند ،
وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ  و از شر حسود چون  رشک  مي  ورزد
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ»  بگو: پناه مي برم به پروردگاري که دانه و  هسته و سپيده دم را مي شکافد.
« مِن شَرِّ مَا خَلَقَ» اين شامل همه ي انسان ها و جن ها و حيواناتي مي گردد که خداوند آفريده است . پس بايد به آفريننده ي اين ها از شري که در اين هاست پناه برد. سپس به صورت ويژه خاص بيان کرد و فرمود:« وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ»و پناه مي برم به خدا از شري که در شب هست. وقتي که  خواب مردم را فرو مي پوشاند و بسياري از ارواح شرور و حيوانات موذي پخش و پراکنده مي گردند. « وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ» و از شر زنان جادوگري که براي جادوي خود از دميدن در گره ها کمک مي گيرند و بر آن جادو مي کنند. « وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ  » حسود کسي است که زوال نعمت ديگران را مي خواهد و حسود براي از بين بردن نعمت از دست ديگران مي کوشد. 
پس براي باطل کردن نيرنگ حسود و مصون ماندن از مکر و کيدش بايد به خدا پناه برد. چشم بد نيز نوعي از حسادت است چون فقط کسي چشم مي زند که حسود و بدجنس و خبيث النفس باشد. پس به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر اين دلالت مي نمايد که جادو حقيقت دارد و خطر زيان آور مي رود و از آن بايد بترسيد و از جادو و جادوگران بايد به خدا پناه برد.
پايان تفسير سوره ي فلقمدني و 6 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 6-1:
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ بگو : به  پروردگار مردم  پناه  مي  برم  ،،
مَلِكِ النَّاسِ فرمانرواي  مردم  ،
إِلَهِ النَّاسِ خداي  مردم  ،
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ از شر وسوسه  وسوسه گر نهاني  ،
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ آن  که  در دلهاي  مردم  وسوسه  مي  کند ،
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ خواه  از جنيان  باشد يا از آدميان
اين سوره مشتمل بر آن است که بايد از شر شيطاني که مصدر هر شرّي است به پروردگار مردم و مالک آنان و معبودشان پناه برد. از جمله فتنه و شر او اين است که در سينه هاي مردم وسوسه مي  اندازد؛ پس بدي را برايشان زيبا جلوهِ مي دهد و آن ها را بر انجام آن تحريک مي کند.  و آنان را از انجام کار خوب باز مي دارد و خير را به صورت غيرواقعي به آن ها نشان مي دهد.
و شيطان با همين صورت همواره وسوسه مي کند، سپس واپس مي رود. يعني خود را از وسوسه کردن عقب مي کشد، بدانگاه که بنده پروردگارش را ياد کند و از خدا براي دور شدن شيطان کمک بگيرد. پس او بايد از خداوند کمک بگيرد و به او پناه ببرد و به ربوبيت او چنگ بزند؛ ربوبيتي که همه ي مردمان را فرا گرفته است. نيز اين سوره مشتمل بر آن است که تمامي خلايق در دايره ربوبيت و پادشاهي  خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبنده اي در دست خداست، نيز اين سوره مشتمل بر آن است که انسان بايد از خدا کمک بگيرد و به او پناه ببرد و به الوّهيتي که آنان را براي آن آفريده است چنگ بزند.
انسان ها نمي توانند بندگي او را به طور کامل انجام دهند مگر آن که خداوند شر دشمنشان را از آن ها دور بدارد؛ دشمني که مي خواهد آن ها را از بندگي و عبوديت دور نمايد و ميان آن ها و بندگي خدا سائل گردد و مي خواهد آن ها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخيان بگرداند. 
و همانطور که جن ها در دل وسوسه مي اندازند انسان ها نيز در دل وسوسه مي  اندازند. بنابراين فرمود:« مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» از جنيان باشند يا از مردمان. ستايش از آن پروردگار جهانيان است.
پايان تفسير سوره ناس
والحمدلله رب العالمين اولا و آخرا و ظاهرا و باطنا.إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ همان شما [هيزم جهنم هستيد] و چيزهايي که به غير از خدا مي پرستيد افزوزينۀ آتش جهنم است، شما به آن وارد خواهيد شد. 
لَوْ كَانَ هَؤُلَاء آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ اگر اينها معبودها و خداياني بودند هرگز وارد دوزخ نمي گشتند و همگي در آن جا جاودانه اند. 
لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ براي آنان در جهنم نالۀ غم انگيز است و در آن جا چيزي را نمي شنوند. 
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ بدون شک آناني که بيشتر از [سوي] ما نيکويي برايشان مقرر شده است آنان از [دوزخ] دور نگاه داشته مي شوند. 
لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُونَ آنان حتي صداي اتش دوزخ را [هم] نمي شنوند و در ميان [نعمتهاي] دلخواهشان جاودانه اند. 
لَا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ هراس بزرگ ايشان را غمگين نمي سازد، و فرشتگان به استقبالشان مي آيند [و مي گويند]: اين همان روزي است که به شما وعده داده مي شد. 
و شما که چيزهايي ديگر به جاي خداوند پرستش مي کرديد! (حَصَبُ جَهَنَّمَ) هيزم دوزخ خواهيد بود. (أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ ) شما و بت هايتان حتماً وارد آن مي گرديد. حکمت از وارد شدن بت هاي جامد و بي جان به جهنم که چيزي نمي دانند و گناهي ندارند اين است تا دروغگويي کساني که بت ها را به خدايي گرفته اند روشن شود، و عذابشان بيشتر گردد. به همين جهت فرموده: (لَوْ كَانَ هَؤُلَاء آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا) اگر آنها معبودان راستين بودند هرگز وارد دوزخ نمي گشتند. 
اين مانند فرمودۀ الهي است که مي فرمايد. (ليبين لهم الذي يختلفون فيه و ليعلم الذين کفروا انهم کانوا کذبين) تا براي آنان آنچه را که در آن اختلاف مي ورزيدند بيان کند و کافران بدانند که آنها دروغگو بوده اند 
و هر يک از عبادت کنندگان و عبادت شوندگان در جهنم جاودانه اند و از آن بيرون آورده نشده و از آن به جايي ديگر برده نمي شوند. (لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ) از شدت و سختي عذاب، آنان در جهنم نالۀ غم انگيز دارند، (وَهُمْ فِيهَا لَا يَسْمَعُونَ ) و آنها در آن جا چيزي را نمي شوند، و کر و لال و کور هستند. و يا اينکه صدايي جز صداي جهنم 