ي آوردن شکر است. خداوند مي فرمايد:« لَئِن شَکَرتُم لَأزِيدَنَّکُم» اگرشکرگزار باشيد به شما بيشتر خواهم داد. و اين در زمان خلفاي راشدين و بعد از آن ها نيز محقق گرديد و خداوند همواره دين خود را ياري مي کند تا اين که اسلام به جايي رسيد که هيچ يک از اديان به آن جا نرسيده بودند و چنان مردم به آن گرويدند که به ديگر اديان نگرويده بودند. تا اين که امت با امر و فرمان الهي مخالفت ورزيدند و آن گاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف وتفرقه کرد و اين اختلاف پيامدهاي گوناگون داشت. و با وجود اين، خداوند چنان نسبت به اين دين و اين امت لطف و مهرباني دارد که در ذهن نمي گنجد .
و اما اشاره ي دوم اين است که زمان مرگ پيامبر(ص) نزديک شده است، و از آنجا که زندگي او بسيار با ارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش از قبيل نماز و حج و غيره با آمرزش خواستن پايان مي يابد. پس امر نمودن خداوند پيامبرش را به اين که خدا را ستايش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشاره اي است به اين که دوران حيات او به سر رسيده  است و بايد خودش را براي ملاقات با پروردگارش آماده نمايد و عمرش را با بهترين چيزها به پايان ببرد.
پيامبر هم قرآن را تفسير مي کرد و در نماز و در رکوع و سجده ي خود به کثرت مي گفت: سُبحَانَکَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِکَ اللَّهُمَ اغفِرلِي» پاک هستي پروردگارا! و تو را ستايش مي کنم. بار خدايا مرا بيامرز.
پايان تفسير سوره ي نصرمکي و 5 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 5-1:
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ دستهاي  ابولهب  بريده  باد و هلاک  بر او باد
مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ دارايي  او و آنچه  به  دست  آورده  بود به  حالش  سود نکرد
سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ زودا که  به  آتشي  شعله  ور درافتد
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ و زنش  هيزم  کش  است
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ  و بر گردن  ريسماني  از ليف  خرما دارد.
ابولهب عموي پيامبر(ص) بود. او به شدت با پيامبر دشمن بود و او را اذيت و آزار مي رساند. او نه دين داشت و نه غيرت خويشاوندي. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با اين مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذّمتي که تا روز قيامت مايه خواري و رسوايي اش خواهد بود. پس فرمود:« تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ» هلاک و بريده باد دست هاي ابولهب و او هلاک باد.
« مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ» مال و دارايي که داشت و او را سرکش کرده بود، سودي به او نمي رساند و عذاب خدا را از او دور نمي کند. « سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ؛ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هيزمکش وي را نيز احاطه مي نمايد. زنش نيز به شدت پيامبر(ص) را اذيت مي کرد و شوهرش را براي انجام گناه و دشمنانگي کمک مي کرد و نهايت تلاش خود را براي جمع آوري معصيت خداوند و آزار دادن پيامبر (ص) مبذول مي داشت، همانند کسي که هيزم جمع کرده و با طناب« مِّن مَّسَدٍ  » از ليف بر پشت خود حمل مي نمايد.
با معني « وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ؛ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ  » اين است که اين زن در جهنم براي سوختن شوهرش هيزم جمع مي کند و طنابي از ليف خرما بر گردن دارد. به هر  حال اين سوره يکي از نشانه هاي آشکار خداوند است، خداوند اين سوره را در زماني نازل کرد که هنوز ابولهب و همسرش هلاک نشده بودند و خبر داد که آن ها در آتش دوزخ عذاب داده  خواهند شد. و لازمه آن اين  است که آن ها در امان نخواهند بود. و همان طور که خداوندِ داناي پيدا و پنهان خبر داده بود،  اتفاق افتاد.
پايان تفسير سوره ي مسدمکي و 4 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ بگو : اوست  خداي  يکتا ،
اللَّهُ الصَّمَدُ خدايي  که  در، حاجت  به  او رو کنند ،
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ نه  زاده  است  و نه  زاده  شده  ،
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ  و نه  هيچ  کس  همتاي  اوست
«قُل» با يقين قطعي و با باور و شناخت بگو:« هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» خداوند يگانه و يکتا است و يگانگي فقط در او منحصر است. پس او داراي يگانگي کامل است و داراي نام هاي نيکو و صفات والا و کارهاي مقدس است و همانند و شبيهي ندارد.
« اللَّهُ الصَّمَدُ» و بندگان براي رفع همه نيازهايشان رو به سوي او مي آورند. پس مردم جهان بالا و پائين به شدت به او نيازمندند و نيازهايشان را از او مي  خواهند و در کارهاي مهم خود رو به سوي او مي کنند. چون او در صفت هايش و در دانايي و علم کامل مي باشد. و بردباري است که بردباري او کامل است و مهرباني است که رحمت او همه چيز را فرا گرفته است و ساير صفات  او چنين مي باشند.
و از کمال خداوندي اين است که او« لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ» فرزندي نزاده و نه زاده شده است چون در کمال بي نيازي مي باشد.« وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ  » و در صفات و نام ها و کارهايش همگون و همتايي ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. اين سوره مشتمل بر توحيد اسما و صفات مي باشد. 
پايان تفسير سوره ي إخلاصحَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ تا اينکه [راه] ياجوج و ماجوج گشوده شود و ايشان شتابان از هر بلندي و ارتفاعي بتازند
وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِينَ [در اين هنگام] وعدۀ راستين نزديک گردد، آن گاه يکباره چشمان کافران به بالا دوخته شود؛ اي واي بر ما! ما ازاين [روز] غافل بوديم، بلکه ما ستمکار بوديم.
خداوند مردم را بر حذر مي دارد که به کفر و گناهان ادامه ندهند، و مي فرمايد زمان رها شدن ياجوج و ماجوج که دو قبيله از انسانها هستند و روزگاري از فساد کاري آنها شکايت شد و ذوالقرنين در برابر آنها سدي را بست نزديک شده است، و در آخر زمان سد شکسته مي شود، و آنها آنچنان که خداوند بيان کرده است شتابان از هر سبلندي و راتفاعي مي گذرند و به سوي مردم مي آيند. اين آيه دلالت مي نمايد که آنها بسيار زيادند و در زمين با شتاب راه مي روند. پس يا با سرعت راه مي روند، يا اينکه به وسيلۀ اسباب و وسايلي که خداوند براي آنها آفريده است مسافتهاي دور را در مي نوردند و ناهمواري ها و دشواري ها را پشت سر مي گذارند و با سرعت زبان راهها را طي مي کنند، و آنها بر مردم چيره مي شوند و هيچ کس توان جنگيدن با آنها را ندارد. 
(وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ) و در اين هنگام وعدۀ راستين نزديک مي گردد، و در روز قيامت که خداوند آمدن آن را وعده داده بود فرا مي رسد، و وعدۀ الهي حق و راست است، پس در اين روز چشمهاي کافران از شدت وحشت و پريشاني از حرکت باز ايستاده و خيره مي شوند، و فريادشان بلند گشته و مي گويند: واي بر ما!کاش به دنيا نيامده بوديم! و بر گذشته حسرت مي خوردند و پشيمان مي شوند و مي گويند: (قَدْ كُنَّا فِي 