 تکان مي اندازد، و کوه ها به حرکت در مي آيند تا به صورت غباري پراکنده در مي آيند و آسمان پاره مي گردد و چند دروازه در آن پديد مي آيد و خداوند ميان خلائق با حکم عادلانه اش داوري مي نمايد و آتش جهنم را که براي سرکشان آماده کرده و جايگاه آنان قرار داده است افروخته مي شود و آن ها تا مدّت زماني طولاني در آن ماندگار خواهند بود. 
« أَحْقَابًا» احقاب جمع حقب است و حقب آن گونه که بسياري از مفّسران گفته اند: هشتاد سال يک حقب است.
وقتي وارد دوزخ مي گردند:« لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا» در آن جا نه هواي  خنکي مي چشند و نه نوشيدني گوارائي مي نوشند. يعني نه چيزي مي يابند که تن و بدنشان را خنک کند و نه نوشيدني مي يابند که تشنگي آن ها را رفع نمايد. 
« إِلَّا حَمِيمًا وَغَسَّاقًا» آنچه مي يابند و مي نوشند فقط آب جوش و داغي است که چهره هايشان را بريان و روده هايشان را پاره پاره مي نمايد. و چيزي ديگر که مي نوشند خونابه و زردآبه است که از بدن دوزخيان بيرون مي آيد و بسيار بدبو و بدمزه است. 
آن ها سزاوار اين عقوبت هاي خطرناک و زشت گرديده اند چون اين عقوبت ها در برابر کارهايي که مي کرده اند سزاي مناسب آن هاست و خداوند بر آن ها ستم نکرده بلکه خودشان بر خويشتن ستم نموده اند. 
بنابراين اعمالشان را که به سبب آن سزاوار اين سزا گشته اند، ذکر نمود و فرمود:« إِنَّهُمْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ حِسَابًا» آنان به زنده شدن پس از مرگ و به اين که خداوند مردم را بر کارهاي نيک و بد جزا و سزا خواهد داد،ايمان نداشتند. بنابراين براي آخرت خود عمل نکردند.
« وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا» و آيات ما را به صورت صريح و روشن تکذيب کردند؛  معجزات نزد آن ها آمد اما آنان با آن مخالفت ورزيدند. « وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا» و هر چيز کم و يا زياد و نيک و بدي را در لوح محفوظ ثبت و ضبط نموده ايم. پس گناهکاران گمان نبرند که ما آن ها را در برابر گناهاني عذاب داده ايم که مرتکب آن نشده اند، و گمان نبرند که چيزي از اعمالشان ضايع مي گردد و يا به اندازه ذرّه اي فراموش مي شود. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« وَوٌضِعَ الکِتَبُ فَتَرَي المُجرِمينَ مُشفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيقُولُونَ يوَيلَتَنَا مَالِ هَذَا الکِتَبِ لَا يغَادِرُ صَغيرَةَ وَلَاَ کَبيرَةَ إِلَّا أَحصَها وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلَا يظلِمُ رَبُّکَ أَحَدَا» و نامه اعمال گذارده مي شود آن گاه بزهکاران را مي بيني که از آنچه در آن است هراس دارند و مي گويند:« واي بر ما! اين چه کتابي است که هيچ گناه کوچک و بزرگي را نگذاشته مگر آن را برشمرده است؟!» و هر آنچه را که کرده اند حاضر مي يابند و پروردگارت بر هيچ کسي ستم نمي کند.
« فَذُوقُوا» اي تکذيب کنندگان! بچشيد  اين عذاب دردناک و رسوايي هميشگي را« فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلَّا عَذَابًا» که در حق شما جز عذاب نخواهيم افزود. پس هر وقت و هر لحظه عذابشان بيشتر مي گردد و اين آيه سخت ترين آيه در بيان شدت عذاب اهل دوزخ است . خداوند ما را از دوزخ در امان دارد.إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا پرهيزگاران  را جايي  است  در امان  از هر آسيب  ،
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا بستانها و تاکستانها، ،
وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا و دختراني  همسال  ، با پستانهاي  بر آمده  ،
وَكَأْسًا دِهَاقًا و جامهاي  پر
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا كِذَّابًا نه  سخن  بيهوده  شنوند و نه  دروغ
جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا و اين  پاداشي  است  کافي  ، از جانب  پروردگارت  
وقتي حالت گناهکاران را بيان کرد، سرانجام پرهيزگاران را نيز ذکر نمود و فرمود:« إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا» بي گمان کساني که با انجام عبادت الهي و دوري از نافرماني اش از خشم و ناخشنودي خداوند دوري و پرهيز کرده اند، رستگاري و موفقيت و نجات از جهنم بهره ايشان است.
« حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا» باغ هايي که انواع درختان و انواع ميوه ها و انواع انگورها را در بردارند. در ميان اين باغ ها رودها روان است . انگور را به طور خاص بيان کرد چون مهم است و در اين باغ ها به  کثرت وجود دارد.
آن ها در بهشت آن گونه که دل مي خواهد همسراني دارند، « وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا» دختران نوجوان نارپستان هم سن و سال. معمولا افراد هم سن و سال يکديگر را دوست مي دارند و از هم لذّت مي برند. و سنّي که آن ها در آن هستند سي و سه سالگي است که بهترين سن جواني است. 
« وَكَأْسًا دِهَاقًا» و جامي پر از شراب که مايه لّذت نوشندگان است. « لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا» يعني آن ها در بهشت سخن بيهوده و بي فايده اي نمي شنوند. « وَلَا كِذَّابًا» و نه گناهي مي شنوند. همانطور که خداوند متعال مي فرمايد:« لَا يسمَعُونَ فِيهَا لَغَوَا وَلَا تَأثيماً؛ إِلَّا قِيلا سَلَمَاَ سَلَمَاَ» آن چه در آن جا سخن بيهوده و گناهي نمي شنوند. آنچه مي شنوند واژه زيباي سلام است.
و خداوند اين پاداش بزرگ را از سر فضل و احسان خودش به آنها عطا کرده است. « جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا» به سبب اعمالي که خداوند توفيق انجامش را به آن ها داده و آن را سببي براي رسيدن به نعمت هاي الهي قرار داده است اين پاداش بزرگ را دريافته اند.وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و ايوب را [ياد کن] بدانگاه که پروردگار خود را به فرياد خواند [و گفت]: بي گمان بيماري به من رسيده است و تو مهربانترين مهربانان هستي.
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ پس دعاي او را پذيرفتيم و رنجي را که در خود داشت از او دور ساختيم، و خانواده اش و [نيز] مانند آنان را همراه با آنان به او داديم تا رحمتي از جانب خويش و پندي براي عبادت کنندگان باشد. 
بنده و پيامبر ما ايوب را با ستايش و بزرگداشت و جايگاهي والا ياد کن، هنگامي که خداوند او را به بلا و بيماري سختي مبتلا نمود، و مورد آزمايش قرار داد. و خداوند او را بردبار و خشنود يافت. شيطان بر جسم او مسلط شده بود، و اين آزمايشي از جانب خداوند بود، پس شيطان در جسم او دميد و بر اثر آن دمل هاي بزرگي بيرون مي آمد، و تا مدت ها ماند. بلا و مصيبت او شدت گرفت و خانواده اش مردند، و مالش از دست رفت. پس پروردگارش را به فرياد خواند و گفت: پروردگارا! بي گمان بيماري به من رسيده است و تو مهربان ترين مهربانان هستي. (أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ) ايوب به رحمت گستردۀ خداوند متوسل شد و حالت خويش را براي وي بيان کرد، و اينکه بيماري و رنج همۀ وجود او را فرا گرفته است، و خداوند دعاي او را پذيرفت و فرمود: (ارکفص برجلک هذا مغتسل بارد و شراب) با پايت [بر] زمين بزن، اين محل شستن و نوشيدني خنکي است. 
پس او با پايش زمين را کوبيد، و از کوبيدن او چش