ا) پروردگارا! کسي از کافران را روي زمين زنده مگذار، زيرا اگر آنها را زنده بگذاري بندگانت را گمراه مي سازند، و جز فرزندان فاسق و کافر به دنيا نمي آورند. 
پس خداوند دعاي او را پذيرفت و آنها را غرق نمود،و هيچ کس ا ز آنها را زنده نگذاشت. و خداوند نوح و خانواده اش، و مومناي را که همراه او بودند در کشتي نجات داد، و فرزندان او باقي گذاشت، و او را بر قومش که وي را مسخره مي کردند، ياري کرد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:901.txt">آيه 3-1</a><a class="text" href="w:text:902.txt">آيه ي 22-4</a><a class="text" href="w:text:903.txt">آيه 26-23</a><a class="text" href="w:text:904.txt">آيه 31-27</a></body></html>مدني و 31 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 3-1:
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا هر آينه  بر انسان  مدتي  از زمان  گذشت  و او چيزي  در خور ذکر نبود.
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ما، آدمي  را از نطفه  اي  آميخته  بيافريده  ايم  ، تا او را امتحان  کنيم   وشنوا و بينايش  ساخته  ايم.
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا راه  را به  او نشان  داده  ايم   يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس.
خداوند در اين سوره ابتداي حالت انسان و ميانه و انتهاي آن را بيان کرده است. پس فرمود مدت زماني طولاني بر انسان گذشت و او چيز قابل ذکري نبود. اين همان زماني است که انسان وجود نداشته است.
وقتي خداوند خواست انسان را بيافريند پدر انسان آدم را از خاک آفريد. سپس نسل او را« مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ» به صورت متسلسل از نطفه اي آميخته و بي ارزش گسترش داد. « نَّبْتَلِيهِ» با آن انسان را مي آزماييم تا بدانيم آيا به حالت نخستين خود فکر مي کند يا آن را فراموش مي کند و مغرور مي شود؟ پس خداوند انسان را آفريد و به  او توانايي هاي ظاهري و باطني مانند شنوايي و بينايي و ديگر اعضا عطا کرد و اعضايش را کامل و سالم گرداند به  گونه اي که مي تواند به وسيله آن مقاصد خويش را به دست آورد.
سپس خداوند پيامبران را به سوي انسان ها فرستاد و کتاب ها را نازل کرد و انسان را به راهي که او را به خدا مي رساند رهنمود کرد و راه را برايش روشن نمود و او را به برگرفتن آن تشويق نمود و او را از نعمت هايي که نزد خداوند است آگاه کرد. سپس انسان را از راهي که او را به هلاکت و بدبختي مي رساند آگاه نمود و او را از آن برحذر داشت و او را خبر داد که چه عذابي در انتظار اوست چنانچه آن راه را در پيش گيرد، و از اين طريق او را آزمود. پس مردم به دو گروه تقسيم شدند؛ برخي نعمت هاي پروردگار را سپاس گزارده و وظايفي را که خداوند آن ها را بدان مکلف نموده است انجام دادند. و برخي به خداوند کفر ورزيدند و نعمت هاي ديني و دنيوي خداوند را کفران نمودند و راهي را که منجر به هلاکت و نابودي مي گردد در پيش گرفتند.إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالًا وَسَعِيرًا ما براي  کافران  زنجيرها و غلها و آتش  افروخته  آماده  کرده  ايم.
إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا نيکان  از جامهايي  مي  نوشند که  آميخته  به  کافور است  .
عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا چشمه  اي  که  بندگان  خدا از آن  مي  نوشند و آن  را به  هر جاي  که  خواهند، روان مي  سازند
يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا به  نذر وفا مي  کنند و از روزي  که  شر آن  همه  جا را گرفته  است  مي  ترسند.
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا و طعام  را در حالي  که  خود دوستش  دارند به  مسکين  و يتيم  و اسير مي   خورانند.
إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا جز اين  نيست  که  شما را براي  خدا اطعام  مي  کنيم  و از شما نه  پاداشي  مي   خواهيم  نه  سپاسي
إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا ما از پروردگار خود مي  ترسيم  ، در روزي  که  آن  روز عبوس  و سخت  و  هولناک  است
فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا خدا ايشان  را از شر آن  روز نگه  داشت  و آنان  را طراوت  و شادماني  بخشيد.
وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا به  پاداش  صبري  که  کرده  اند پاداششان  را بهشت  و حرير داد.
مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا در آنجا بر، تختها تکيه  زده  اند نه  هيچ  آفتابي  مي  بينند و نه  سرمايي.
وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا سايه  هاي  درختانش  بر سرشان  افتاده  و ميوه  هايش  به  فرمانشان  باشد
وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا کاسه  هاي  سيمين  و کوزه  هاي  شراب  ميانشان  به  گردش  در مي  آيد
قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا کوزه  هايي  از سيم  که  آنها را به  اندازه  پر کرده  اند
وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا در آنجا جامي  بنوشانندشان  که  آميخته  با زنجبيل  باشد ،
عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا از چشمه  اي  که  آن  را سلسبيل  مي  گويند
وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا همواره  پسراني  به  گردشان  مي  چرخند که  چون  آنها را ببيني  ، پنداري ، مرواريد پراکنده  اند.
وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا چون  بنگري  ، هر چه  بنگري  نعمت  فراوان  است  و فرمانروايي  بزرگ
عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا بر تنشان  جامه  هايي  است  از سندس  سبز و استبرق   و به  دستبندهايي  از  سيم  زينت  شده  اند  و پروردگارشان  از شرابي  پاکيزه  سيرابشان  سازد.
إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا اين  پاداش  شماست  و از کوششتان  سپاسگزاري  شده  است.
ما براي کسي که به خداوند کفر ورزد و پيامبرانش را تکذيب کند و بر ارتکاب گناهان جرأت نمايد زنجيرهايي در آتش جهنم آماده کرده ايم . « ثُمَّ فِي سِلسِلةِ ذَرعُها سَبعُونَ ذِرَاعَاَ فَأسلُکوُهُ» سپس او را در زنجيري که هفتاد گز است به بند کشيد .« وَأَغْلَالًا» و طوق هايي که دست هايشان را به گردن هايشان مي بندد. « وَسَعِيرًا» و آتشي که جسم هاي آنان را مي سوزاند. 
«کُلَّما نَضِجَت جُلُودُهُم بَدَّلنَهُم جُلُوداً غَيرَهَا لِيذُوقُوا العَذَابَ» هرگاه پوست جهنمّيان از بين برود و سوخته شود پوست هاي تازه اي جايگزين آن مي کنيم تا عذاب را بچشند . و اين عذاب هميشگي است و آنان جاودانه در آن مي مانند. 
« الْأَبْ