ْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ» آيا هريک از ايشان اميدوارند که به بهشت پرناز و نعمت درآورده شوند؟ يعني چه سبب و دليلي آن ها را به بهشت اميدوار کرده است در حالي که آن ها جز کفر ورزيدن به پروردگار جهانيان عملي براي جهان آخرت پيش نفرستاده اند؟! 
بنابراين فرمود:« كَلَّا» قضيه آن گونه و مطابق آرزوهايشان نيست، و نمي توانند آنچه را که مي خواهند با توان و قدرت خويش به دست آورند. « إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ» ما آنان را از چيزي آفريده ايم که مي دانند. يعني آن ها را از آبي مني آفريده ايم که از ميان سينه ها و کمر بيرون مي آيد. پس آن ها ناتوان هستند و اختيار هيچ سود و زياني براي خود ندارند، و اختيار مرگ و زندگي و رستاخيز را ندارند. فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ پس  سوگند به  پروردگار مشرقها و مغربها که  ما تواناييم
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ که  به  جاي ، آنها مردمي  بهتر بياوريم  و در اين  کار ناتوان  نيستيم.
فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ پس  بگذارشان  تا به  بيهودگي  در آيند و به  بازيچه  ، تا به  آن  روزي  که   وعده  شان  داده  ايم  برسند.
يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ روزي  که  شتابان  از قبرها به  درآيند ، چنان  که  گويي  نزد بتان  مي  شتابند.
خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ  وحشت  بر چشمانشان  مستولي  شده  و به  خواري  افتاده  اند : اين  است  همان  روزي  که  آنها را وعده  داده  بودند.
در اين جا خداوند به مشرق ها و مغرب ها خورشيد و ماه و ستارگان سوگند ياد مي کند چون در اين چيزها نشانه اي آشکار بر زنده شدن پس از مرگ است. خداوند سوگند مي خورد که مي تواند خلقت آنها را تغيير دهد بدون اينکه ذاتشان تغيير يابد. همان طور که مي فرمايد:« وَنُنشِئَکُم فِي مَا لَا تَعلَمُونَ» و شما را در آنچه نمي دانيد پديد مي آوريم.
« وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» و هيچ کس از ما سبقت نمي گيرد، و اگر بخواهيم او را باز زنده گردانيم از دست ما در نمي رود و ما را ناتوان نمي کند. پس وقتي که زنده شدن پس از مرگ و سزا و جزا ثابت شد و آن ها به تکذيب و فرمان نبردن از آيات خدا ادامه دادند، « فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا» آنان را به حال خود واگذار کن تا در گفته هاي باطل و عقايد فاسد خود فرو روند و به خود سرگرم شوند و بخورند، بياشامند و بهره مند گردند.
« حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ» تا آن که به آن روزشان برسند که وعده داده مي شوند. در آن روز  خداوند برايشان شکنجه و عذابي آماده کرده است که سرانجام سرگرمي و فرو رفتن آن ها در باطل است. سپس حالت مردم را در روزي که به آنان وعده داده مي شود بيان کرد و فرمود:« يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا» روزي که دعوت  کننده را اجابت مي  کنند و از گورها بيرون مي آيند و شتابان به سوي ندادهنده مي روند. 
« كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُونَ» انگار به سوي نشانه اي مي دوند، پس نمي توانند از فرمان دعوت دهنده سرپيچي کنند، بلکه خوار و مغلوب نزد پروردگار جهانيان مي آيند. « خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ» خواري و پريشاني دل هايشان را فرا مي گيرد، به  همين سبب چشم هايشان به زير مي افتد و مردم از حرکت مي ايستند و صداها قطع مي شود.« ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ  » اين حالت و سرنوشت، همان روزي است که وعده داده مي شدند و وعده خداوند به طور قطع تحقق مي پذيرد و بايد به آن وفا شود.
پايان تفسير سوره ي معارج<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:865.txt">آيه 4-1</a><a class="text" href="w:text:866.txt">آيه 14-5</a><a class="text" href="w:text:867.txt">آيه 21-15</a><a class="text" href="w:text:868.txt">آيه 25-22</a><a class="text" href="w:text:869.txt">آيه 28-26</a></body></html>مکي و 28 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 4-1:
إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ما نوح  را به  سوي  قومش  فرستاديم  که  :، قوم  خود را پيش  از آنکه  عذابي   دردآور بر سرشان  فرود آيد ، بيم  ده
قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ گفت  : اي  قوم  من  ، من  بيم  دهنده  اي  روشنگرم  ،
أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ خدا را بپرستيد ، و از او بترسيد و از من  اطاعت  کنيد ،
يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ تا گناهانتان  را بيامرزد ، و شما را تا مدتي  معين  مهلت  دهد ، زيرا آن ، مدت  خدايي  چون  به  سر آيد اگر بدانيد ديگر به  تاخير نيفتد.
خداوند در اين سوره به جز داستان نوح چيزي را بيان نکرده است چون نوح تا مدتي طولاني در ميان قومش ماندگار شد و بارها آنان را به يکتاپرستي دعوت نمود و از شرک ورزيدن بازداشت. پس خداوند متعال خبر مي دهد که او نوح را از روي لطف و رحمت خويش و براي اين که آنان را از عذاب دردناک بترساند به سوي آنها فرستاد تا به کفر خويش ادامه ندهند که آن گاه براي هميشه نابود خواهند شد و به آنان عذابي هميشگي خواهد داد.
نوح عليه السّلام فرمان الهي را اطاعت کرد و آن را انجام داد و فرمود:« يَا قَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ» اي قوم من! همانا من براي شما بيم دهنده اي آشکارم. چون او به طور واضح بيان مي کرد که مردم را از چه چيزي بيم مي  داد. و بيان مي داشت که چگونه مي توان نجات يافت . 
پس راه نجات را به آنان نشان داد و فرمود:« أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ» خدا را بندگي کنيد. يعني او را به يگانگي پرستش نماييد و از شرک ورزيدن و راهها و وسايل آن دوري جوئيد. و اينکه اگر آنان تقواي الهي را رعايت کنند گناهانشان آمرزيده مي شود و هرگاه گناهانشان آمرزيده شود از عذاب نجات پيدا مي کنند و به پاداش دست مي يازند. 
« وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى» شما را در اين جهان بهره مند مي سازد و نابودي و هلاکت را تا مدتي معين از شما دور مي  کند. يعني باقي ماندن در دنيا به تقدير و قضاي الهي است و تا مدتي معين انسان در اين دنيا باقي مي ماند و براي هميشه در دنيا بهره مند نخواهد بود. چون مرگ قطعا روزي فرا مي رسد. بنابراين فرمود:« إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لَا يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» بي گمان هنگامي که اجل نهايي الهي فرا رسد تأخير پيدا نمي کند، اگر شما مي دانستيد.
به خدا کفر نمي ورزيديد و با حق مخالفت نمي کرديد. آنها دعوت نوح را نپذيرفتند و از فرمان او اطاعت نکردند. پس نوح به درگاه پروردگارش شکايت کرد و فرمود:قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا گفت  : اي  پروردگ