د. صفوان بن معطل سْلمي (ص) يكي از بزرگان اصحاب كه شب را در قسمت منتهياليه اتراق كاروان گذرانده بود عايشه را ديد و او را شناخت، بنابراين شترش را خواباند و عايشه بر شتر سوار شد، بدون اينكه با صفوان حرفي بزند، و بدون اينكه صفوان با او حرفي بزند. سپس صفوان او را در حالي كه بر شتر سوار بود بعد از آن كه لشكر به هنگام استراحت توقف كرده بود به كاروان ملحق كرد. وقتي برخي از منافقان كه در اين سفر همراه پيامبر بودند صفوان را ديدند، چيزهايي را شايع كردند وسخن در هر جا پخش شد و دهان به دهان گشت، تا اينكه برخي از مؤمنان نيز فريب خوردند و اين سخن را براي يكديگر نقل ميكردند. مدتي طولاني وحي بر پيامبر (ص) نيامد، و بعد از مدتي خبر شايعه به عايشه نيز رسيد، او به شدت غمگين و ناراحت شد تا اينكه خداوند پاك دامني او را در اين آيهها نازل نمود، و مؤمنان را اندرز گفت، و اين خطا و شايعهسازي را اشتباه بزرگي قلمداد كرد و نصايح ارزشمندي را نيز بر مؤمنان عرضه كرد.إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ بدون شك كساني كه اين تهمت بزرگ و دروغ زشت؛ تهمت زدن به امالمؤمنين را ساخته و پرداخته كردهاند، عُصْبَةٌ مِّنكُمْ گروهي هستند كه خود را به شما مؤمنان نسبت ميدهند؛ بعضي مؤمن راستين و واقعي هستند، اما چون منافقان اين سخن را شايعه كردند. فريب خوردند، و برخي مؤمن واقعي نيستند، بلكه منافق ميباشند.
لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ اين را براي خود بد مپنداريد، بلكه آن برايتان خير است، چون باعث شد تا پاكدامنيام المؤمنين ثابت شود، و مورد ستايش قرار بگيرد، و خاطرهاش زنده بماند، و اين مدح و ستايش، همة زنان پيامبر (ص) را در بر گيرد. و نيز باعث شد تا آيههايي بيان شوند كه بندگان به آن نياز دارند، و تا روز قيامت به آن عمل ميشود. پس همة اينها خير بزرگي ميباشند، و اگر سخن و گفتار اهل افك نبود اين چيزها انجام نميشد.
و هر گاه خداوند بخواهد كاري را انجام دهد براي آن سببي قرار ميدهد، بنابراين همة مؤمنان را به طور عموم مخاطب قرار داد و خبر داد كه تخريب كند. پس در اينجا اشاره شد كه مؤمنان در دوستي و مهرباني با يكديگر و جلب منافع براي يكديگر مانند يك تن وجسد هستند، و مؤمن براي مؤمن مانند ساختماني است كه برخي از قسمتهاي آن برخي ديگر را محكم ميدارد. پس همانطور كه كسي نميپسندد به آبرو و حيثيت او لطمه زده شود، نيز در مورد برادر مؤمن خود نبايد راضي شود كه كسي به آبروي او خدشه وارد نمايد، زيرا آبروي برادر مؤمنش آبروي خود او ميباشد، و تا وقتي بنده به اين حالت نرسيده باشد ايمانش ناقص است، و از نصح و دلسوزي برخوردار نميباشد. لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ هر كدام از آنان به گناه كاري كه كردهاند گرفتار ميآيد. اين هشدار و وعيدي است براي كساني كه تهمت را ساخته و پرداخته كردند و آنها به كيفر آنچه گفتند مجازات خواهند شد. و پيامبر (ص) گروهي از آنان را تازيانه زد و حد را بر آنها اجرا نمود.
وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ و كسي كه بخش عظيمي از آن را به عهده داشت، و تهمت را بزرگ كرد، و او منافق و خبيثعبدالله بن ابي بن رسول [لعنت خداوند بر او باد] بود، لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ عذابي بزرگ دارد، و براي هميشه در پايينترين مقام جهنم ميماند.
سپس خداوند بندگانش را راهنمايي كرد كه به هنگام شنيدن سخني از اين قبيل چگونه موضعگيري كنند: لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا چرا هنگامي كه اين تهمت را شنيديد مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبرديد؟! يعني بايد زنان و مردان مؤمن نسبت به خود گمان نيك ببرند، و [برادر يا خواهر مسلمان خود] را از تهمتي كه به وي زده شده است سالم و مبرا بدانند. چون ايمانشان تهمت باطلي را كه در مورد آنان بر زبان جاري شده است دور مينمايد. وَقَالُوا و چرا نگفتند سْبحُنكُ بار خدايا! تو پاك و منزهي از اينكه بندگان برگزيدة خويش را به امور زشت مبتلا نمايي؟ هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ و اين دروغ و تهمتي آشكار است؟ و پوچ بودن آن از همه چيز روشنتر است؟ پس لازم است كه وقتي مؤمن دربارة برادر [يا خواهر] مؤمنش چنين سخني را بشنود او را تبرئه نمايد و گوينده را تكذيب كند.
لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء چرا تهمت زنندگان براي اثبات تهمت خود چهار گواه عادل و پسنديده نياوردند ؟! فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ پس چون گواهان را نياوردند آنان در نزد خدا دروغگو هستند، گر چه به آن يقين داشته باشند، اما طبق دستور و قانون الهي دروغگو هستند، چون خداوند سخن در اين مورد را بدون آوردن چهار گواه حرام نموده است. بنابراين فرمود: فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ نفرمود كه اينان دروغگو هستند، بلكه فرمود اينها برابر حكم خدا دروغگو هستند. و اين تعظيم و بزرگداشت حرمت مسلمان است، چرا كه تهمت زدن به وي جايز نيست، مگر اينكه چهار شاهد وجود داشته باشد.
 وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ و اگر فضل  خداوند و رحمت او در دنيا و آخرت بر شما نبود، و احسان او در امر دنيا و دينتان شما را فرا نگرفته بود، لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ به سبب فرورفتنتان در كار تهمت، عَذَابٌ عَظِيمٌ عذابي بزرگ به شما ميرسيد، چون به علت آنچه گفتيد مستحق آن عذاب گرديده بوديد، اما فضل خداوند و رحمت او بر شما بود، و توبه را برايتان مشروع نمود، و عقوبت و سزا را پاك كنندة گناهان قرار داد.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ هنگامي كه آن را دهان به دهان فرا ميگرفتيد. يعني براي يكديگر بازگو ميكرديد، و [در قالب تخريب شخصيت آن انسان وارسته] آن را براي يكديگر نقل مينموديد،در حالي كه سخني پوچ و باطل بود. وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ و با دهان خود سخني ميگفتيد كه علم و اطلاعي از آن نداشتيد، و اين دو چيز ممنوع ميباشند؛ بر زبان آوردن سخن باطل، و سخن گفتن بدون اطلاع و آگاهي.
وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا و آن را سبك و ساده ميانگاشتيد، به همين جهت برخي از مؤمنان – كه بعداً توبه كردند و خود را از آن گناه پاك نموده و در ترويج آن سهيم شدند. وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ حال آنكه نزد خداوند [گناهي بسيار] بزرگ است. در اينجا به صورت واضح از ارتكاب برخي گناهان و ساده انگاشتن و ناچيز شمردن آن نهي شده است.و بايد دانست كه گمان وظن آدمي به او فايدهاي نميدهد، و از عقوبت و كيفر گناه نميكاهد، بلكه گناه را بيشتر و چند برابر مينمايد، و ارتكاب گناه را براي دفعات بعد براي او آسان ميكند.
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ چرا شما اي مومنان! وقتي سخن كساني كه تهمت را سرهم كرده بودند، شنيديد، قُلْتُم با نپذيرفتن و انكار آن نگفتيد: مَّا يَكُو