 اللَّهُ» کساني که در زمين فساد و تباهي کرده و پيوند خويشاوندي خود را گسسته اند خداوند ايشان را لعنت نموده و از رحمت خويش بدور کرده است ، و به ناخشنودي و خشم خداوند نزديک شده اند. 
« فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ» و آنان را چنان نموده که آن چه را به آن ها فايده مي دهد نمي شنوند و آن را نمي بينند. آن ها گوش هايي دارند ولي چنان نمي شنوند که پند پذيرند و يقين کنند، بلکه شنيدن آن ها فقط اين فايده را بر آن ها اتمام حجّت مي شود. و آن ها چشم هايي دارند امّا با آن نشانه ها را نمي بينند و با چشم هاي خود به حجّت ها و دلايل نمي نگرند.أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آيا در قرآن  نمي  انديشند يا بر دلهايشان  قفلهاست  ?
آيا اين اعراض کنندگان در کتاب خدا نمي انديشند و به گونه شايسته در آن تاّمل نمي ورزند؟ چون اگر در آن تدّبر کنند قرآن آن ها را به همه ي خوبي ها راهنمايي مي کند و از هر شرّ و بدي برحذر مي دارد و دل هايشان را از ايمان و يقين سرشار خواهد کرد. و آن ها را به مطالب عالي و عطاياي گران بها خواهد رساند و راهي را که انسان را به خدا و به بهشت او مي رساند و مکّملات اين راه و مفسدات آن را برايشان بيان مي دارد. و نيز راهي را که انسان را به عذاب مي رساند و نيز چگونگي پرهيز از آن راه را بيان مي نمايد. و پرورگارشان را به آن ها خواهد شناساند و اسما و صفاتش و احسان او را به آن ها  معرفّي خواهد کرد، و آنان را به پاداش فراوان راغب مي گرداند و از دچار شدن به کيفر و  عذاب خدا برحذر ميدارد. « أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» آيا دل هايشان بر حالت روي گرداني و غفلت و اعتراض قف گرديده است ، پس خير و خوبي هرگز در آن داخل نخواهد شد؟إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ شيطان  اعمال  کساني  را که  بعد از آشکار شدن  راه  هدايت  مرتد شدند و  بازگشتند ، در نظرشان  بياراست  و در گمراهي  نگاهشان  داشت.
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ و اين  بدان  سبب  است  که  به  آن  گروه  که  آيات  خدا را ناخوش  مي  داشتند  ،مي ، گفتند : ما در پاره  اي  از کارها فرمانبردار شما هستيم   و خدا از  رازشان  آگاه  است
فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ چگونه  اند آنگاه  که  فرشتگان  آنها را مي  ميرانند و بر صورت  و پشتهايشان مي  زنند ?
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ اين  به  کيفر آن  است  که  از آنچه  خدا را به  خشم  مي  آورد پيروي  مي  کرده   اند و از آنچه  خشنودش  مي  ساخته  کراهت  داشته  اند  خدا نيز اعمالشان  را  نابود کرد
خداوند از حالت  کساني خبر مي دهد که از هدايت و ايمان به کفر و گمراهي پيشين خود برگشتند. اين ها از روي دليل و حجّت  برنگشته اند، بلکه شيطان آن ها را فريب داده و کفر و گمراهي را برايشان آراسته و با آرزوهاي طولاني فريفته است. « بَعدِهُمُ وَيمَنّيهِم وَمَا يعِدهُمُ الشَّيطَنُ إِلَّا غُرُوراً» شيطان به آن ها وعده مي دهد و جز فريب و دروغ چيزي به آن ها وعده نمي دهد.
« ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ» اين بدان خاطر است که هدايت براي آن ها روشن گرديد امّا علاقه اي به آن نشان نداده اند و آن را ترک گفتند.« قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ»  و به کساني که دشمن چيزي هستند که خدا فرو فرستاده و با خدا و پيامبرش ابراز دشمني مي کنند، گفتند:« سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ» در برخي از امور از شما فرمان خواهيم برد. يعني در چيزي که موافق و مطابق با خواست ها و اميالشان مي باشد. بنابراين خداوند آنها را به وسيله ي گمراه ساختن و ماندگار ساختن برآن چه که آن ها را به شقاوت ابدي و عذاب هميشگي مي رساند عقوبت کرد. « وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ» و خداوند نهان کاري آنان را مي داند، از اين رو رسوايشان کرد و اسرار آن ها را براي بندگان مومن خود بيان نمود تا فريب آن را نخورند. 
« فَکيفَ» پس حال آنان چگونه خواهد بود، و چه حالت زشت و بدي خواهند داشت، « إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلَائِكَةُ» بدان هنگام که فرشتگانِ مامور قبض ارواح به سراغشان آيند و ارواحشان را قبض کنند، « يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ» و چهره ها و پشت هاي ايشان را با گرزهاي آهنين بزنند؟!
«ذَلِکَ» عذابي که سزاوار آن گشتند و  بدان گرفتار شدند، « بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ» به سبب آن است که آنان کفر و گناهاني را که باعث به خشم آمدن خداوند مي شود مرتکب شدند .« وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ» و به دست آوردن خشنودي اش را ناخوش داشتند. پس آن ها به چيزي که آنان را به خدا نزديک مي نمايد علاقه اي نداشتند.« فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ» و خداوند نيز اعمالشان را نابود کرد. به خلاف کسي که از رضايتِ خدا پيروي نموده و ناخشنودي او را ناخوش داشته است، پس خداوند بدي ها و گناهان او را مي زدايد و پاداش او را دو چندان مي نمايد.أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ؛ آيا آنان  که  در دلشان  مرضي  است  مي  پندارند که  خدا کينه  اي  را که  در  دل نهفته  دارند آشکار نخواهد کرد ?
وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُمْ اگر بخواهيم  ، آنها را به  تو مي  نمايانيم  و تو آنها را به  سيمايشان  يا، از شيوه  سخنشان  خواهي  شناخت  ، و خدا از اعمالتان  آگاه  است
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُمْ و شما را مي  آزماييم  تا مجاهدان  و صابرانتان  را بشناسيم  و حديثتان  را  آشکار کنيم.
« أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ» خداوند متعال مي فرمايد: آيا کساني که در دل هايشان بيماري شبهات و شهوات است و دل هايشان دچار نابساماني گشته است پنداشت اند که « أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُمْ» خداوند عداوتي را که در دل نسبت به اسلام و مسلمين دارند بيرون نمي آورد؟ اين گماني است که سزاوار حکمت خداوندي نيست، چون بايد راستگو را از دروغگو مشخّص نمايد. و اين امر با آزمودن با مشکلات محّقق مي شود، و هرکس بر اين آزمايشات ثابت قدم بماند و ايمانش هم چنان پايدار باشد او مومن حقيقي است. و هرکس اين آزمايشات موجبات آن را فراهم  کندکه به عقبت برگردد يعني به هنگام ابتلا و آزمايش داد و فرياد سر دهد و ايمانش ضعيف گ ردد و کينه اي را که در دل دارد اظهار نمايد و نفاق او ظاهر گردد، اين مقتضاي حکمت الهي است. با اين ک