 چنان بزرگواري و اخلاقي بود که ديگران نداشته، آزموديم.
« أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ» موسي به فرعون و درباريانش گفت: بندگان خدا بني اسراييل را با من بفرستيد و از عذاب و شکنجه هايتان آنها را در امان داريد، چرا که آنان عشيره و قوم من هستند و در زمان خودشان برترين مردم جهانند. شما بر آنها ستم کرده و بناحق آنان را به بردگي گرفته ايد، پس آنها را بفرستيد و رها کنيد تا پروردگارشان را پرستش نمايند. « إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ» من برايتان پيامبري امين هستم و در آنچه مرا با آن به سوي شما فرستاده است درست کار وامانت دارم و هيچ چيزي از آن چه مرا با آن فرستاده است از شما پنهان نمي کنم و چيزي بر آنها اضافه نمي نمايم و از آن چيزي نمي کاهم. و اين امر ايجاب مي کرد تا آنها از او اطاعت نمايند.
« وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ» و اين که خود را برتر ندانيد از اين که خدا را پرستش کنيد و با تکّبر بر بندگان خدا  خود را برتر از آنها بدانيد. « إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ» بدون شک من براي شما حجّت و دليلي آشکار مي آورم و آن معجزات آشکار و دلايل قاطعي بود که او ارائه داد. اما آنها او را تکذيب کردند و آهنگ کشتن او را نمودند. پس او از شرّ آنها به خدا پناه برد و گفت:« وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ» به درستي که من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مي برم از اين که مرا به بدترين صورت که سنگسار کردن است بکشيد.
« وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ» پس سه حالت است: يا به من ايمان بياوريد که آنچه از شما مي خواهم همين است، و اگر ايمان نمي آوريد از من کناره گيري کنيد؛ نه از من حمايت کنيد و نه عليه من باشيد، بلکه شر و آزارتان را از من دور نگاه داريد. پس مرحله اول و دوم را آنها انجام ندادند بلکه همواره در برابر خداوند  تمّرد و سرکشي کردند و با پيامبرش موسي عليه السلام به مبارزه پرداختند و نگذاشتند قومش بني اسرائيل را با خود ببرد.« فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ» پس موسي پروردگار خود را به فرياد خواند که : بدون شک اينان گروهي گناهکارند. يعني اينها مرتکب جرم و گناهي شده اند که اقتضا مي کند تا هرچه زودتر به عذاب گرفتار شوند. موسي از حالت آنان خبر داد ، و اين خبر دادن دعائي با زبان حال عليه آنان است که رساتر از تصريح است . همان طور که درباره ي خودش گفت:« رَبِّ إِنّي لِمَآ أَنزَلتَ إِلَي مِن خَيرِ فَقيرُ» پروردگارا! من به خيري که به سوي من نازل کرده اي نيازمندم. خداوند موسي را فرمان داد تا بندگان او را در شب با خود ببرد و به وي خبر داد که فرعون و قومش آنها را تعقيب خواهند کرد.
« وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا» وقتي که موسي آن گونه که خدا  به او فرمان داده بود به هنگام شب بني اسراييل را با خود برد و سپس فرعون آنها را تعقيب کرد و خداوند به موسي فرمان داد تا با عصايش دريا را بزند او عصا را به دريا زد و آن گاه دوازده راه باز شد و آب در ميان و کناره اين راه ها حرکت کرده و عبور کردند. وقتي از دريا بيرون آمدند خداوند به موسي فرمان داد تا دريا را همچنان گشاده و به همان حالتش رها کند تا  فرعون و لشکريانش وارد آن شوند. « إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ» ايشان گروي هستند که قطعا غرق مي گردند.
وقتي قوم موسي به طور کامل از دريا بيرون آمدند و قوم فرعون وارد آن شدند، خداوند به دريا دستور داد تا بر آنها جاري شود و آن گاه همه ي آنان غرق شدند و همه نعمت ها و زندگي دنيا را که از آن بهره مند بودند از خود بر جاي گذاشتند و خداوند آن را به بني اسراييل داد،  همان بني اسرائيلي که فرعونيان بندگان خود قرار داده بودند. بنابراين فرمود:« كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ؛ وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ؛ وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ؛ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ» چه باغ ها و چشمه سارهاي زيادي از خود بجاي  گذاشتتند و کشتزارها و اقامت گاههاي گرانقدر و نعمت هايي که از آن بهره مند بودند! ماجراي آنان اين گونه شد و ما همه ي اين نعمت ها را به قوم ديگري داديم. ودر آيه اي ديگر آمده است: « کَذَلِکَ وَأورَثنَها بَنِي إِسرَائيل» و اين گونه شد ماجراي آنها و ما آن نعمت ها را به بني اسراييل داديم.
« فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ» وقتي خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت آسمان و زمين بر آنها گريه نکردند. يعني اهالي آسمان و زمين براي نابودي شان اندوهگين نشدند و از فراق آنها متاسّف نگشتند، بلکه همه از نابودي آنان شادمان شدند، حتي آسمان و زمين از هلاکت آنها خوشحال شدند ، چون آنها هيچ کاري از خود به جاي نگذاشته بودند جز آنچه که  مايه روسياهي شان بود و سبب مي شد تا جهانيان آنها را نفرين کنند و از آنها متنّفر باشند.« وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ» و به آنها مهلتي داده نشد که کيفر بر آنها نيايد بلکه فورا  عذاب ، آنان را فرا گرفت. سپس خداوند منّت خويش را بر بني اسراييل بيان کرد و فرمود:« وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ» و ما بني اسراييل را از عذاب خوار کننده اي که در آن قرار داشتند نجات داده و رهايي بخشيديم« مِن فِرْعَوْنَ» از  فرعون که پسران آنها را سر مي بريد و زنانشان را براي خدمت زنده نگاه مي داشت. « إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ» او بناحق در زمين بر ديگران بزرگي مي فروخت و استکبار مي ورزيد و از کساني بود که از حدود الهي تجاوز کرده بود و بر ارتکاب آنچه خدا حرام نموده بود گستاخ شده بودند.
« وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ» و ما بني اسراييل را از آن جا که از آنها آگاهي داشتيم و مي دانستيم که شايسته هستند، برگزيديم و بر جهانيان و مردم زمان خودشان برتري داديم. « عَلَى الْعَالَمِينَ» بر کساني که در زمان خودشان و پيش از آنها و بعد از آنها بودند، برتري داديم، تا اين که خداوند امّت محمّد(ص) را آورد، پس آنها بر همه ي جهانيان برتري داده شدند و خداوند آنها را بهترين امّتي گرداند که براي سود رساندن به مردم بيرون آورده شده اند ، و منّت ها و احسان هايي به آنها نمود که ديگران را از آن بهره مند نساخته بود.
« وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ» و به بني اسراييل نشانه ها و معجزات آشکاري داديم، « مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ» که در آن آزمو ني آشکار بود. يعني احسان فراواني در آن از جانب ما بر آنها بود و حجّتي بود بر صحّت آنچه پيامبرشان موسي عليه السلام برايشان آورده بود.إِنَّ هَؤُلَاء لَيَقُولُونَ؛ هر آينه ، اينان  مي  گويند :
إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ پايان  کار جز همين  مرگ  نخستين  نيست  و ما ديگر بار زنده  نمي  شويم  ،
فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و اگر راست  مي  گوييد ، پدران  ما را به  جهان  بازآوريد
أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَ