ه دانش هايي است که به وسيله ي آن با حق و با آنچه پيامبران آورده اند مخالفت مي ورزند. و کارهايشان بازي و بي خردي است که آنان را تزکيه نمي کند و معارف و شناخت به بار نمي آورد. بنابراين آنها را به روز قيامت که در پيش دارند تهديد کرد و فرمود:« حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ» تا آن روزي را که بديشان وعده داده مي شود ملاقات کنند. پس در آن وقت خواهند دانست که چه به دست آورده اند و به بدبختي هميشگي و عذاب پايداري که گرفتارش شده اند پي خواهند برد.وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاء إِلَهٌ وَفِي الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ؛ اوست  که  هم  در آسمان  خداست  و هم  در زمين  خداست  و حکيم  و داناست.
وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ برتر و بزرگوارتر است  آن  کس  که  فرمانروايي  آسمانها و زمين  و هر چه ، درميان  آنهاست  از آن  اوست  و علم  فرا رسيدن  قيامت  نزد اوست  و به  او بازگردانده  مي  شويد.
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ کساني  سواي  او را که  به  خدايي  مي  خوانند قادر به  شفاعت  کسي  نيستند  مگر کساني  که  از روي  علم  ، به  حق  شهادت  داده  باشند.
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ؛ اگر از ايشان  بپرسي  که  چه  کسي  آنها را آفريده  است  ، مي  گويند : الله   پس  چرا از حق  روي  مي  گردانند ?
وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ؛ گفتارش  اين  بود : اي  پروردگار من  ، اينان  مردمي  هستند که  ايمان  نمي   آورند.
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ؛ پس  ، از آنها در گذر و بگو : ايمني  است  شما را  آري  به  زودي  خواهند  دانست.
خداوند متعال خبر مي دهد که معبود به حق در آسمان ها و زمين تنها اوست پس همه ي اهالي آسمان ها و مومنان اهل زمين او را پرستش مي کنند و وي را تعظيم مي نمايند و در برابر شکوه و بزرگي او کرنش مي نمايند و در برابر کمال او اظهار نيازمندي مي کنند.« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوتُ السَّبعُ وَالأَرضُ وَمَ فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيءِ إِلَّا يسَبِّحُ بِحَمِدهِ» آسمان هاي هفتگانه و زمين و کساني که در آن ها هستند او را به پاکي مي ستايند و هيچ چيزي نيست مگر اين که او را به پاکي تسبيح مي گويند.« وَلِلَّهِ يسجُدُ مَن فِي السَّمَوتِ وَالأَرضِ طَوعَاَ وَکَرهَاَ » و آنچه در آسمان ها و زمين است به دلخواه يا به اجبار براي خداوند سجده مي کنند. پس او تعالي معبود به حق است و همه ي خلائق با اختيار يا با اکره او را خداي خود قرار مي دهند. مانند اين که مي فرمايد:« وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَوتِ فِي الأَرضِ» الوّهيت و محبّت او آسمان ها و زمين را در برگرفته است ، اما خودش بر بالاي عرش مي باشد و از آفريده هايش جداست و يگانه و بزرگوار مي باشد. « وَهُوَ الْحَكِيمُ» و او با حکمت است و هرچه را که آفريده محکم نموده و آنچه را به عنوان آئين و برنامه مشروع نموده استوار گردانده است. پس او هيچ چيزي را نيافريده مگر به خاطر حکمتي، و فرمان تقديري و تشريعي و جزايي او سراسر رحمت و حکمت است. « العَليمُ» و به همه چيز داناست. پنهان و پوشيده تر از آن را مي داند و به اندازه ذره اي در آسمان ها و زمين و نه کوچک تر و نه بزرگ تر از آن، از او پنهان نمي ماند. 
« وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا» و بالا و بزرگوار است، و خيرش فراوان است و صفاتش گسترده و فرمانروايي اش بزرگ است خدايي که فرمانروايي آسمانها و زمين و هر آنچه ميان آن دو است از آن اوست.
بنابراين گستردگي فرمانروايي اش را بر آسمان ها و زمين و آنچه ميان آنهاست، و گستردگي علم خود را بيان کرد، و اين که تنها او تعالي از غيب هاي که هيچ يک از بندگانش و هيچ پيامبر و فرشته مقربي را از آن آگاه نکرده است آگاه مي باشد. بنابراين فرمود:« وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» و آگاهي از زمان فرا رسيدن قيامت با اوست. ظرف را مقدم کرد تا مفيد حصر باشد. يعني هيچ کس جز او نمي داند که قيامت چه زماني فرا مي رسد.
و از کمال فرمانروايي او و گستردگي سلطه اش اين است که او صاحب دنيا و آخرت است . بنابراين فرمود:« وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» و در آخرت به سوي او بازگردانده مي شويد، آن گاه با حکم دادگرانه اش ميان شما داوري مي نمايد. و از کمال فرمانروايي اش اين است که هيچ يک از آفريده هايش اختياري ندارد و نمي تواند نزد او سفارش و شفاعت کند مگر با  اجازه او. 
« وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ » و هيچ کدام از پيامبران و فرشتگان ديگران که به جاي خدا به نيايش خوانده مي شوند اختيار شفاعت ندارند و شفاعت نمي کنند مگر با اجازه ي خدا، و شفاعت نمي کنند مگر براي کسي که خدا بپسندد. بنابراين فرمود:« إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ» مگر کسي که با زبانش حق را بگويد و با قلب به آن  اقرار نمايد و به آنچه گواهي مي دهد آگاه باشد. و بايد شهادت او به حق باشد و آن گواهي دادن به يگانگي خداوند است و گواهي دادن از قبيل اصول و فروع دين و حقائق و دستورات آن مي باشد. پس شفاعتِ شفاعت کنندگان درباره اينها مفيد خواهد بود و اينها نجات يافتگانِ از عذاب خدا هستند و اينها به پاداش الهي دست مي يابند. سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» و اگر از مشرکان در مورد توحيد و ربوبيت و درباره ي اين که چه کسي آفريننده است بپرسي، خواهند گفت و اقرار خواهند کرد که آفريننده خداوند يگانه است و شريکي ندارد.« فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ» پس چگونه از يکتاپرستي و خالص گرداندن طاعت و عبادت براي خدا منحرف مي شوند؟ پس اعتراف آنها به توحيد ربوبّيت آنان را ملزم مي نمايد تا به توحيد الوّهيت نيز اقرار کنند و اين بزرگ ترين دليل بر بطلان شرک است. « وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ لَّا يُؤْمِنُونَ» اين عطف است بر « وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ» و آگاهي از قيامت با اوست و نيز از گفتار پيامبر (ص) آگاه است که تکذيب قومش را به نزد پروردگارش شکايت مي کند و غمگين مي شود و به خاطر ايمان نياوردن آنها حسرت مي خورد. پس خدا از اين حالت آگاه است و بر کيفر دادن آنها تواناست. امّا خداوند متعال بردبار است و به بندگان مهلت و فرصت مي دهد تا شايد برگردند و توبه نمايند، بنابراين فرمود:« فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ» پس، از آنان روي بگردان و در برابر آزارهايي که با زبان و با کارهايشان به تو مي رسانند از آنان درگذر و آنچه از تو به آنها مي رسد بايد تنها سلام باشد که خردمندان و صاحبان بينش به وسيله ي آن با جاهلان روبرو مي شوند، و پاسخ مي دهند ، زيرا خداوند در مورد بندگان صالحش ف