 عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ ؛ پيش  از تو پيامبراني  فرستاده  ايم   داستان  بعضي  را برايت  گفته  ايم  و، داستان  بعضي  را نگفته  ايم   و هيچ  پيامبري  را نرسد که  آيه  اي  بياورد مگر  به  فرمان  خدا  و چون  فرمان  خدا در رسد به  حق  داوري  گردد و آنان  که  بر  باطل  بوده  اند آنجا زيان  خواهند ديد.
سپس پيامبر را دلجويي داد و او را به وسيله سرگذشت برادران پيامبرش وادار به شکيبايي نمود و فرمود:« وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا» تا « الْمُبْطِلُونَ» يعني پيامبران زيادي را پيش از تو به سوي اقوامشان فرستاده  ايم که آنها را دعوت کردند و در مقابل اذّيت و آزارشان صبر کردند. « مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ» داستان بعضي ها را برايت بازگو نموده ايم و داستان برخي ها را براي تو بيان نکرده ايم. و همه پيامبران تحت تدبير الهي بوده و از خود اختياري نداشته اند، « وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» و هيچ پيامبري از آن پيامبران حق نداشته است که معجزه و نشانه شنيدني يا عقلي ارائه دهد مگر به فرمان و خواست خداوند پس اين پيشنهادِ پيشنهاد کنندگان به پيامبران مبني بر اينکه فلان نشانه و معجزه را ارائه دهند اين ناشي از تکذيب و ستم و عناد پيشنهاد کنندگان است، بعد از اينکه خداوند پيامبران را به وسيله نشانه هايي دالّ بر راستگويي شان و صحت آنچه که آورده اند  تاکيد نمود. « فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ» پس هرگاه فرمان خدا براي قضاوت و فيصله دادن ميان پيامبران و دشمنانشان سر رسد، « قُضِيَ بِالْحَقِّ» ميان آنها به حق داوري مي شود و به نجات پيامبران و پيروانشان و هلاک شدن تکذيب  کنندگان حکم مي گردد، حکمي که به جا و درست است. « وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ» و به هنگام قضاوت مذکور باطل گرايان زيان مي بينند؛ کساني که باطل گر ايي تبديل به صفت آنها شده و علم و عمل و هدفي که دارند باطل گشته است. پس اين مخاطبان بپرهيزند از اين که باطل خود را ادامه دهند که آن گاه همانند ايشان زيانمند مي گردند. هيچ خيري در اينها نيست و نه در کتاب هاي آسماني نجات ايشان ثبت گرديده است.اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ؛ خداست  که  چارپايان  را برايتان  آفريد تا بر بعضي  سوار شويد و از گوشت   بعضي  بخوريد.
وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ؛ و شما را در آن  منافعي  است  و مي  توانيد با آنها به  حاجاتي  که  در نظر، داريد برسيد  و بر آنها و بر کشتيها سوار شويد.
وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ؛ آيات  خويش  را به  شما مي  نماياند  پس  کدام  يک  از آيات  خدا را  انکارمي  کنيد ?
خداوند بر بندگانش منّت مي نهد که براي آنها چهارپاياني سودمند و مفيد آفريده است. از جمله فوايد آنها يکي سوار شدن و حمل بار با آنهاست، و اين که از گوشت آنها استفاده شده و شيرشان نوشيده مي شود. و از فوايدشان گرمازايي و تهيه وسايلي از مواد پشم هايشان مي باشد، و فوايد ديگري هم دارند. « وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ» و تا با سوار شدن بر آنها به مقاصدي که در دل داريد برسيد. از قبيل رسيدن به مناطق دور دست و به دست آورن سرور و شادي با رسيدن به آن جا. « وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ » و شما بر مرکب هاي خشکي و دريايي حمل مي شويد. خداوندي که اين چهارپايان و کشتي ها را برايتان مسخّر نمود، شما را بر آن حمل مي نمايد و اسبابي را فراهم آورده است که متمّم کار اين مرکب ها است و آنها بدون اين اسباب نمي توانند کارشان را به انجام برسانند.
« وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ» و خداوند آيات و نشانه هايش را که بر يگانگي و اسما و صفاتش دلالت مي کنند به شما نشان مي دهد. و اين از بزرگ ترين نعمت هاي خداست که آيات آفاقي و انفسي و نعمت هاي آشکارش را به آنها نشان داده و برايشان برشمرده است تا آن را بشناسند و شکر آن را به جاي آورند و خداوند را ياد نمايند. « فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ» پس کدام يک از آيات خدا را انکار مي کنيد و به آن اقرار نمي نمائيد؟! چرا که برايتان ثابت شده که همه نشانه ها و نعمت ها از جانب خداوند متعال هستند. پس نه تنها جايي براي انکار و روي گرداندن از آن باقي نمانده است، بلکه خردمندان بايد تلاش خود را در راستاي اطاعت از او، و بريدن از همه چيز و خدمت کردن به او مبذول دارند.أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ؛ آيا در زمين  سير نمي  کنند تا بنگرند که  عاقبت  کساني  که  پيش  از آنها، مي زيسته  اند چگونه  بوده  است  ? مردمي  که  نيرويشان  بيشتر و آثارشان  در  روي زمين  فراوان  تر بود  پس  آن  چيزها که  به  دست  مي  آورند سودشان   نبخشيد.
فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون؛ چون  پيامبرانشان  با دلايل  روشن  به  سويشان  آمدند ، به  دانش  خود دلخوش   بودند تا آن  چيزي  که  مسخره  اش  مي  کردند آنها را در ميان  گرفت.
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ؛ و چون  عذاب  ما را ديدند ، گفتند : به  خداي  يکتا ايمان  آورديم  و به  آن   چيزهايي  که  شريک  خدا قرار داده  بوديم  کافر شديم.
فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ؛ اما بدان  هنگام  که  عذاب  ما را ديدند ديگر ايمانشان  برايشان  سودي   نبخشيد اين  سنت  خداست  در رفتار با بندگانش   و کافران  در آن  روز زيان  کردند.
خداوند متعال کساني را که پيامبران را تکذيب مي کنند تشويق مي نمايد تا با دل و جان در زمين به سير و سياحت بپردازند و از دانشمندان سوال کنند. « فَيَنظُرُوا» و با فکر انديشه و استدلال بنگرند، نه اين که از روي غفلت و بي توجّهي از کنار حقايق رد شوند. « كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ» پس بنگرند که سرانجام امتّ هاي گذشته همچون عاد و ثمود و غيره که قبل از ايشان بوده اند چگونه بوده  است، کساني که « كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ» از اينها نيرومندتر و داراي امو