ورده است. پس اينها هلاکت و شر بزرگي در انتظارشان است. « أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» اينان در گمراهي آشکاري به سر مي برند، و چه گمراهي بزرگ تر از گمراهي کسي است که از سرور خود روي برتافته است؟ و از سعادت کامل که روي آوردن به مولاست روي گردان شده و به خاطر ترک ذکر الهي سنگدل شده و به چيزي روي آورده که به او زيان مي رساند؟!اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ؛ خدا بهترين  سخن  را نازل  کرده  است   کتابي  متشابه  و دوتا دوتا ، که  از، تلاوت  آن  کساني  را که از پروردگارشان  مي  ترسنداز خوف  تن  بلرزد سپس  تن   وجانشان  به  ياد خدا بيارامد  اين  راه  خداست  که  هر که  را بخواهد بدان   راهنمايي  مي  کند ، و هر که  را خدا گمراه  کند او را هيچ  راهنمايي  نخواهد  بود.
خداوند از کتابي که نازل  فرموده خبر داده و مي فرمايد:« أَحْسَنَ الْحَدِيثِ» به طور مطلق بهترين سخن است، پس بهترين سخن کلام خداست و بهترين  کتابي که نازل شده است قرآن است. و چون بهترين مي باشد معلوم است که کلمات آن فصيح ترين و روشن ترين کلمات هستند ، و مفاهيم آن بزرگترين مفاهيم مي باشد، چون قرآن در لفظ و معني بهترين سخن است و در زيبايي و هماهنگي و متضاد نبودن همگون و همانند است. و هرچند در آن تدبر و  تفکر شود حتي اگر در معاني ريز و مبهم نيز تامّل شود هماهنگي آن بيشتر ديده مي شود که ناظران را به شگفتي مي اندازد و به طور قطع يقين حاصل مي کنند که چني کلامي  فقط از سوي خداوند حکيم و عليم است. منظور از تشابه در اينجا همين  است. اما اينکه فرموده است:« هُوَ الَّذِي أَنَزلَ عَلَيکَ الکِتَبَ مِنهُ ءَايتُ ُ تُّحکَمَتُ هُنَّ أُمُّ الکِتبِ وَأُخَرُ مُتَشَبِهَتُُ» او خدايي است که کتاب را بر تو نازل کرده است؛ بخشي از آن آيات محکمات روشن و واضح  هستند، که اينها اساس کتاب مي باشند، و بخشي ديگر متشابهات هستند. منظور از متشابهات در اينجا آياتي است که بسياري از مردم آنها را اشتباه مي فهمند، و تنها زماني معني اين آيات فهميده مي شود که به محکمات برگردانده شوند، آن وقت است که اشتباه رفع مي گردد. بنابراين فرمود: مِنهُ ءَايتُ مُّحکَمَتُ هُنَّ أُمُّ الکِتَبِ وَأُخَرُ مُتَشَبِهَتُ ُ» فقط برخي از آيات قرآني متشابه هستند. ولي در اين آيه همه قرآن را متشابه قرار داده يعني همه آن در زيبايي همگون است، چون فرموده است:« أَحْسَنَ الْحَدِيثِ»  بهترين سخن است. قرآن مرکّب از سوره ها و آيات است که همه با يکديگر همگون اند. « مَّثَانِيَ» که داستان ها و احکام و وعده و وعيد، و صفات نيکوکاران و صفات بدکاران و نام ها و صفات خدا در آن تکرار شده است. و اين از زيبايي و شکوه قرآن است. خداوند متعال از آنجا که مي دانست بندگان به مفاهيم قرآني نيازمندند؛ مفاهيمي که دل ها را تزکيه مي نمايد و اخلاق را به کمال مي رساند، و مي دانست که اين مفاهيم براي دل ها بسان آب براي آبياري درختان  است، پس همان طور که اگر زمان آبياري آنها به تاخير بيفتد در آنها کمبودي پديد مي آيد بلکه چه بسا تلف شوند و از بين بروند، نيز هرگاه بيشتر آبياري گردند زيباتر مي شوند و انواع ميوه هاي سودمند را به بار مي آورند. 
دل ها نيز هميشه نيازمندند که مفاهيم  کلام خدا بر آنها عرضه شود، و اگر يک مفهوم در تمام  قرآن يک بار تکرار گردد و به طور شايسته به دل راه پيدا نمي کند و نتيجه نمي دهد. از اين رو من در اين تفسير  اين شيوه زيبا را در پيش گرفته ام و در هيچ جا نمي بيني که در تفسيرِ يک مطلب موضوع را به جايي ديگر حواله داده باشيم، بلکه در هرجا آيه مورد نظر را به طور کامل تفسير کرده ام بدون اينکه  مشابه آن را که قبلا از آن بحث شده است مورد توّجه قرار دهم. گرچه در بعضي جاها تفسير آيه اي را به صورت مشروح تر آورده ايم، چرا که فايده بيشتري مي رساند. و اين گونه براي کسي که قرآن را مي خواند و در آيات آن تدبر مي نمايد، شايسته است که در همه جا تدبر نمايد و هيچ جايي را بدون تدبر رها نکند. زيرا با  اين کار خير فراوان و فايده زيادي به دست مي آورد. و از آن جا که قرآن با اين  عظمت و شکوه در دل هاي خردمندان ِ راهيافته اثر مي گذار خداوند متعال فرمود:« تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ» کساني که از پروردگارشان مي ترسند از شنيدن آن لرزه بر اندام مي شوند، چون در آن انسان ها به صورت هراسناکي از عذاب هاي الهي برحذر داشته شده اند. « ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ» سپس به هنگام بحث از اميد و تشويق، دل ها و پوستهايشان آرام مي گيرد. پس قرآن گاهي انسان ها را بر انجام عمل خير تشويق مي نمايد، و گاهي آنها را از عمل بد باز مي دارد. « ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ» تاثير قرآن در آنها که خداوند آن را ذکر کرد هدايتي است از جانب خدا که به بندگانش مي رسد، و از جمله فضل و  احسان خدا بر آنهاست. « يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء» خداوند به سبب آن هرکس را از بندگانش که بخواهد هدايت مي نمايد. و احتمال دارد که منظور از « ذََلِکَ» اين باشد: قرآني که برايتان توصيف کرديم، « هُدَى اللَّهِ» هدايت و رهنمون الهي است که جز اين راهي براي رسيدن به خدا نيست « يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء» به وسيله ي آن هرکس از بندگانش که نيتش صحيح و سالم باشد، هدايت مي نمايد. « يهدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضوَنُه سُبُلَ السَّلَمِ» خداوند به وسيله آن هرکس را که از خشنودي او پيروي نمايد به راه هاي سلامتي هدايت مي  کند، « وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» و هرکس را که خدا گمراه سازد هيچ هدايتگر و راهنمايي نخواهد داشت. چون راهي نيست که انسان را به خدا برساند جز توفيق الهي، و توفيق، زماني به دست مي آيد که انسان به کتاب خدا روي بياورد. پس وقتي اين کار انجام نشد راهي براي هدايت نيست، و جز گمراهي آشکار و شقاوت خوار کننده چيزي نخواهد بود.أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ؛ آيا آن  کس  که  در روز قيامت  با چهره  خويش  عذاب  سخت  قيامت  را از  خودباز مي  دارد همانند کسي  است  که  بهشتي  است  ? به  ستمکاران  گفته  مي   شود :به  کيفر کارهايي  که  مي  کرده ايد عذاب  را بچشيد.
كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ؛ پيشينيانشان  تکذيب  کردند و عذاب  از جايي  که  نمي  دانستند بر سرشان  رسيد.
فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ؛ خدا در اين  جهان  رسوايشان  ساخت  ، ولي  ا