ي هيچ کسي غير از پروردگارش شکايت نبرد و به هيچ کسي جز او پناه نياورد. « نَادَى رَبَّهُ» هنگامي که پروردگارش را به فرياد خواند و با شکايت به درگاهش نه درگاه کسي ديگر او را صدا زد و گفت: پروردگارا! « أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ» همانا شيطان به من امري مشقتّ آور و طاقت فرسا و عذاب دهنده رسانده است. شيطان بر جسد او مسلط شد و در آن دميد تا اينکه غده هايي در بدنش پديد آمد، سپس از آن غده ها چرک و خونابه بيرون جهيد و بسيار حالت سختي به او دست داد، و همچنين خانواده و  اموالش نابود شد و از بين رفتند.
پس به او گفته شد:« ارْكُضْ بِرِجْلِكَ » پاي خود را به زمين بکوب تا از آن چشمه اي برايت بجوشد که از آن براي شستشوي بدنت  استفاده کني  و از آن بنوشي، و آن گاه بيماري و ناراحتي از تو دور شود، پس اين کار را کرد و خداوند او را شفا داد.
« وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ» و خانواده اش را به او بخشيديم. گفته شده که خداوند خانواده و فرزندانش را دوباره زنده کرد. « وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ» و همسان آنها را همراهِ آنان در دنيا به او داديم و خداوند او را بي نياز کرد  و به او مالي بزرگ بخشيد. « رَحْمَةً مِّنَّا» رحمتي از جانب ما براي بنده ما ايوب بود که صبر کرد پس به پاداش آن از رحمت خويش در دنيا و آخرت به او پاداش داديم . « وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ» و تا خردمندان از حالت ايوب پند بياموزند و عبرت بگيرند و بدانند که هرکس بر سختي شکيبايي بورزد، خداوند پاداشي زودرس در دنيا و آخرت به او مي دهد و هرگاه او را به فرياد بخواند دعايش را مي پذيرد.
« وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا» و دسته اي از شاخه هاي باريک خرما يا انگور را بگير، « فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ» و با آن او را بزن و سوگند خود را مشکن. مفسران گفته اند که ايوّب در بيماري و رنج خود به خاطر برخي کارها بر همسرش خشمگين شد، آن گاه سوگند خورد که اگر خداوند  او را شفا بدهد، صد ضربه شلاّق به او خواهد زد. وقتي خداوند او را شفا داد، از آنجا که همسرش صالح بود و با ايوب رفتار خوبي داشت، خدا بر هر دو رحم نمود و به ايوب دستور داد که او را با دسته اي از شاخه هاي نازک که صد شاخه باشند، يک ضربه بزند و سوگندش را اين گونه عملي کند. « إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا» همانا ما ايوب را شکيبا يافتيم. 
يعني او را به بيماري و سختي بزرگي گرفتار کرديم و او به خاطر خدا شکيبايي ورزيد. « نِعْمَ الْعَبْدُ» ايوب چه بنده خوبي بود که مقام عبوديت را در حالت خوشي و ناخوشي و سختي و راحتي به طور کامل پاسداري مي کرد. « إِنَّهُ أَوَّابٌ» بي گمان او بسيار به سوي خدا باز مي گشت، و در همه کارهاي ديني و  دنيوي اش رو به سوي خدا داشت؛ پروردگارش را بسيار ياد مي کرد و دعا مي نمود و نسبت به او محبت مي ورزيد و او را عبادت مي کرد.وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ؛ بندگان  ما ابراهيم  و اسحاق  و يعقوب  آن  مردان  قدرتمند و با بصيرت  را  ياد کن.
إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ؛ آنان  را خصلت  پاکدلي  بخشيديم  تا ياد قيامت  کنند.
وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ؛ آنها در نزد ما برگزيدگان  و نيکانند.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَاذْكُرْ عِبَادَنَا» بندگان ما را به نيکويي ياد کن؛ آنهايي که عبادت را خالصانه براي ما انجام دادند، ابراهيم خليل و پسرش اسحاق و پسرش يعقوب که اينها داراي قدرت بودند و بر عبادت خداوند توانايي داشتند، « وَالْأَبْصَارِ» و در دين خدا داراي بينش بودند، پس آنها را به برخورداري از علم مفيد و عمل صالح توصيف کرد.
« إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ» ما به آنها ويژگي بزرگ و مهّمي داده بوديم، و آن « ذِكْرَى الدَّارِ» ياد کردن سراي آخرت بود. ما ياد کردن آخرت را در دل هايشان قرار داده بوديم، و  عمل کردن براي آخرت را نصب العين آنها قرار داده و اخلاص و مراقبت خدا را صفت هميشگي آنها گردانده بوديم، و آنها را چنان نموده بوديم که هرکس آنها را مي ديد، به ياد قيامت مي افتاد، و پند گيرنده با ديدن حالت آنها پند مي گرفت و با بهترين ياد از آنها ياد مي کرد.
« وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ» و ايشان نزد ما از کساني بودند که خداوند آنها را از ميان بندگانش برگزيده است. « الْأَخْيَارِ» و از نيکان است؛ کساني که رفتار و اخلاق خوب و  عملي درست دارند.وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ؛ و اسماعيل  و اليسع  و ذوالکفل  را ياد کن  که  همه  از نيکانند.
هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ؛ اين  قرآن ، پندي  است  ، و پرهيزکاران  را منزلتي  نيکوست .
اين پيامبران را به بهترين وجه ياد کن و آنها را با بهترين شيوه ستايش کن، زيرا هريک از آنها از نيکاني بودند که خداوند آنها را برگزيده است، و کامل ترين اعمال و  اخلاق و صفات پسنديده و خصال درست را به ايشان داده است. « هَذَا ذِكْرٌ» ياد اين پيامبران برگزيده و بيان اوصافشان در اين قرآن والا مقام و يادآور، ذکر شده است که پندگيرندگان از احوال آنها پند مي گيرند، و اقتدا کنندگان به تبعيت از صفت هاي پسنديده آنها علاقمند مي شوند، و صفت هاي پسنديده اي را که خداوند به آنها بخشيده است مي شناسند و به نام نيک آنها که در ميان مردم ماندگار است پي مي برند. اين يکي از انواع ذکر است که مختص اهل خير است. و يکي ديگر از انواع ذکرها بيان پاداش اهل خير و اهل شر است. بنابراين فرمود:« وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ» و بي گمان براي کساني که با اطاعت از اوامر و پرهيز از نواهي خدا تقوا پيشه مي کنند، « لَحُسْنَ مَآبٍ» سرانجامي نيک وجود دارد.قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا [جادوگران به فرعون] گفتند: «هرگز تو را بر دلايل روشني که به ما رسيده، و بر کسي که ما را آفريده است بر نمي گزينيم، پس هر فرماني که مي خواهي صادر کني صادر کن، تو فقط در اين زندگاني دنيا مي تواني فرمان بدهي و حکم صادر کني. 
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى به راستي که ما به پروردگارمان ايمان آورده ايم تا گناهان و جادوگريهايي را که بدان وادارمان کردي، ببخشايد و خداوند بهتر و پايدارتر است. 
إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيى بي گمان هر کس که گناهکار به پيش پروردگارش بيايد [کيفر] جهنم براي اوست؛ نه در آنجا مي ميرد و نه زنده مي ماند. 
وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى و هر که با ايمان و عمل صالح 