رامات گرامي داشت. پس فرمود:« وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى» و او نزد ما داراي مقامي والا و مقرّب است. « وَحُسْنَ مَآبٍ» و بازگشتي نيک دارد. و خداوند گناهي را که از داود عليه السلام سر زد بيان نکرد، چون به ذکر آن نيازي نيست. 
پس پرداختن به آن تکلف است، و صلاح همان است که خداوند براي ما تعريف کرده است مبني بر اين که بر او لطف نمود و توبه اش را پذيرفت، و جايگاه او را بالا برد و داود بعد از توبه بهتر و نيکوتر شد. « يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ» اي داود! ما تو را در زمين فرمانروا قرار داديم تا به حل و فصل قضاياي ديني و دنيوي بپردازي، « فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» پس ميان مردم به دادگري حکم کن، و او اين کار را نمي تواند بکند مگر با شناخت ِ بايدها و شناخت وضعيت حاکم و توانايي داشتن بر اجراي حق. « وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى» و از هواي نفس پيروي مکن به گونه اي که به خاطر خويشاوندي ، دوستي و رفاقت يا از روي محبت به يکي روي آوري، يا به خاطر نفرت داشتن از طرف ديگر از وي روي برتابي. « فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ» پس پيروي کردن از هواي نفس تو را از راه خدا منحرف مي سازد و تو را از راه راست خارج مي کند. « إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» بي گمان کساني که از راه خدا گمراه مي شوند به سزاي اين که از روز قيامت غافل هستند و آن را فراموش مي کنند سزاي سختي در پيش دارند . پس اگر آنان روز قيامت را به ياد مي آوردند و ترس آن در دل هايشان جاي مي گرفت به هواي فتنه گري روي نمي آوردند.وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ؛ ما اين  آسمان  و زمين  و آنچه  را که  ميان  آنهاست  به  باطل  نيافريده  ايم ، اين  گمان  کساني  است  که  کافر شدند  پس  واي  بر کافران  از آتش.
أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ ؛ آيا کساني  را که  ايمان  آورده اند و کارهاي  شايسته  کرده اند ، همانند  فسادکنندگان  در زمين  قرار خواهيم  داد ? يا پرهيزگاران  را چون  گناهکاران  ?
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ کتابي  مبارک  است  که  آن  را بر تو نازل  کرده  ايم  ، تا در آياتش   بينديشند و خردمندان  از آن  پند گيرند.
خداوند متعال از کمال حکمت خود در آفرينش آسمان ها و زمين خبر داده و مي فرمايد او آسمان ها و زمين را بيهوده و بي فايده نيافريده است .« ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا» اين گمان کساني است که به پروردگارشان کفر ورزيده اند، و آنها در مورد پروردگارشان گمان هايي برده اند که شايست شکوه او نيست. « فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ» پس واي به حال کافران از آتش دوزخ، و آتش دوزخ کيفر کارهايشان را به آنها خواهد داد و سراپاي وجودشان را فرا ميگيرد. خداوند آسمان ها و زمين را به حق آفريده است، آنها را آفريده تا بندگان به کمال علم و قدرت او و گستردگي فرمانروايي اش ايمان بياورند و بدانند که او تنها معبود يگانه است، و کساني که به اندازه ذرّه اي چيزي را در آسمان ها و زمين نيافريده اند معبود حقيقي نيستند. و بدانند که رستاخيز حق است و خداوند ميان اهل خير و اهل شر داوري خواهد کرد.
کسي که نسبت به حکمت خداوند جاهل و ناآگاه است، گمان نبرد که خداوند اهل خير و اهل شر را در حکم و داوري خود برابر قرار مي دهد. بنابراين فرمود:« أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ» آيا کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند مانند تباهي کنندگان در زمين مي گردانيم؟ آيا پرهيزگاران را مانند بدکاران قرار مي دهيم؟ چنين چيزي شايسته و مناسب حکمت و حکم داوري ما نيست. 
« كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ» اين کتابي است پر خير و برکت که در آن خير فراوان و دانش زيادي هست؛ آن را بر تو فرو فرستاده ايم و در آن، راهِ هدايت از گمراهي و شفا از بيماري مشخص شده است. اين کتاب نوري است که در تاريکي ها به وسيله آن راه روشن مي شود، و در آن هر حکمي که مکلفان بدان نياز دارند موجود مي باشد و براي هر امر مطلوبي دلايل قطعي  ارائه شده است، و اين امر سبب گرديده تا بزرگترين کتابي باشد که از ابتداي آفرينش هستي به سوي جامعه بشري فرستاده شده است.
« لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ» تا در آيه هاي آن بيانديشند. يعني حکمت از فرو فرستادن آن اين است که مردم در آيه هاي آن بيانديشند و علم و دانش آن را بيرون آورند و در اسرار و حکمت هاي آن تدبر نمايند. زيرا با تدبر در آن و تامّل و انديشيدن در مفاهيم آن مي توان به برکت و خير قرآن دست يافت. دراينجا بر تدبر در قرآن تشويق شده، و اين که تامل در قرآن از بهترين اعمال است، و خواندنِ با تدبر بهتر از تلاوت سريع و تند است، چرا که هدف تدبر از آن حاصل نمي شود. « وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»  و تا صاحبان خرد و عقل هاي درست با تدبّر در آن هر علم و خواسته اي را به ياد آورند. و اين دلالت مي نمايد که آدمي برحسب عقل و خرد خويش از اين کتاب پند مي گيرد و بهره مند مي شود.وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ سليمان  را به  داود عطا کرديم   چه  بنده  نيکويي  بود و روي  به  خدا داشت.
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ؛ آنگاه  که  به  هنگام  عصر اسبان  تيزرو را که  ايستاده  بودند به  او عرضه  کردند ،
فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ؛ گفت  : من  دوستي  اين  اسبان  را بر ياد پروردگارم  بگزيدم  تا آفتاب  در  پرده  غروب  پوشيده  شد ،
رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ؛ آن  اسبان  را نزد من  باز گردانيد  پس  به  بريدن  ساقها و گردنشان  آغاز  کرد.
وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ؛ ما سليمان  را آزموديم  و بر تخت  او جسدي  را افکنديم  و او روي  به  خدا  آورد.
قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ؛ گفت  : اي  پروردگار من  ، مرا بيامرز و مرا ملکي  عطا کن  که  پس  از من   کسي سزاوار آن  نباشد ، که  تو بخشاينده  اي.
فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ؛ پس  باد را رام  او کرديم  که  به  نرمي  هر جا که  آهنگ  مي  کرد ، به  فرمان   او، مي  رفت.
وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ؛ و ديوا