 انداخت، چون سايه درخت  کدو سرد است و  مگس بر آن نمي نشيند و اين از لطف و مهرباني خداوند نسبت به او بود. سپس خداوند در حق او لطفي ديگر نمود و منّتي بزرگ تر بر او نهاد و آن اين که او را به سوي « مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ» صد هزار نفر از مردم يا بيشتر فرستاد. يعني اگر از صد هزار بيشتر نبودند کمتر هم نبودند. پس يونس آنها را به سوي خداوند دعوت کرد.
« فَآمَنُوا» آنان همه ايمان آوردند و  ايمان آوردنشان در ترازوي اعمال يونس ثبت گرديد، زيرا او آنها را دعوت داده بود.« فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ» پس آنها را تا مدّت زمان معيني بهره مند ساختيم و خداوند عذاب را از آنها دور کرد، اين در حالي بود که اسباب آن فراهم شده بود. خداوند متعال مي فرمايد:« فَلَولَا کَانَت قَريةُ ءَامَنَت فَنَفَعَهَآ إِيمَنُهَآ إِلَّا قَومَ يونُسَ لَمَّآ ءَامَنُوا کَشَفنَا عَنهُم عَذَابَ الخِزي فِي الحيوةِ الدُّنيا وَمَتَّعنَهُم إِلَي حِينِ» ايمان آوردن هيچ گروهي به هنگام فراهم شدن اسباب عذاب به آنها فايده نبخشيد جز قوم يونس که وقتي ايمان آوردند عذاب خوارکننده را در زندگاني دنيا از آنها دور کرديم و تا مدت زمان معيني آنان را بهره مند ساختيم.فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ؛ از ايشان  بپرس  : آيا دختران  از آن  پروردگار تو باشند و پسران  از آن   ايشان  ?
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ؛ آيا وقتي  که  ما ملائکه  را زن  مي  آفريديم  آنها مي  ديدند ?
أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ؛ آگاه  باش  که  از دروغگوييشان  است  که  مي  گويند :
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ خدا صاحب  فرزند است   دروغ  مي  گويند.
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ؛ آيا خدا دختران  را بر پسران  برتري  داد ?
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ؛ شما را چه  مي  شود ? چگونه  قضاوت  مي  کنيد ?
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؛ آيا نمي  انديشيد ?،
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ؛ يا بر ادعاي  خود دليل  روشني  داريد ?
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ اگر راست  مي  گوييد کتابتان  را بياوريد.
خداوند متعال به پيامبرش محمّد (ص) مي فرمايد:« فَاسْتَفْتِهِمْ» از کساني که چيزهايي ديگر را شريک خداوند قرار مي دهند بپرس؛ کساني که از فرشتگان را عبادت کرده و گمان برده اند که آنها دختران خدا هستند، پس آنها هم شرک ورزيده و هم خداوند را به چيزي توصيف کرده اند که شايسته و سزاوار شکوه و بزرگي او نيست. از اين مشرکان بپرس:« أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُون» آيا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن خودشان؟ يعني اين از چندين جهت تقسيمي نادرست و ستمگرانه است. اول: از آن جهت که آنها براي خدا فرزند قايل شده اند. دوم : از آن جهت که از ميان فرزندان همان گروه را که ضعيف تر و حقيرتر است به خدا نسبت داده اند و آن دختران  هستند؛ دختراني که مشرکان آنان را براي خود نمي پسندند. همان طور که خداوند متعال در آيه اي ديگر فرموده است:« وَيجعَلوُنَ لِلَّهِ البَنَتِ سُبحَنَهُ وَ لَهُم مَّا يشتَهُونَ» و آنها براي خداوند دختران مقّرر مي دارند، پاک است خداوند و براي خود آنچه را که دوست دارند قرار مي دهند. سوم: نيز از آن جهت که فرشتگان را دختران خدا قرار داده اند.
خداوند متعال در بيان دروغ گفتن آنها مي فرمايد:« أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ» آيا ما فرشتگان را ماده آفريديم و بر آفرينش آنها حاضر بودند؟ يعني چنين نيست، آنها در هنگام آفرينش فرشتگان حضوري نداشته اند. بنابراين آنها اين سخن را بدون علم و آگاهي مي گويند، بلکه اين تهمتي است که به خدا مي زنند. پس خداوند متعال فرمود:« أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ» بدان که آنها از روي دروغ آشکار خود مي گويند خداوند فرزند زاده است ، و قطعا ايشان در اين سخن خود دروغ آشکار مي گويند و هيچ شکي در آن نيست.
« أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ؛ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده است؟ شما را چه شده که اين گونه داوري کرده و به اين صورت ستمگرانه حکم مي کنيد؟ آيا انديشه نمي کنيد و اين گفته ستمگرانه را تشخيص نمي دهيد؟ زيرا شما اگر بيانديشيد اين سخن را نمي گفتيد.
« أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ» آيا دليلي آشکار از کتاب يا از پيامبر بر صحّت سخن خود داريد. هيچ يک از اينها وجود ندارد. بنابراين فرمود:« فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» اگر راست مي گوييد کتاب خود را بياوريد، چون هرکس سخني بگويد و دليلي شرعي بر آن اقامه نکند قطعا دروغگو است؛ يا قصد دروغ مي گويد، يا بدون علم و آگاهي درباره خداوند سخن مي گويد.وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ ميان  خدا و جنيان  خويشاوندي  قائل  شدند و جنيان  مي  دانند که  احضار  شدگان به  آتشند.
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ؛ از آن  وصف  که  مي  آورند خدا منزه  است.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان  مخلص  خدا.
مشرکان که براي خدا شريک مقرّر مي کنند بين خدا و جنّي ها نسبت خويشاوندي مقرّر کردند و ادعا نمودند که فرشتگان دختران خدا هستند و مادرانشان سران جن ها هستند. در حالي که جن ها مي دانند آنها به پيشگاه خداوند  احضار خواهند شد تا آنها را  مجازات کند، پس جن ها بندگاني خوار هستند و اگر با خداوند نسبت خويشاوندي داشتند چنين نبودند. 
« سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» خداوند، فرمانروايي بزرگ و کامل و بردبار، پاک است از هر صفتي که کفر و شرک ورزيدن آنان موجب نسبت دادن آن به ذات او مي شود.
« إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ» خداوند خودش را از آنچه که بندگان مخلص  او را بدان توصيف مي کنند منزه ندانسته است، چون بندگان مخلص، خداوند را جز به چيزهايي که شايسته شکوه اوست توصيف نکرده و با اين کار مخلص گرديده اند.فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ؛ شما و بتاني  که  مي  پرستيد ،
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ؛ نتوانستيد مفتون  بتان  کنيد ،
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ؛ مگر آن  کس  را که  راهي  جهنم  باشد.
شما اي مشرکان! و چيزهايي که شريک خدا کرده ايد و به همراه خدا پرستش مي کنيد! نمي توانيد کسي را دچار فتنه سازيد و گمراه کنيد، مگر کسي را که خداوند مقّرر نموده که او از اهل جهنّم باشد، و تقدير و قضاي الهي در مورد او  نافذ گشته است. منظور از اين بيان ناتواني آنها و معبودانشان است، و اين که آنها نمي  توانند کسي را گمراه سازند. نيز منظور بيان قدرت و توانايي خداوند متعال است. يعني به گمراه کردن بندگان مخلص خدا و گروه و رستگار الهي چشم طعم ندوزيد و اميدوار نباشيد چ