 مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ» چون هيچ امّتي از امّت هاي گذشته نبوده مگر آن که در آن بيم دهنده اي مبعوث شده است تا حجت خداوند را بر آنها اقامه نمايد. « لِّيهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَينَةِ وَيحيي مَن حَي عَن بَينّةِ» تا هرکس که هلاک مي شود از روي دليل هلاک شود  وهرکس که زنده مي ماند از روي دليل زنده بماند.وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِ؛ اگر تو را تکذيب  مي  کنند ، کساني  هم  که  پيش  از اينان  بوده  اند، پيامبرانشان  را که  با معجزات  و با نوشته  ها و کتابي  روشنايي  بخش  به   ميانشان  آمده  بودند ، تکذيب  کرده  اند.
ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ؛ سپس  آنهايي  را که  کفر مي  ورزيدند فرو گرفتم  عقوبت  من  چگونه  بود ?
اي پيامبر! اگر اين مشرکين تو را تکذيب مي کنند بدان که اولين پيامبري نيستي که تکذيب شده است، « فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ» زيرا کسانيکه پيش از اينها بوده اند نيز پيامبرانشان را تکذيب کرده اند؛ پيامبرانشان با نشانه هاي روشني که برحق و راستگويي آنان دلالت مي کردند به نزدشان آمدند، « وَبِالزُّبُرِ» و با نامه هاي نوشته شده که در آن بسياري از احکام و دستورات نگاشته شده بود نزد آنها آمدند، « وَبِالْكِتَابِ الْمُنِيرِ» و با کتاب روشن نزد آنها آمدند که اخبار راست و دستورات عادلانه ي آن روشن بود. پس تکذيب کردن آنها ناشي از عدم  تشخيص و اشتباه خطاي آنان، يا تقصير و کوتاهي پيامبران در آنچه برايشان آورده بودند، نبود، بلکه به علت ستمگري و عناد تکذيب کنندگان بود.
« ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا » سپس کافران را با انواع کيفرها گرفتم، « فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ» پس بنگر که  کيفر من چگونه بود؟ کيفر و عذابي بسيار سخت بود. بنابراين از تکذيب کردن اين پيامبر بزرگوار بپرهيزيد زيرا به همان عذاب دردناکي گرفتار مي شويد که آنها بدان گرفتار شدند.أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ ؛ آيا نديده  اي  که  خدا از آسمان  باران  فرستاد و بدان  ميوه  هاي  گوناگون   رويانيديم  ? و از کوهها راهها پديد آورديم  : سفيد و سرخ  و رنگارنگ  و به   غايت  سياه.
وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ؛ همچنين  از مردم  و جنبندگان  و چهارپايان  گوناگون   هر آينه  از ميان ، بندگان  خدا تنها دانشمندان  از او مي  ترسند  و خدا پيروزمند و آمرزنده   است.
خداوند متعال بيان مي دارد که او چيزهايي را آفريده است که با وجود اينکه اصلشان نيکي است اما چنان با هم فرق مي کنند که همه اين تفاوت را مشاهده مي نمايند، تا خداوند با اين امر بندگان را بر کمال قدرت خويش و حکمت شگفت انگيزش راهنمايي کند. از آن جمله يکي اين  است که خداوند از آسمان آبي مي فرستد و به وسيله ي آن ميوه هاي مختلف و گياهان گوناگوني را مي روياند که ناظران آن را مشاهده مي کنند، حال آن که آب يکي است و زمين يکي. نيز خداوند کوه هايي را که آفريده است و همچون ميخ بر زمين زده است. در ميان کوه ها، رشته کوه هايي درآميخته را بلکه يک کوه را مي بيني که رنگ هاي مختلف و گوناگوني دارد و راه هاي سفيد و زرد و قرمز و راه هايي که به شدّت سياه هستند در آن ديده مي شود. و همچنين مردم و جنبدگان و چهارپايان را مي بيني که رنگ ها و صفت ها و صداها و شکل هاي گوناگوني دارند، و مردم تفاوت آنها را با چشم مشاهده مي کنند، حال آنکه همه از يک اصل و ماده هستند. پس تفاوت اين چيزها دليل عقلي بر مشيت و خواست الهي است که به هريک رنگ و صفت ويژه اي داده است. و دليلي است بر قدرت خداوند که اين موجودات را اين گونه پديد آورده است، و اين تفاوت نشانگر حکمت و رحمت الهي است. و در اين تفاوت منافعي است ، و از اين طريق راهها شناخته مي شوند و مردم يکديگر را مي شناسند. و نيز دليلي است بر گستردگي آگاهي و علم خداوند متعال و اين که او کساني راکه در قبرها هستند زنده مي نمايد. اما فرد غافل به اين چيزها و ديگر مسايل از روي غفلت نگاه مي  کند ، و ديدن اين چيزها حس پند پذيري را در او بر مي انگيزد. و فقط کسي از اينها بهره مند مي شود که از خداوند مي ترسد و با فکر و انديشه ي درست خود حکمت اين تفاوت را در مي يابد. بنابراين فرمود:« إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» تنها دانشمندان از خداوند مي ترسند. پس هرکس که بيشتر خدا را بشناسد بيشتر از او مي ترسد. و ترس الهي باعث مي شود تا از گناهان دوري کند و براي ملاقات با خدا خويشتن را آماده نمايد. و اين دليلي است بر فضيلت علم، چون علم و دانش سبب ترس از خداوند مي شود. و کساني که از خداوند مي ترسند مورد بزرگداشت او قرار مي گيرند. همان طور که فرموده است:« رَّضِي اللَّهُ عَنهُم وَرَضُوا عَنهُ ذَلِکَ لِمَن خَشِي رَبَّهُ » خداوند از آنها خشنود است و آنان از خدا راضي اند. اين براي کسي است که از پروردگارش بهراسد. « إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ» بي گمان خداوند کاملا تواناست و از توانايي او آفرينش اين مخلوقات مختلف و گوناگون مي باشد، و آمرزگار است و گناهان  توبه کنندگان را مي آمرزد.إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ؛ آنان  که  کتاب  خدا را مي  خوانند و نماز مي  گزارند و از آنچه  به  آنها داده  ايم  پنهاني  و آشکارا انفاق  مي  کنند ، اميدوار به  تجارتي  هستند که  هرگززيان  نمي  کند.
لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ؛ زيرا خدا پاداششان  را به  تمامي  مي  دهد و از فضل  خود چيزي  بر آن  مي   افزايد  زيرا آمرزنده  و پذيراي  سپاس  است.
« إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ» بي گمان کساني که از دستورات کتاب خدا پيروي مي کنند و از آنچه که خدا از آن نهي کرده دوري مي ورزند، و اخبار آن را تصديق مي نمايند و گفته هاي مخالف با کتاب خدا را بر آن مقدم نمي دارند و نيز کلمات آن را تلاوت مي  کنند و معاني و مفاهيم آن را مورد بررسي و مطالعه قرار مي دهند. 
سپس بعد از تلاوت قرآن، نماز را ذکر کرد که ستون دين و نور مسلمانها و ميزان ايمان و علامت اسلام راستين است. و دادن زکات و کفاّره ها و نذرها و صدقات را به خويشاوندان و بينوايان و يتيمان بيان کرد، « سِرًّا وَعَلَانِيَةً» يعني در همه ي اوقات انفاق مي کنند ،« يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُ