ر رابطه با چيزهايي است که در توان و اختيارم مي باشد، پس در مورد آنچه که در اختيار من نيست مرا ملامت مکن.»
پس خداوند در  اينجا فرمود:« تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ» هريک از زنانت را که بخواهي مي تواني موعد همخوابگي اش را به تاخير بياندازي و شب را نزد او نباشي. « وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء» و مي تواني هرکدام را که بخواهي نزد خود جاي بدهي و شب را پيش او بگذراني. « وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ» و اختيار در دست تو مي باشد، و اگر زني را که از وي کناره گرفته اي باز نزد خود آوري گناهي بر تو نيست . بسياري از مفسّرين گفته اند: اين حکم ويژه زناني است که خود را به پيامبر بخشيده  اند که پيامبر اختيار دارد از آنها کسي را نزد خود جاي بدهد و بپذيرد و هرکس را که بخواهد نپذيرد.
سپس حکمت اين امر را بيان نمود و فرمود:« ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ» لحاظ نمودن اختيار براي تو، و تبرع و احساني که از جانب تو به آنان مي رسد موجب مي شود ديدگانشان روشن گردد و اندوه نخورند و همه ي آنان به قسمتي که براي آنها قرار داده اي راضي و خشنود باشند، چون آنها مي دانند که تو امر واجبي را ترک نکرده و در ادا کردن حقي که بر تو لازم باشد کوتاهي نورزيده اي.« وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ» و خداوند مي داند آنچه را که در دل هاي شماست. يعني آنچه را که به هنگام اداي حقوق واجب و مستحب به دل هاي شما وارد مي شود و آنچه به هنگام اداي حقوق به دل هايتان خطور مي کند، مي داند. بنابراين خداوند حکم را براي تو آسان نمود تا دل هاي همسرانت آرام گيرد. « وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا» و خداوند داناي بردبار است. يعني دانايي و آگاهي او گسترده مي باشد و بردباري اش فراوان است. و از جمله دانايي و آگاهي اش اين است که چيزهايي را برايتان مشروع نموده است که به صلاح امورتان مي باشد و پاداش شما را بيشتر مي گرداند. و از جمله بردباري اش اين  است که شما را به سبب آنچه که از شما سرزده است مواخذه نمي کند، و شما را به خاطر شري که دل هايتان بر آن اصرار مي ورزد مواخذه نمي نمايد.لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا ؛ بعد از اين  زنان  ، هيچ  زني  بر تو حلال  نيست  و نيز زني  به  جاي  ايشان ، اختيار کردن  ، هر چند تو رااز زيبايي  او خوش  آيد ، مگرآنچه  به  غنيمت به   دست تو افتد  و خدا مراقب  هر چيزي  است.
وقتي همسران پيامبر، خدا و پيامبر و سراي آخرت را انتخاب کردند به پاس اين کارشان خداوند پيامبرش را حکم نمود تا زني ديگر غير از آنها را به همسري برنگزيند. پس فرمود:« لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ» بعد از زناني که تحت نکاح تو  هستند، زنان ديگري برايت حلال نيستند. « وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ» و نمي تواني يکي از آنها را طلاق دهي و به جاي وي با زني ديگر ازدواج کني، پس با رسيدن اين حکم از اينکه هووهاي تازه اي داشته باشند و اينکه طلاق داده شوند ايمن شدند چون خداوند حکم نمود که آنها همسرانش در دنيا و آخرت هستند و ميان او و آنها جدايي نيست. « وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ» گرچه زيبايي زناني ديگر تو را به شگفت آورد، پس ازدواج با آنها براي تو جايز نيست. « إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ» جز کنيزاني که در جنگ به غنيمت مي گيري که اينها برايت جايز هستند، چون آن طور که زنان از هووهاي خود نفرت دارند به آن اندازه از کنيزان نفرت ندارند. « وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا » و خداوند ناظر و مراقب کارها است و هرکاري را انجام دهي خداوند آن را مي داند و آن را به بهترين صورت و کامل ترين نظام  انجام مي دهد.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا ؛ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، به  خانه  هاي  پيامبر داخل  مشويد مگر شما، را به  خوردن  طعامي  فرا خوانند ، بي  آنکه  منتظر بنشينيد تا طعام  حاضر شود  اگر شما را فرا خواندند داخل  شويد و چون  طعام  خورديد پراکنده  گرديد  نه آنکه  براي  سرگرمي  سخن  آغاز کنيد  هر آينه  اين  کارها پيامبر را آزار  مي دهد و او از شما شرم  مي  دارد  ولي  خدا از گفتن  حق  شرم  نمي  دارد  و  اگراز زنان  پيامبر چيزي  خواستيد ، از پشت  پرده  بخواهيد  اين  کار ، هم   براي دلهاي  شما و هم  براي  دلهاي  آنها پاک  دارنده  تر است   شما را نرسد  که  پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه  آنکه  زنهايش  را بعد از وي  هرگز به   زني  گيريد  اين  کارها در نزد خدا گناهي  بزرگ  است.
إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا؛ اگر چيزي  را آشکار کنيد يا مخفي  داريد ، در هر حال  خدا به  هر چيزي  آگاه است.
خداوند متعال بندگان مومن خويش را فرمان مي دهد تا به هنگام وارد شدن به خانه پيامبر (ص) ادب را رعايت کنند، پس فرمود:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ» براي خوردن غذا بدون اجازه وارد  خانه پيامبر نشويد، و نيز نباي منتظر پخته شدن و آماده شدن غذا بمانيد. يعني وارد خانه هاي پيامبر نشويد مگر به دو شرط: يکي  اينکه به شما اجازه ورود داده شود، دوم اينکه به اندازه نياز بنشينيد. بنابراين فرمود:« وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ» ولي هرگاه دعوت شديد وارد شويد اما وقتي غذا خورديد پراکنده شويد و قبل از خوردن غذا و بعد از خوردن غذا به گفتگو ننشينيد. سپس خداوند حکمت نهي از اين کار و فايده آن را بيان نمود و فرمود:« إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ» منتظر شدن شما بيش از اندازه نياز ، پيامبر را آزار مي دهد. يعني اگر مجالي را براي وي باقي نگذاريد که به امور خانه اش بپردازد و به آن مشغول شود اين امر او را مي رنجاند، و بر او دشوار مي آيد، « فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ» اما او شرم مي کند که به شما بگويد بيرون شويد، همان 