s="text" href="w:text:66.txt">آيه 130-129</a><a class="text" href="w:text:67.txt">آيه 131</a><a class="text" href="w:text:68.txt">آيه 132</a><a class="text" href="w:text:69.txt">آيه 135-133</a></body></html>وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُونَ؛ و گفتند : آيا وقتي  که  در زمين  ناپديد شويم  ، آفرينش  تازه  اي  خواهيم   يافت  ? آري  ، ايشان  به  ديدار با پروردگارشان  ايمان  ندارند.
قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ؛ بگو : فرشته  مرگ  که  موکل  بر شماست  ، شما را مي  ميراند  سپس  به  سوي  پروردگارتان  باز مي  گردانند.
کساني که قيامت را تکذيب مي کردند و آن را بعيد مي دانستند، گفتند:« أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الْأَرْضِ» آيا وقتي که در زمين ناپديد گشتيم و از هم پاشيده شديم و از بين رفتيم، « أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ» آفرينش تازه اي خواهيم يافت و زنده مي شويم؟! آنها گمان مي بردند که اين امر بسيار بعيد است ، چون آنها قدرت خداوند را با قدرت خود مقايسه مي کردند، و اين سخنشان از روي حق طلبي نبود بلکه از روي ستمگري و عناد و کفر ورزيدن به لقاي پروردگارشان چنين مي گفتند. بنابراين خداوند فرمود:« بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُونَ» بلکه آنان به لقاي پروردگارشان کافرند.پس سخن آنها مبتني بر انکار لقاي خداوند و نپذيرفتن آن بود، و اگر هدفشان روشن شدن حق بود خداوند در اين باره دلايل قطعي را برايشان بيان نموده است که آمدن قيامت را چنان ثابت مي کند که گويا با چشم ديده مي شود، همان طور که خورشيد با چشمها مشاهده مي گردد.
و همين دليل براي اثبات آخرت کافي است که آنها مي دانند از عدم آفريده شده اند.پس آفرينش دوباره آنها از آفرينش اولشان آسان تر است. همچنين سرزمين خشک و پژمرده وقتي خداوند بر آن باران مي فرستد آن را زنده و خرم مي گرداند و دانه هايي که در آن پراکنده شده اند سبز مي شوند.
« قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» بگو: فرشته اي که خداوند آن را مامور قبض ارواح و گرفتن جان ها نموده است به کمک همکارانش به سراغ شما مي آيد و جانتان را مي گيرد. « ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ» سپس به نزد پروردگارتان بازگردانده مي شويد آنگاه شما را طبق اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. و شما زنده شدن پس از مرگ را انکار کرده ايد پس بنگريد و بيانديشيد که خداوند با شما چه خواهد کرد!وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ؛ تو را عبرت  است  آنگاه  که  مجرمان  را در نزد پروردگارشان  سرافکنده  بيني ، گويند : اي  پروردگار ما ، ديديم  و شنيديم   اکنون  ما را بازگردان  تا  کاري  شايسته  کنيم  ، که  اينک  به  يقين  رسيده  ايم.
وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ؛ اگر مي  خواستيم  ، هدايت  هر کس  را به  او ارزاني  مي  داشتيم   ولي  وعده   من  که  جهنم  را از همه  جنيان  و آدميان  پر مي  کنم  ، حق  است.
فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ؛ به  کيفر آنکه  ديدار چنين  روزي  را فراموش  کرده  بوديد ، اکنون  بچشيد، مانيز شما را از ياد برده  ايم   به  سزاي  کارهايي  که  مي  کرده  ايد عذاب   جاويد را بچشيد.
وقتي که خداوند بيان نمود که بازگشت آنها در روز قيامت به سوي خداست، حالت آنها را به هنگامي  که به پيشگاه پروردگار مي ايستند و از او مي خواهند که آنان را به دنيا بازگرداند، بيان کرد و فرمود:« وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ» و اگر ببيني گناهکاراني را که بر انجام گناهان بزرگ اصرار ورزيده اند، « نَاكِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ» نزد پرورگارشان سر به زير افکنده و فروتن و خوارند و به گناه خود اعتراف مي کنند و از او مي خواهند تا آنها را به دنيا بازگرداند و مي گويند:« رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا» پروردگارا! ديديم و شنيديم. يعني قضيه براي ما روشن شد و آشکارا آن را مشاهده کرديم و به آن يقين نموديم. « فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ» پس  ما را به دنيا  بازگردان تا کار شايسته  انجام دهيم، و ما يقين کرده ايم. يعني آنچه را که قبلا تکذيب مي کرديم اکنون به آن باور و يقين قطعي داريم. پس اگر در آن روز حالت آنها را ببيني وضعيت سخت و وحشتناکي رامشاهده خواهي کرد، زيرا اقوامي را خواهي ديد که زيانمند و بدبخت هستند و از خدا درخواست مي کنند اما به آنها پاسخي داده نمي شود چون فرصت و  مهلتي که به آنها داده شده بود تمام شده است.
و همه اينها به تقدير و قضاي الهي صورت مي گيرد چرا که  ميان آنها و کفر و گناهانشان مانعي وجود نداد. بنابراين فرمود:« وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا» و اگر مي خواستيم همه  مردم را هدايت مي نموديم اما حکمت اين است که همه بر هدايت نباشند، بنابراين فرمود: « وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي» ولي اين وعده از جانب من تحقق يافته است و مقرر  نموده ام که « لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» جهنم را از جن ها و انسان ها پرکنم. پس اين وعيده اي است که بايد انجام پذيرد، و اسباب و لوازم آن از قبيل کفر و گناهان محقّق شود.
« فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» به گناهکاران که ذلت و خواري آنها را فرا گرفته و از خداوند مي خواهند آنان را به دنيا بازگرداند تا آنچه را از دست داده اند جبران نمايند، گفته مي شود: وقت بازگشت و فرصت تمام شده و چيزي جز عذاب باقي نمانده است، پس بچشيد عذاب دردناک را به خاطر اينکه ملاقات امروز خود را فراموش کرده بوديد. و اين نسيان عبارت از ترک کردن اقتضائاتِ ديدار با خداوند بود. يعني به اين امر بي توجه بوديد و براي آن کاري نکرديد، انگار که در چنين روزي حاضر نمي شويد. « إِنَّا نَسِينَاكُمْ» همانا ما شما را در عذاب رها مي کنيم، سزايي که از جنس عملتان مي باشد. پس همان طور که شما روز قيامت را فراموش کرديد امروز نيز به دست فراموشي سپرده مي شويد. « وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» و بچشيد عذاب هميشگي را؛ عذابي که هيچگاه قطع نمي شود، زيرا عذاب هرگاه مدت و زمان و نهايتي داشته باشد در آن اندکي تخفيف داده مي شود، اما عذاب جهنم خداوند ما را از آن نجات دهد در آن راحتي نيست و عذابشان قطع نمي گردد. پس بچشيد اين عذاب را به خاطر کفر و گناهي که انجام مي داديد.إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ؛ تنها کساني  به  آيا