د: «قيامت‌ برپا نمي‌شود تا آن‌گاه‌ كه‌ مردم‌ در مساجد با همديگر تفاخر نكنند».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ دعا در هنگام‌ ورود به‌ مساجد مسنون‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص آمده‌ است: «هرگاه‌ يكي‌ از شما به‌ مسجد درآمد، بايد بگويد: اللهم‌ افتح‌ لي‌ أبواب‌ رحمتك: بارخدايا! درهاي‌ رحمتت‌ را بر رويم‌ بگشاي‌. و چون ‌از مسجد خارج‌ شد، بايد بگويد: اللهم‌ إني‌ أسألك‌ من‌ فضلك: بارخدايا! من‌ از تو، از فضلت‌ مي‌طلبم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «چون‌ مردي‌ را ديديد كه‌ به‌ مسجد رفت ‌و آمد دارد وبدان‌ عادت‌ كرده‌ پس‌ به‌ مؤمن‌ بودن‌ وي‌ گواهي ‌دهيد».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:670.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:671.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:672.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:673.txt"> آيه  40</a><a class="text" href="w:text:674.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:675.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:676.txt">آيه  43</a></body></html>سوره مريم آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ وَبَرّاً بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّاراً عَصِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با پدر و مادر خود نيك‌رفتار بود» و نرم‌ دل‌ و مهربان‌ «و زورگويي‌ نافرمان ‌نبود» يعني‌: در برابر والدين‌ يا در برابر پروردگارش‌، متكبر و عاصي‌ نبود.
 
	سوره نور آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مرداني‌» در بامداد و شامگاه‌ براي‌ خداي‌ عزوجل‌ در مساجد نماز مي‌گزارند «كه‌ آنان‌ را هيچ‌ تجارت‌» و معامله‌اي‌ در سفر «و خريدوفروشي‌» در حضر «از ذكر خدا» به‌ اسماي‌ حسناي‌ وي‌ با دل‌ و زبان‌ «و» از «برپاداشتن‌ نماز» در اوقات‌ آنها بدون‌ تأخير «و» از «پرداخت‌ زكات‌» فرض‌ «بازنمي‌دارد» و به‌ خود مشغول ‌نمي‌كند. ابن‌عباس‌ك مي‌گويد: در مدينه‌ مرداني‌ بودند كه‌ به‌ طلب‌ فضل‌ و نعمت‌ خدا(ج) خريدوفروش‌ و معامله‌ مي‌كردند و چون‌ صداي‌ اذان‌ را مي‌شنيدند، آنچه‌ را در دست‌ داشتند، مي‌افگندند و براي‌ اداي‌ نماز به‌سوي‌ مسجد مي‌شتافتند. اين ‌معني‌ قوي‌تر از قولي‌ است‌ كه‌ آيه‌كريمه‌ را بر دست‌ كشيدن‌ كامل‌ از معامله‌ وتجارت‌ براي‌ فارغ‌ شدن‌ به‌ ذكر خدا(ج) حمل‌ مي‌كند. «از روزي‌ مي‌ترسند» مراد، روز قيامت‌ است‌ «كه‌ دلها و ديده‌ها در آن‌ روز منقلب‌ مي‌شوند» يعني: در ميان‌ اميد نجات‌ و بيم‌ هلاك‌، نگران‌ و دگرگون‌ و زير و رو مي‌شوند. تقلب‌ و دگرگوني ‌ديده‌ها، بر اثر نگريستن‌ و پاييدن‌ اين‌ امر است‌ كه‌ از چه‌ ناحيه‌اي‌ مورد مؤاخذه ‌قرار مي‌گيرند و به‌سوي‌ چه‌ مكاني‌ برده‌ مي‌شوند.
 
سوره نور آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! آن‌ مردان‌ با ايمان‌، مساجد را با ذكر و نيايش‌ و قرائت‌ قرآن‌ آبادان ‌مي‌كنند: «تا خدا به‌ پاس‌ بهترين‌ آنچه‌ كه‌ كرده‌اند، به‌ آنان‌ پاداش‌ دهد» همان‌گونه ‌كه‌ وعده‌ دوچند ساختن‌ اين‌ پاداش‌ را از ده‌برابر تا هفتصد برابر به‌ ايشان‌ داده‌ است‌ «و از فضل‌ خويش‌ افزون‌ بر اين‌ هم‌ به‌ آنان‌ ببخشد» يعني: برتر از آن‌ پاداشي‌ كه‌ به‌ايشان‌ وعده‌ داده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ مسعود(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ مراد از: ﴿وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ﴾ دادن‌ اجازه‌ شفاعت‌ به‌ ايشان‌ است‌. «وخدا هركه‌ را بخواهد بي‌حساب‌ روزي‌ مي‌دهد» چندان‌كه‌ آن‌ روزي‌ در حساب‌ و شمار خلق‌ نگنجد.سوره نور آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ كفر ورزيده‌اند، اعمالشان‌ مانند سرابي‌ در دشتي‌ هموار است‌ كه‌ تشنه‌، آن‌ را آبي‌ مي‌پندارد» مراد از اين‌ اعمال‌، اعمال‌ خيري‌ است‌ كه‌ كفار آن‌ را انجام ‌داده‌اند؛ مانند صدقه‌، صله‌رحم‌، آباد ساختن‌ بيت‌الحرام‌ و آب ‌دادن‌ به‌ حجاج‌. سراب‌ چيزي‌ است‌ كه‌ در بيابانهاي‌ بي‌آب‌ به‌هنگام‌ سختي‌ گرما به‌صورت‌ آب ‌ديده‌ مي‌شود به‌ طوري‌كه‌ بيننده‌ آن‌ را آب‌ مي‌پندارد. قيعه: جمع‌ قاع‌، مكاني‌ گود و پايين‌ است‌ كه‌ آب‌ در آن‌ جمع‌ مي‌شود. «تا چون‌ بدان‌ رسد، آن‌ را چيزي‌نيابد» و در آن‌ وقت‌ بداند كه‌ ديدن‌ آب‌ از دور، گماني‌ بيش‌ نبوده‌ است‌ پس‌ همچنين‌اند كفاري‌ كه‌ بر اعمال‌ خويش‌ تكيه‌ مي‌كنند، اعمالي‌ كه‌ آن‌ را خير پنداشته‌ و به‌ پاداش‌ آن‌ طمع‌ مي‌بندند اما چون‌ به‌ بارگاه‌ خداي‌ سبحان‌ پيش‌ افگنده ‌شوند، از آن‌ اعمال‌ هيچ‌ اثري‌ نمي‌يابند زيرا كفرشان‌ آنها را هدر داده‌ و اثر آنها را محو و نابود ساخته‌ است‌ «و خدا را نزد خويش‌ يابد كه‌ حسابش‌ را به‌تمام‌ و كمال‌ به‌ او بدهد» يعني: آن‌ كافر جزاي‌ خداوند(ج) را نزد خويش‌ مي‌بيند كه‌ به‌ تمام‌ و كمال‌به‌ وي‌ داده‌ شده‌ است‌. آري‌! عمل‌ كافر مانند اين‌ سراب‌ است‌ كه‌ چون‌ مرگ‌ وي ‌دررسد، از عملش‌ سودي‌ نمي‌يابد، مگر چنان‌كه‌ سراب‌ به‌ تشنه‌ سود مي‌رساند! «و خدا سريع‌ الحساب‌ است‌» زيرا او به‌ شمارش‌ و پردازش‌ نيازي‌ ندارد.
 
	سوره نور آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداي‌ متعال‌ براي‌ اعمال‌ كفار مثلي‌ ديگر زده‌ مي‌فرمايد: «يا» اعمال ‌كفار «مانند تاريكي‌هايي‌ است‌» تودرتو و متراكم‌ «در دريايي‌ ژرف‌» كه‌ از بس ‌ژرف‌ است‌، عمق‌ آن‌ پيدا نيست‌ «كه‌ موجي‌ آن‌ را فرو مي‌پوشاند» يعني: موجي‌ برآب‌ آن‌ دريا فراز آمده‌ كه‌ آن‌ را به‌كلي‌ فرو مي‌پوشاند «و بر فراز آن‌ موجي ‌است‌» يعني: بر فراز آن‌ موج‌، موج‌ ديگري‌ است‌ «و بر فراز آن‌ نيز ابري ‌است‌» پس‌ بيم‌ دريا، امواج‌ تودرتو، تاريكي‌هاي‌ لايه‌به‌لايه‌ آن‌ و ابري‌ كه‌ بر فرازآن‌ برآمده ‌است‌، جمعا بر آنان‌ فرود مي‌آيد زيرا ابر نيز ستارگاني‌ را كه ‌كشتي‌نشينان‌ به‌وسيله‌ آنها راه‌ مي‌يابند، فرو مي‌پوشاند «تاريكي‌هايي‌ است‌ كه‌ بعضي ‌از آن