‌، امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر».
«و» زنان‌ «زينت‌ خود را آشكار نگردانند» مانند زيورآلات‌ و ديگر آرايشهاي ‌خود را. اين‌ ـ به‌ طريق‌ اولي‌ ـ نهي‌ از نمايان‌ كردن‌ مواضع‌ زينت‌ و آرايش‌ در بدنهايشان‌ نيز هست‌. نسفي‌ ـ كه‌ حنفي‌ است‌ ـ مي‌گويد: «مواضع‌ زينت‌ عبارت ‌است‌ از: سر، گوشها، گردن‌، سينه‌، بازوها و ساقهاي‌ زنان‌ زيرا اين‌ مواضع‌ محل ‌آويختن‌ زنجير، گوشواره‌، گردن‌بند، دست‌ بند، خلخال‌، ميخك‌ و غيره‌ است‌».آري‌! زينت‌ خود را آشكار نگردانند «مگر آنچه‌ از آن‌ كه‌ پيداست‌» به‌ طور طبعي‌، كه‌ عبارت‌ است‌ از: لباس‌، صورت‌ و هر دو كف‌ دست‌ زن‌ زيرا در پوشاندن‌ آنها حرج‌ است‌. چنان‌كه‌ نسفي‌ مي‌گويد: «زن‌ ناگزير است‌ تا اشياء را با دستان‌ خويش ‌بگيرد و ناگزير است‌ كه‌ صورت‌ خويش‌ را برهنه‌ كند، مخصوصا در اداي‌ شهادت ‌و در محاكمه‌ و نكاح‌». ابن‌عباس‌ و قتاده‌ گفته‌اند: «زينتي‌ كه‌ به‌ طور طبعي‌ پيدا و نمايان‌ است‌، عبارت‌ است‌ از: سرمه‌، دست‌ بند، حنا، انگشتر و مانند اينها لذا نمايان‌ ساختن‌ اينها براي‌ زن‌ جايز است‌». در روايت‌ ديگري‌ از ابن‌عباس‌ و ابن‌عمر رضي‌الله عنهما آمده‌است: «زينتي‌ كه‌ آشكار است‌، عبارت‌ از چهره‌ و هر دو كف‌ دست‌ مي‌باشد». قول‌ راجح‌ در فقه‌ و شريعت‌ اين‌ است‌ كه: صورت‌ و كف‌ دستهاي‌ زن‌ ـ چنانچه‌ خوف‌ فتنه‌ نباشد ـ عورت‌ نيست‌ اما اگر خوف‌ فتنه‌ وجود داشت‌ و اهل‌ فسق‌وفجور در جامعه‌ بسيار بودند، پوشيدن‌ صورت‌ واجب‌ است‌.
«و بايد كه‌ روسري‌هايشان‌ را بر گريبانهايشان‌ فرو اندازند» خمر: جمع‌ خمار است‌ و آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ سر با آن‌ پوشانده‌ مي‌شود. جيوب: جمع‌ جيب‌ است‌ و آن ‌محل‌ شكاف‌ پيراهن‌ از جايي‌ است‌ كه‌ سر از آن‌ داخل‌ مي‌شود «و زينت‌ خود را آشكار نسازند» يعني: آرايش‌ پنهاني‌ خود، مانند موي‌ و آنچه‌ را كه‌ بر سر و گردن ‌و سينه‌ دارند «جز براي‌ شوهران‌ يا پدرانشان‌ يا پدران‌ شوهران‌ يا پسرانشان‌ يا پسران‌ شوهران‌ يا برادرانشان‌ يا پسران‌ برادران‌ يا پسران‌ خواهرانشان‌» در فرموده‌ حق‌ تعالي: ﴿أَوْ أَبْنَائِهِنَّ﴾ : (يا پسرانشان)، پسران‌ پسران‌ و پسران‌ دختران‌ نيز داخل ‌مي‌شوند، هرچند در رده‌هاي‌ پايين‌ قرار داشته ‌باشند. و در: ﴿آبَاء بُعُولَتِهِنَّ﴾ : (پدران ‌شوهرانشان)، پدر بزرگ‌ (جد)، شوهر و پدر مادرشوهر نيز داخل‌ مي‌شوند، هرچند در مراتب‌ پايين‌ قرارداشته‌ باشند. پس‌ در همه‌ اين‌ موارد زنان‌ مي‌توانند با آن‌ قسمت‌هاي‌ مجازي‌ از زينت‌ پنهاني‌ خويش‌ كه‌ نمايان‌ است‌، در برابر اين ‌محرمان‌ ظاهر شوند. در قيد پسران‌ شوهران‌، پسران‌ پسران‌ شوهران‌ نيز داخل ‌مي‌شوند، هرچند در رده‌هاي‌ پايين‌ قرار داشته‌ باشند. همچنين‌ در پسران‌ برادران‌ و پسران‌ خواهران‌، پسران‌ پسرانشان‌ نيز داخل‌ مي‌شوند، هرچند در رده‌هاي‌ پايين‌تر قرار داشته‌ باشند. عمو و دايي‌ نيز در جواز نگريستن‌ به‌ قسمت‌هاي‌ مجاز بدن ‌محارمشان‌، مانند ساير محارمند ولي‌ آيه‌ مباركه‌ از آنان‌ ياد نكرد زيرا آنان‌ به‌منزله ‌پدرند. بايد دانست‌ كه‌ شيرخوارگي‌ نيز چون‌ نسب‌ است‌، يعني‌ تمام‌ نزديكان‌ رضاعي‌، حكم‌ نزديكان‌ نسبي‌ و سببي‌ فوق‌ را دارند پس‌ همه‌ اينان‌ محرماني‌اند كه ‌براي‌ زن‌ جايز است‌ تا در برابر آنها با زينت‌ خويش‌ ظاهر شود اما بدون‌ آرايش‌.
«يا زنان‌ همكيشتان‌» يعني: همچنان‌ زنان‌ مسلمان‌ مي‌توانند، در برابر زنان ‌مسلمان‌ آزاد همانند خود، با زينت‌ خويش‌ ظاهر شوند، همچون‌ زناني‌ كه ‌خدمتكار، يا همدم‌ و هم‌صحبت‌ آنانند و به‌ حكم‌ خدمت‌ يا صحبت‌ با آنان ‌معاشرت‌ و آميزش‌ دارند. كنيزان‌ نيز در جمله‌ اينان‌ داخل‌ مي‌شوند. علما گفته‌ اند: زنان‌ كفار ـ اعم‌ از اهل‌ ذمه‌ و غيرآنان‌ ـ از اين‌ حكم‌ خارج‌ اند بنابراين‌، جمهور فقها برآنند كه‌ بر زن‌ مسلمان‌ نمايان‌ ساختن‌ چيزي‌ از جسمش‌ ـ بجز روي‌ و هردو كف‌ دستش‌ ـ در نزد زن‌ كافر جايز نيست‌ تا زن‌ كافر محاسن‌ و زيبايي‌هايش‌ را براي‌ شوهرش‌ يا ديگران‌ توصيف‌ نكند بنابراين‌، زن‌ كافر نسبت‌ به‌ زن‌ مسلمان ‌همچون‌ مرد بيگانه‌ است‌. اما زن‌ مسلمان‌ مي‌داند كه‌ وصف‌ كردن‌ زنان‌ بيگانه‌ در نزد شوهرش‌ جايز نيست‌ لذا خود را از آن‌ بازمي‌دارد چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ ابن‌مسعود(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «زن‌ نبايد با زن‌ ديگر هم‌ صحبت‌ شده‌ و سپس‌ او را براي‌ شوهرش‌ توصيف‌ كند چنان‌كه‌ گويي ‌شوهرش‌ به‌سوي‌ او مي‌نگرد». ولي‌ در نزد حنبلي‌ها، زن‌ كافر مي‌تواند به‌سوي‌ آن ‌بخش‌ از بدن‌ زن‌ مسلمان‌ نگاه‌ كند كه‌ زن‌ مسلمان‌ به‌ وي‌ مي‌نگرد. اما عورت‌ زن ‌نسبت‌ به‌ زن‌ ـ مطلقا ـ فقط ما بين‌ ناف‌ و زانوست‌. «يا ملك‌ يمين‌هايشان‌» يعني: زن‌ مسلمان‌ مي‌تواند، قسمت‌هاي‌ مجاز از زينت‌ خود را در برابر بردگانش‌ ـ يعني ‌غلامان‌ و كنيزانش‌، چه‌ مسلمان‌ باشند و چه‌ كافر ـ آشكار سازد «يا مردان ‌بي‌رغبت‌ به‌ زنان‌ كه‌ پيرو شمايند» يعني: زن‌ مسلمان‌ مي‌تواند، قسمت‌هاي‌ مجاز از زينت‌ خود را در برابر مرداني‌ كه‌ تابع‌ خانواده‌اند، مانند خادم‌، اجير، يا خصي (مرد بي‌ شهوت‌ جنسي) يا مخنث‌، يا ابله‌، آشكار سازد زيرا اينان‌ فقط به‌ دنبال ‌نان‌ و آب‌ خويش‌اند و هيچ‌ يك‌ به‌ زنان‌ شهوت‌ و حاجتي‌ ندارند «يا كودكاني‌ كه‌ بر عورتهاي‌ زنان‌ وقوف‌ حاصل‌ نكرده‌اند» يعني: زن‌ مسلمان‌ مي‌تواند، قسمت‌هاي ‌مجاز از زينت‌ خود را در برابر چنين‌ كودكاني‌ آشكار سازد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ به‌ انسان‌ تا آن‌گاه‌ «طفل‌» گفته‌ مي‌شود كه‌ مراهق‌ نشده‌ و به‌ حد شهوت‌ جماع‌ نرسيده ‌باشد و به‌ حركات‌ و مواضع‌ فتنه‌انگيز و دلرباي‌ زنان‌ متوجه‌ نشده‌ و التفاتي‌ نكند؛ مثلا آهنگ‌ لطيف‌ و هيجان‌ برانگيز صداي‌ زنانه‌ و حركات‌ عشوه‌گرانه‌ آنان‌ را باحس‌ شهواني‌، احساس‌ نكند «و نبايد زمين‌ را با پاهايشان‌ بكوبند تا آنچه‌ از زينتشان‌ را كه‌ نهان‌ مي‌دارند، معلوم‌ گردد» يعني: زن‌ نبايد در هنگام‌ راه ‌رفتن‌ پاهاي‌ خود را بر زمين‌ بكوبد تا صداي‌ پاي‌ برنجن‌ (جرس) وي‌ شنيده‌ شود و اين‌ شامل‌ هر حركت ‌ديگري‌ نيز كه‌ به‌ فتنه‌ و فساد بينجامد مي‌شود، مانند حركت ‌دادن‌ دست‌ با دستبندها، حركت‌دادن‌ زنگوله‌ها در موهاي‌ سر، استعمال‌ عطر و آرايش‌ درهنگام‌ بيرون‌ رفتن‌ از خانه‌.
احناف‌ با استدلال‌ به‌ اين‌ آيه‌ گفته‌اند: صداي‌ زن‌ عورت‌ است‌ زيرا وقتي‌ صداي ‌زنگ‌ 