ت، رباي‌ حلال‌ و رباي‌ حرام‌؛ رباي‌ حلال‌ آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ هديه‌ مي‌دهد و در قبال‌ آن‌ هديه‌ و عوضي‌ افزونتر را توقع ‌دارد ـ چنان‌كه‌ در اين‌ آيه‌ آمده‌ است‌ ـ اما رباي‌ حرام، عبارت‌ از رباي‌ دادوستد و رباي‌ قرض‌ است‌ و آن‌ عبارت‌ از دادن‌ چيزي‌ و گرفتن‌ بدلي‌ در قبال‌ آن‌ همراه‌ با شرطي‌ در عقد است‌ كه‌ شرط كردن‌ آن‌ مشروعيت‌ ندارد». «و آنچه‌ مي‌دهيد ـ از زكات‌ ـ در طلب‌ خشنودي‌ خداوند» يعني: آنچه‌ مي‌دهيد از زكات‌ و صدقاتي‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ جز پاداش‌ و رضاي‌ الهي، هيچ‌ عوض‌ و پاداشي‌ را از كسي‌ انتظار نداريد؛ «پس‌ اينان‌ همان‌ فزوني‌ يافتگانند» كه‌ در برابر هر حسنه، از ده‌برابر تا هفتصدبرابر به ‌آنها پاداش‌ تعلق‌ مي‌گيرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كسي‌ از كسب‌ وكار پاكيزه‌اي‌ پيمانه‌ خرمايي‌ را صدقه‌ نمي‌دهد مگر اين‌ كه‌ خداوند(ج)ن‌ را با دست ‌راست‌ خويش‌ گرفته‌ و براي‌ صاحبش‌ پرورش‌ مي‌دهد چنان‌كه‌ يكي‌ از شما كره ‌اسب‌ خود را پرورش‌ مي‌دهد تا بدانجا كه‌ آن‌ پيمانه‌ خرما، از كوه‌ احد بزرگتر مي‌شود».
 
سوره روم آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ مردم‌! «خدا، همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ شما را آفريد» اعم‌ از مؤمن‌ و مشركتان‌ را «و سپس‌ به‌ شما روزي‌ بخشيد» از هنگام‌ تولد تا وقت‌ وفاتتان‌ «سپس‌ شما را مي‌ميراند» در آخر عمر «باز زنده‌تان‌ مي‌كند» در آخرت‌ براي‌ حساب‌ و جزا. پس ‌فقط حق‌ تعالي‌ است‌ كه‌ به‌ اين‌ صفات‌ مخصوص‌ است‌ و اين‌ كارهايي‌ است‌ كه ‌همه‌ براي‌ انسان‌ قابل‌ مشاهده‌ مي‌باشد «آيا از شريكانتان‌ كسي‌ هست‌ كه‌ چيزي‌ از اين‌ كارها را انجام‌ دهد» يعني: بيافريند، روزي‌ دهد، بميراند و باز زنده‌ گرداند؟ واضح‌ است‌ كه‌ آنها مي‌گويند: نه‌! در ميان‌ معبودان‌ ما كسي‌ نيست‌ كه‌ چيزي‌ از اين ‌كارها را انجام‌ دهد، در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ حجت‌ بر آنان‌ برپا مي‌شود «او پاك‌ ومنزه‌ و والاتر است‌ از آنچه‌ شرك‌ مي‌آورند» يعني: چون‌ به‌ عجز خويش‌ معترف ‌شدند، بايد خداوند(ج) را از شرك‌آوري‌هايشان به‌ پاكي‌ ياد كنند و او را از اين ‌امور، برتر و والاتر بدانند.
	سوره روم آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فساد در بر و بحر آشكار شد» مراد از بحر، شهرها و روستاهايي‌ است‌ كه‌ در كنار رودخانه‌ها و در ميان‌ درياها يا كرانه‌ آنها قرار دارند و مراد از بر، شهرها و قريه‌هايي‌ است‌ كه‌ بر سر رودخانه‌ها و درياها قرار ندارند. آري‌! فساد و تباهي‌ در بر و بحر آشكار شد «به‌سبب‌ عملكرد مردم‌» يعني: به‌ سبب‌ شرك‌ و معاصي ‌مردم‌. پس‌ شرك‌ و معاصي‌ سبب‌ ظهور فساد در جهان‌ است‌.
ظهور فساد عبارت‌ است‌ از: بروز خلل‌ در اشيا؛ مانند بروز قحطي‌ و خشكسالي، كمبود ارزاق‌ و اشياي‌ مورد نياز عامه، كثرت‌ خوف‌ و هراس، كساد نرخ‌ها، قلت‌ درآمدها، زدن‌ راهها، شيوع‌ ستم، نابرابري، قتل، ترور و غير اينها. البته‌ صلاح‌ و رونق‌ كار زمين‌ و آسمان‌ با طاعت‌ حق‌ تعالي‌ است‌ بدين‌ جهت‌ درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «بي‌گمان‌ برپاداشتن‌ حدي‌ از حدود حق‌ تعالي‌ در زمين، براي‌ اهل‌ زمين‌ از چهل‌ روز باراندن‌ باران‌ مفيدتر است‌». آري‌! هرگاه‌ عدالت‌ برپا شد، خير و بركت‌ بسيار مي‌شود، از اين ‌روي‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري ‌و مسلم‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌‌خدا‌ص فرمودند: «فاجر چون‌ بميرد، عباد و بلاد و درختان‌ و چهارپايان‌ همه‌ از شر وي‌ احساس‌ راحتي‌ مي‌كنند». آري‌! شرك‌ و معاصي‌ سبب‌ ظهور فساد در عالم‌ است‌ و فلسفه‌ وابسته‌ كردن‌ ظهور فساد به بروز شرك‌ و معاصي‌ اين‌ است: «تا خداوند برخي‌ از آنچه‌ را كه‌ كرده‌اند، به‌ آنان‌ بچشاند» يعني: تا سزاي‌ بخشي‌ از كار و كردارشان‌ را در دنيا به‌ آنان‌ بچشاند، قبل‌از آن‌كه‌ در برابر تمام‌ كار و كردارشان‌ در آخرت‌ مجازات‌ شوند «باشد كه‌ آنان ‌بازگردند» از گناهاني‌ كه‌ در آن‌ قرار دارند و به‌سوي‌ خداوند(ج) توبه‌ كنند.
پس، از آيه‌ كريمه‌ چنين‌ مي‌فهميم‌ كه‌ هر فسادي‌ در روي‌ زمين‌ روي‌ مي‌دهد، سبب‌ آن، انحراف‌ از امر خدا(ج) و شرك‌ و كفر است‌ و فساد عذابي‌ است‌ كه ‌خداوند متعال‌ آن‌ را نازل‌ مي‌كند تا انسان‌ به‌ اشتباه‌ خويش‌ در خط سير زندگيش ‌متوجه‌ شده‌ و به‌ راه‌ صلاح‌ بازآيد. پس‌ هر كس‌ دنياي‌ فسادبار امروز را به‌ درستي ‌بشناسد، به‌ نياز انسان‌ عصر حاضر به‌ اسلام‌ و رحمت‌ آن، بيشتر پي‌ مي‌برد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1320.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:1321.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1322.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1323.txt"> آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1324.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1325.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1326.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1327.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1328.txt"> آيه  50</a></body></html>سوره مريم آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالاً وَوَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ديدي‌ آن‌ كسي‌ را كه‌ به‌ آيات‌ ما كفر ورزيد» يعني‌: آيا تو را از داستان‌ آن‌ كافري‌ كه‌ به‌ آيات‌ ما كفر ورزيد آگاه‌ كنيم‌؟ «و گفت‌: قطعا به‌ من‌ مال‌ و فرزند بسيار داده‌ خواهد شد» در آخرت‌؛ اگر آخرتي‌ در كار باشد.
بخاري‌ و مسلم‌ و غير آنان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌: ﴿‏ أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ  ...﴾ از خباب‌بن‌ارت‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: من‌ مردي‌ حداد (آهنگر) بودم‌ و به‌ عاص‌بن‌وائل‌ وامي‌ داده‌ بودم‌. پس‌ آمدم‌ و از وي‌ تقاضاي‌ وام‌ خود را كردم‌ اما اودر رد تقاضايم‌ گفت‌: نه‌! به‌ خدا سوگند كه‌ تا به‌ محمد كافر نشوي‌، وامت‌ را نمي‌پردازم‌! گفتم‌: به‌ خدا سوگند كه‌ به‌ محمدص كافر نمي‌شوم‌ تا تو بميري‌ و باز برانگيخته‌ شوي‌. گفت‌: بسيار خوب‌! چون‌ مردم‌ و باز برانگيخته‌ شدم‌، نزد من ‌آي‌ و مرا در آنجا مال‌ و فرزندان‌ بسياري‌ است‌ و در آنجا وامت‌ را مي‌پردازم‌! همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود و سپس‌ آن‌ سخن‌ تمسخرآميز وي‌ را چنين‌ رد كرد:
 
	سوره روم آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِ