ست: اي‌ كافر! برايت‌ سزاوارتر است‌ كه‌ راهي‌ غير از اين ‌راهي‌ را كه‌ در پيش‌ گرفته‌اي‌، اختيار كني‌. باز هم‌ تكرار مي‌كنم‌ كه‌ سزاوارتر براي ‌تو غير اين‌ راه‌ است‌؛ سزاوارتر براي‌ تو اين‌ است‌ كه‌ ايمان‌ آوري‌ و از كتاب‌ خدا (ج)پيروي‌ كني‌. و اگر خطاب‌ در آخرت‌ باشد، معني‌ اين‌ است: اي‌ كافر! براي‌ تو سزاوارتر بود كه‌ با غير اين‌ كارنامه‌ سراسر كفرآلود خود ما را ملاقات‌ مي‌كردي‌. باز هم‌ تكرار مي‌كنم‌ كه‌ اين‌ كار براي‌ تو سزاوارتر بود. پس‌ اين‌ آيه‌ متضمن‌ دعوت ‌انسان‌ به‌ سوي‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ بايد او از مؤمنان‌ راه‌يافته‌ باشد. به‌ قولي‌ معني ‌اين‌ است: اي‌ كافر! بدان‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آنچه‌ را كه‌ ناخوش‌ داري‌ به‌ تو مي‌پيونداند و اين‌ امر بر تو باربار تكرار مي‌شود.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «چون‌ آيه‌ (‏ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ‏): (بر دوزخ‌ نوزده‌ فرشته‌ برگمارده‌ است) «مدثر/30» نازل‌ شد، ابوجهل‌ به‌ قريش‌ گفت: مادرانتان‌ به‌ عزايتان‌ بنشينند، فرزند ابي‌كبشه‌ به‌ شما خبر مي‌دهد كه‌ نگهبانان‌ جهنم‌ نوزده ‌تن‌اند و درحالي‌كه‌ شما در شمار بسيار و در شجاعت‌ سرآمد روزگار هستيد، آيا هر ده‌ تن‌ از شما عاجز از آن‌ هستند كه‌ بر يك‌ تن‌ از نگهبانان ‌جهنم‌ هجوم‌ برده‌ و او را فراچنگ‌ گيرند؟ پس‌ خداوند(ج) به‌ پيامبرش‌ وحي‌ كرد كه‌ به‌ ابوجهل‌ بگويد: (‏ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ‏). مقاتل‌ مي‌گويد: رسول‌ خدا ص نزد ابوجهل‌ رفتند و به‌ او گفتند: «واي‌ بر تو، باز هم‌ واي‌ بر تو» و او را به‌ عذاب ‌تهديد كردند. پس‌ ابوجهل‌ گفت: مرا به‌ چه‌ چيز تهديد مي‌كني‌؟ نه‌ تو مي‌تواني ‌عليه‌ من‌ كاري‌ بكني‌ و نه‌ پروردگارت‌ و من‌ عزيزترين‌ و نيرومندترين‌ اهل‌ اين‌ وادي ‌هستم‌! سپس‌ راه‌ خود كشيد و رفت‌ پس‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ گرديد.
 
سوره قيامة آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا انسان‌ مي‌پندارد كه‌ به‌ امان‌ خود رها خواهد شد؟» يعني: مهمل‌ و عبث ‌فروگذاشته‌ خواهد شد؟ پس‌ نه‌ مورد امرونهي‌ قرار خواهد گرفت‌ و نه‌ مورد محاسبه‌ و مجازات‌ و مؤاخذه‌؟ هرگز چنين‌ نيست‌. پس‌ اين‌ آيه‌ دليل‌ تحقق‌ حتمي‌ رستاخيز است‌ زيرا جزا دادن‌ بر اعمال‌، امري‌ است‌ اجتناب‌ ناپذير؛ تا فرمانبر و نافرمان‌ با هم‌ برابر نباشند.
 
	سوره أنبياء آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابراهيم‌(ع) «گفت‌» نه‌ با شما شوخي‌ دارم‌ و نه‌ هم‌ بازيگرم‌ «بلكه‌» حق‌ اين ‌است‌ كه‌ «پروردگارتان‌، پروردگار آسمانها و زمين‌ است‌، همو كه‌ آنها را آفريده ‌است‌» فطرهن: آنها را خلق‌ و ابداع‌ كرده‌ است‌ «و من‌ بر اين‌» امر كه‌ فقط پروردگارتان‌ آفريننده‌ آسمانها و زمين‌ است‌، نه‌ غير وي‌ «از گواهانم‌» يعني: از دانايان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ و از برهان ‌اقامه‌كنندگان‌ برآنم‌ زيرا گواه‌ كسي‌ است‌ كه‌ امر مورد گواهي‌، بر وي‌ روشن‌، مبرهن‌ و مستدل‌ باشد.
 
	سوره قيامة آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نطفه‌اي‌ از مني‌ نبود كه‌ در رحم‌ ريخته‌ مي‌شد» يعني: آيا اين‌ انسان‌، قطره‌اي ‌از مني‌اي‌ كه‌ در رحم‌ ريخته‌ مي‌شود، نبود؟.
 
	سوره قيامة آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ خون‌ بسته‌اي‌ بود» يعني: او بعد از نطفه‌، خون‌ بسته‌اي‌ بود زيرا مني‌ در نخستين‌ مرحله‌ از مراحل‌ تطور جنيني‌ خود، به‌ خون‌ بسته‌ تبديل‌ مي‌شود «پس‌ خداوند او را آفريد» يعني: خداوند متعال‌ بنا بر حساب ‌و كتاب‌ دقيقي‌ او را به‌ گوشت‌پاره‌اي‌ آفريده‌ شده‌ متطور ساخت‌ «پس‌ او را موزون‌ ساخت» يعني: آن‌گاه ‌اندامهاي‌ او را درست‌ و برابر كرد و آفرينش‌ او را كامل‌ گردانيد و در او روح ‌دميد.
 
	سوره قيامة آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس» بعد از قرار دادن‌ مني‌ در كوران‌ تطور جنيني‌ در رحم‌ «از آن» يعني: از مني‌ «دو قسم‌ را» يعني: دو صنف‌ از نوع‌ انسان‌ را «پديد آورد؛ نرينه‌ و مادينه ‌را» يعني: مرد و زن‌ را.
 
سوره قيامة آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا چنين‌ كسي» كه‌ اين‌ آفرينش‌ بديع‌ را انشا كرد و بر آفرينش‌ انسان‌ توانا گرديد «قادر نيست‌ كه‌ مردگان‌ را زنده‌ كند» يعني: اجسام‌ را با رستاخيز به‌ همان ‌حالي‌ كه‌ در دنيا بوده‌اند، برگرداند؟ قطعا بر اين‌ كار تواناست‌ زيرا اعاده‌ و بازگردانيدن‌ آفرينش‌ از ايجاد نخستين‌ آن‌ آسانتر است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابوهريره‌(رض) آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «هر كس‌ از شما سوره‌ (‏ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ‏)  را مي‌خواند و به‌ فرموده‌ حق‌ تعالي:  (‏ أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ‏)مي‌رسد، بايد بگويد: بلي‌! نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ پروردگار ما بر زنده‌ كردن ‌مردگان‌ توانا نباشد بلكه‌ او بر آن‌ تواناست‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ چون‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ آيه‌ را مي‌خواندند، مي‌فرمودند: «سبحانك‌ وبلي: پاك‌ و منزه‌ هستي‌ پروردگارا! نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ توانا نباشي‌ بلكه‌ تو توانا هستي‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «هر كس‌ از شما سوره‌ (‏ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ ‏) را مي‌خواند و به‌ آخر آن‌، يعني:(‏ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ ‏) مي‌رسد، بايد بگويد: نه‌ چنان‌ است‌ كه‌ پروردگار ما احكم‌ الحاكمين‌ نباشد بلكه‌ من‌ بر اين‌ امر از گواهانم: (بلي‌ و أنا علي‌ ذلكم‌ من‌ الشاهدين)... و هر كس‌ سوره‌ (مرسلات) را مي‌خواند و به ‌آيه: (‏ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ‏)مي‌رسد، بايد بگويد: (آمنا بالله) به‌ خداوند(ج) ايمان‌ آورديم‌».
 

سوره إنسان آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئاً مَّذْكُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌تحقيق‌ كه‌ آمده‌است‌ بر انسان» هل: حرف‌ استفهام‌ تقرير و تقريب‌ و در اينجا به‌ معني‌ «قد» است‌ كه‌ مفيد تحقيق‌ مي‌باشد. يعني: محققا آمده ‌است‌ بر انسان ‌«مدتي‌ از روزگار كه‌ چيز قابل‌ ذكري‌ نبود» به‌قولي: مراد از انسان‌، آدم‌(ع) است‌ و مدتي‌ كه‌ او در آن‌ چيز قابل‌ ذكري‌ نبود، مدت‌ چهل‌ 