بر اختلافي‌ كه‌ در روايات ‌مربوط به‌ سبب‌ نزول‌ وجود دارد. ابن‌ كثير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ نقل‌ مي‌كند كه: رسول‌ اكرم‌ ص چون‌ از نماز عصر بر مي‌گشتند، بر ازواج‌ مطهرات‌ سركشي‌ نموده ‌و نزد يكي‌ از ايشان‌ ـ زينب‌بنت‌جحش‌ رضي‌الله عنها ـ درنگ‌ مي‌كردند و از عسلي‌ كه‌ داشت‌ مي‌نوشيدند. پس‌ عائشه‌ و حفصه‌ رضي‌الله عنهما از روي‌ رشك ‌زنانه‌ با هم‌ چنين‌ تباني‌ كردند كه‌ وقتي‌ رسول‌ خدا ص به‌ حجره‌ ايشان‌ آمدند، به ‌ايشان‌ بگويند: از شما بوي‌ مغافير[1] مي‌آيد؛ پس‌ بدين‌ سبب‌ آن‌ حضرت‌ ص عسل‌ را بر خود حرام‌ كردند. و اين‌ صحيح‌ترين‌ روايات‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه ‌است‌. اما در روايتي‌ ديگر آمده‌ است: رسول‌ اكرم‌ ص در حجره‌ حفصه‌ با ماريه ‌كنيز و مادر فرزند (ام‌ ولد) خود ابراهيم‌، خلوت‌ كردند پس‌ حفصه‌ خشمگين‌ شد و آن‌ حضرت‌ ص بر اثر آن‌ ماريه‌ را بر خود حرام‌ كردند و فرمودند: اين‌ كنيز بر من‌حرام‌ است‌. حفصه‌ گفت: يا رسول‌الله! چگونه‌ حلال‌ بر شما حرام‌ مي‌شود؟ ايشان ‌براي‌ او سوگند خوردند كه‌ ديگر با ماريه‌ نزديكي‌ نمي‌كنند و به‌ او گفتند: كسي‌ را از اين‌ ماجرا آگاه‌ نكن‌. اما حفصه‌ اين‌ راز را با عائشه‌ رضي‌الله عنها در ميان‌ گذاشت‌.
«خشنودي‌ زنان‌ خود را مي‌طلبي» در حرام‌ كردن‌ آنچه‌ كه‌ خداوند متعال‌ براي ‌تو حلال‌ كرده‌ است‌ «و خداوند آمرزگار مهربان‌ است» براي‌ آنچه‌ كه‌ از تو در مورد حرام‌ كردن‌ آنچه‌ كه‌ بر تو حلال‌ كرده‌ است‌، سر زد. به‌ قولي: اين‌ كار رسول‌ خدا ص گناهي‌ از گناهان‌ صغيره‌ بود، از اين‌ جهت‌ خداوند(ج) ايشان‌ را بر آن‌ سرزنش‌ كرد. قرطبي‌ مي‌گويد: «صحيح‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ خطاب‌ الهي‌ سرزنش ‌پيامبرص بر ترك‌ اولي‌ و افضل‌ است‌ لذا اين‌ كار ايشان‌ نه‌ گناه‌ صغيره‌ بود و نه‌ گناه ‌كبيره‌ بلكه‌ ترك‌ اولي‌ و افضل‌ بود».
 
[1] مغافير: صمغي‌ است‌ گياهي‌ و بسيار بدبوي‌.	سوره تحريم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا خداوند براي‌ شما گشودن» و شكستن‌ «سوگندهايتان‌ را مشروع ‌كرده‌ است» با اداي‌ كفاره‌ چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ اين‌ حكم‌ را در سوره‌ «مائده/‌89» نيز بيان‌ كرده‌ است‌. مقاتل‌ مي‌گويد: «رسول‌ اكرم‌ ص به‌ كفاره‌ اين‌ كار برده‌اي‌ را آزاد كردند». حسن‌ مي‌گويد: «آن‌ حضرت‌ ص كفاره‌ ندادند زيرا ايشان‌ آمرزيده‌ هستند».
علما در بيان‌ احكام‌ اين‌ آيه‌ گفته‌ اند: هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند آنچه‌ را كه ‌خداوند(ج) حلال‌ نموده‌ حرام‌ گرداند و اگر چنين‌ كرد آن‌ چيز حرام‌ نمي‌شود و بر كسي‌ كه‌ آن‌ را بر خود حرام‌ كرده‌ پايبندي‌ به‌ حرمت‌ لازم‌ نيست‌ زيرا حرام‌ و حلال ‌كردن‌ حق‌ ويژه‌ خداي‌ سبحان‌ است‌. ولي‌ اگر كسي‌ چنين‌ كرد، برخي‌ از فقها ـ و از جمله‌ ابوحنيفه‌(ره)ـ بر آنند كه‌ اين‌ به‌ منزله‌ سوگند خوردن‌ (يمين) است‌؛ مثلا اگر كسي‌ لباس‌، يا غذا، يا آشاميدني‌ مخصوص‌ يا چيزي‌ از آنچه‌ را كه‌ خداوند(ج) مباح‌ كرده‌ است‌، بر خود حرام‌ كرد اين‌ به‌ منزله‌ سوگند (يمين) است‌ بنابراين‌، اگر به‌ آنچه‌ كه‌ بر خود حرام‌ كرده‌ بود برگشت‌، بر وي‌ كفاره‌ يمين‌ لازم‌ مي‌شود و چون‌ كفاره‌ داد، سوگندش‌ از بين‌ مي‌رود و گشوده‌ مي‌شود. اين‌ حكم‌ در همه‌ چيز جاري‌ است‌، حتي‌ اگر زنش‌ را بر خود حرام‌ گردانيد. بعضي‌ از فقها گفته‌ اند: اگر زنش‌ را بر خود حرام‌ كرد و از تحريم‌ وي‌ نيت‌ طلاق‌ را داشت‌، طلاق‌ واقع‌ مي‌شود. والله اعلم‌. ولي‌ نزد ابوحنيفه‌: اگر زنش‌ را بر خود حرام‌ كرد و نيتي‌ نداشت‌ اين‌ در حكم‌ سوگند «ايلاء» است‌، اگر نيت‌ «ظهار» را داشت‌، ظهار واقع‌ مي‌شود، اگر نيت‌ طلاق‌ را داشت‌، طلاق‌ بائن‌ واقع‌ مي‌شود و اگر عددمعيني‌ را در طلاق‌ نيت‌ كرد، نيتش‌ معتبر است‌. اما شافعي(ره) اين‌ تحريم‌ را سوگند (يمين) نمي‌شناسد بلكه‌ تحريم‌ را فقط در مورد زنان‌ سببي‌ در وجوب‌ كفاره‌ مي‌داند و اگر كسي‌ از آن‌ نيت‌ طلاق‌ را كرد، با آن‌ طلاق‌ رجعي‌ واقع‌ مي‌شود. «وخداوند مولاي‌ شماست» يعني: سرور، دوست‌، كارساز و نصرت‌دهنده‌ شماست ‌«و اوست‌ دانا» به‌ آنچه‌ كه‌ صلاح‌ و فلاح‌ شما در آن‌ است‌ «حكيم» است‌ در افعال‌ و سخنان‌ خويش‌.
 
سوره تحريم آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ پيامبر با برخي‌ از همسران‌ خود سخني‌ نهاني‌ گفت» و او ـ چنانچه‌ گذشت‌ ـ حفصه‌ رضي‌الله عنها بود و سخن‌ نهاني‌ ايشان‌ عبارت‌ از حرام‌ كردن ‌ماريه‌ يا حرام‌ كردن‌ عسل‌ بر خود بود. كلبي‌ مي‌گويد: رسول‌ خدا ص به‌ طور نهاني ‌به‌ حفصه‌ گفتند كه: «پدرت‌ و پدر عائشه‌ بعد از من‌ بر امتم‌ خليفه‌ و جانشينم‌ خواهند شد». «پس‌ چون‌ آن‌ سخن‌ را افشا كرد» يعني: چون‌ حفصه‌ آن‌ خبر را با عائشه‌ در ميان‌ گذاشت‌ به‌ گمان‌ اين‌كه‌ در اين‌ كار حرجي‌ نيست‌ و اشكالي‌ وجود ندارد «و خدا پيامبر را بر افشاي‌ آن‌ مطلع‌ گردانيد، بخشي‌ از آن‌ را اظهار كرد» يعني: پيامبر ص بخشي‌ از آن‌ سخني‌ را كه‌ حفصه‌ افشا كرده‌ بود، در عتاب‌ خويش‌ به‌ وي ‌اظهار كرد «و از بخشي‌ ديگر صرف‌نظر كرد» يعني: آن‌ حضرت‌ ص از روي‌ كرم‌ و از باب‌ تغافل‌، از اظهار بخشي‌ ديگر از آن سخن‌ كه‌ حفصه‌ افشايش‌ كرده‌ بود صرف‌نظر نمود. سفيان‌ مي‌گويد: «تغافل‌ ـ يعني‌ خود را به‌ بي‌خبري‌ زدن‌ ـ از اخلاق‌ كريمان‌ است‌». «پس‌ چون» پيامبر ص «او را از افشاي‌ راز خبر داد، آن‌ زن ‌گفت: چه‌ كسي‌ تو را از اين‌ خبر داده‌؟» يعني: چه‌ كسي‌ تو را از افشاي‌ راز توسط من ‌آگاه‌ كرده‌ است‌؟ «گفت» پيامبر ص «مرا خداوند داناي‌ آگاه» كه‌ هيچ‌ امر نهاني‌اي ‌بر او مخفي‌ نمي‌ماند «با خبر كرد».
از اين‌ آيه‌ دانسته‌ مي‌شود كه‌ نهان‌ داشتن‌ راز بر زنان‌ بس‌ دشوار است‌.
	سوره تحريم آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر شما دو زن‌ به‌ درگاه‌ خداوند توبه‌ كنيد» و بعد از اين‌، رازهاي‌ پيامبر ص را نگه‌ داريد و آنچ