پروردگارم به‌ قرض‌ دادم‌». شايان‌ ذكر است‌ كه‌ باغ‌ ابوالدحداح‌ باغ‌ بزرگي‌ بود كه‌ ششصد اصله‌ درخت‌ خرما داشت‌ و همسرش‌ ام‌الدحداح‌ و خانواده‌اش‌ نيز در اندورن‌ آن ‌باغ‌ به‌سر مي‌بردند پس‌ بي‌درنگ‌ به‌ باغ‌ آمد و به‌ همسرش‌ گفت: «اي‌ ام‌ الدحداح‌! از باغ‌ بيرون‌ آي‌ زيرا من‌ آن‌ را براي‌ پروردگارم‌ به‌ قرض‌ دادم‌».
 
	سوره أنبياء آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند(ج) در رد شبهه‌ اولشان‌ كه‌ پيامبر نبايد از جنس‌ بشر باشد، مي‌فرمايد: «و پيش‌ از تو نيز جز مرداني‌ را كه‌ به‌ آنان‌ وحي‌ مي‌كرديم‌، گسيل ‌نداشتيم‌» يعني‌ پيش‌ از تو نيز، به‌سوي‌ امتهاي‌ پيشين‌ جز مرداني‌ از بشر را به‌ رسالت ‌نفرستاده‌ايم‌ و هرگز فرستادگان‌ ما به‌سوي‌ آنان‌ از فرشتگان‌ نبوده‌اند «پس‌ اگر نمي‌دانيد از اهل‌ ذكر بپرسيد» اهل‌ ذكر: اهل‌ علم‌ به‌ كتابهاي‌ آسماني‌، يعني‌ يهود ونصاري‌ اند. يعني: اگر خود نمي‌دانيد كه‌ فرستادگان‌ خداوند(ج) فقط از نوع‌ بشر بوده‌اند نه‌ از جنس‌ ديگري‌، در اين‌ صورت‌ از پژوهندگان‌ كتابهاي‌ آسماني ‌بپرسيد. همين‌طور در هر امري‌ كه‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ جاهل‌ است‌، بايد از اهل‌ علم ‌و دانش‌ بپرسد. بنا بر همين‌ آيه‌، علماي‌ اسلام‌ بر وجوب‌ تقليد عامي‌ از عالم‌، اجماع‌ كرده‌اند.
دليل‌ اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه‌ مشركان‌ را به‌ اهل‌ كتاب‌ حوالت‌ كرد، اين‌ است‌ كه‌ مشركان‌ در كار پيامبر اكرمص با اهل‌ كتاب‌ مشورتها و تبادل ‌نظرهايي ‌داشتند، از طرفي‌ همه‌ آنها در دشمني‌ با پيامبر خدا ص با هم‌ همداستان‌ بودند بنابراين‌، مشركان‌ مكه‌ به‌ سخن‌ اهل‌ كتاب‌ اعتماد داشتند. در عين‌ حال‌، اين‌حقيقت‌ كه‌ رسولان‌ همه‌ از جنس‌ بشر بوده‌اند، حقيقتي‌ نبود كه‌ اهل‌ كتاب‌ بتوانند آن‌ را پنهان‌ كنند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3021.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3022.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:3023.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3024.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3025.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3026.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:3027.txt">آيه  18</a></body></html>سوره حديد آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز كه‌ مردان‌ و زنان‌ مؤمن‌ را مي‌بيني‌ كه‌ نور ايشان‌ مي‌شتابد» نور ايشان‌، همانا روشني‌اي‌ است‌ كه‌ آن‌ را مي‌بينند. آري‌! اين‌ نور مي‌شتابد «پيشاپيش ‌ايشان‌» مراد از آن: نوري‌ است‌ كه‌ در روز قيامت‌ پيشاپيششان‌ بر صراط قرار دارد و چون‌ از عرصات‌ قيامت‌ به‌سوي‌ بهشت‌ مي‌روند همراه‌ با ايشان‌ به‌ جلو مي‌شتابد «و» مي‌شتابد «در سمت‌ راست‌ ايشان‌» به‌ سبب‌ اين‌كه‌ نامه‌هاي‌ اعمالشان‌ به‌دست‌ راست‌ ايشان‌ داده‌ شده‌ است‌. چنان‌كه‌ ابن‌مسعود(رض) در تفسير اين‌ آيه‌ گفته ‌است: «مردم‌ به‌ اندازه‌ اعمال‌ خود بر صراط حركت‌ مي‌كنند و به‌ جلو مي‌روند پس ‌نور برخي‌ از آنان‌ در بزرگي‌ و جلوه‌گري‌ خود مانند كوه‌ است‌ و نور برخي‌ ديگر مانند درخت‌ خرماست‌ و نور برخي‌ ديگر در حد و حجم‌ يك‌ شخص‌ ايستاده‌ است ‌و پايين‌ترينشان‌ از نظر نور كسي‌ است‌ كه‌ نورش‌ در انگشت‌ ابهامش‌ قرار دارد پس ‌گاهي‌ روشن‌ مي‌شود و گاهي‌ خاموش‌». قتاده‌ روايت‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «از مؤمنان‌ كساني‌اند كه‌ نورشان‌ از مدينه‌ تا عدن‌ و صنعاء را روشن‌ مي‌كند و اين‌ نور (نسبت‌ به‌ مراتب‌ افراد) همين‌طور (مرتبه‌ به‌ مرتبه‌) پايين‌ مي‌آيد تا بدانجا كه‌ از مؤمنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ نورش‌ فقط جاي‌ هر دو پايش‌ را روشن‌ مي‌سازد». «امروز شما را مژده‌ باد به‌ باغهايي‌ كه‌ از فرودست‌ آن‌ جويباران‌ جاري‌ است‌ و در آنها جاودان‌ هستيد» اين‌ سخن‌ به‌ عنوان‌ مژده‌ و بشارت‌ و گرامي‌داشت‌ از سوي‌ فرشتگان‌ به‌ ايشان‌ گفته‌ مي‌شود «اين‌» نور و بشارت «همان‌ رستگاري‌ بزرگ‌ است‌» كه‌ حد و اندازه‌ آن‌ در تحت‌ حصر و حيطه‌ مقدار نگنجد تا بدانجا كه‌ گويي‌ غير از آن‌ ديگر هيچ‌ رستگاري‌اي‌ نيست‌ و ما سواي‌ آن ‌هيچ‌ قدر و قيمت‌ و اعتباري ندارد. آري‌! چه‌ رستگاري‌اي‌ بزرگتر از ورود به‌بهشت‌ است‌؟ البته‌ سياق‌ آيات‌ مي‌رساند كه‌ اين‌ مژده‌ها همه‌ براي‌ انفاق‌كنندگان ‌در راه‌ خدا(ج) است‌.
	سوره حديد آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز مردان‌ منافق‌ و زنان‌ منافق‌ به‌ مؤمنان‌» انفاق‌كننده‌ در راه‌ خدا(ج) «مي‌گويند: به‌ خاطر ما درنگ‌ كنيد» يعني: منتظر ما بمانيد. اين‌ سخن‌ را هنگامي‌ مي‌گويند كه‌ مؤمنان‌ را مي‌بينند كه‌ در پرتو نور خود به‌ شتاب‌ تمام‌ به‌سوي ‌بهشت‌ برده‌ مي‌شوند. آري‌! به‌ بهشتيان‌ مي‌گويند: منتظر ما بمانيد «تا از نورتان ‌روشني‌ برگيريم‌» زيرا منافقان‌ خود نوري‌ به‌ همراه‌ ندارند و در تاريكي‌ به‌سر مي‌برند پس‌ از مؤمنان‌ مي‌خواهند تا در پرتو انوارشان‌ از ظلمات‌ رهايي‌ يابند «گفته ‌مي‌شود» به‌ آنان‌ از باب‌ استهزا و تمسخر؛ و گوينده‌ فرشتگان‌ يا مؤمنانند: «بازپس‌ برگرديد و نوري‌ درخواست‌ كنيد» يعني: به‌سوي‌ دنيا باز گرديد و در آن‌ نور را به‌ همان‌ وسيله‌اي‌ كه‌ ما دريافته‌ايم‌ ـ يعني‌ با ايمان‌ و اعمال‌ شايسته‌ ـ جويا شويد، يا به‌سوي‌ موقف‌ و عرصه‌ محشر باز گرديد، همانجا كه‌ اين‌ نور را به‌ ما دادند «آن‌گاه‌ ميان‌ آنها» يعني: در ميان‌ مؤمنان‌ و منافقان‌ «ديواري‌ زده‌ مي‌شود» كه‌ اين ‌ديوار در ميان‌ بهشت‌ و دوزخ‌ حائل‌ است‌. به‌ قولي: اين‌ همان‌ ديوار «اعراف‌» است‌ «كه‌ آن‌ را دروازه‌اي‌ است‌» و مؤمنان‌ از آن‌ داخل‌ مي‌شوند «اندرون‌ آن‌ ديوار رحمت‌ است‌» يعني: باطن‌ آن‌ ديوار يا آن‌ دروازه‌، همان‌ جهتي‌ است‌ كه‌ به‌ بهشت ‌پيوسته‌ است‌ و در آن‌ رحمت‌ يعني‌ نعمت‌هاي‌ بهشت‌ قرار دارد «و بيرون‌ آن‌ ديوار» همان‌ جهتي‌ است‌ كه‌ به‌ دوز