شتگان‌ خود را در هيچ‌ كاري‌ ـ جز به‌ فرمان‌ حق‌ تعالي‌ ـ جلو نمي‌اندازيم‌ «و پروردگارت‌ هرگز فراموش‌ كار نيست‌» يعني‌: اي‌ محمدص! حق‌ تعالي‌ تو را فراموش‌ نكرده‌ است‌ ـ هرچند وحي‌ به‌ تأخير افتد ـ و او هرگز هيچ‌ چيزي‌ را فراموش ‌نمي‌كند زيرا غفلت‌ و فراموشي‌ بر او جايز نيست‌.
 
	سوره قصص آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و روزي‌ كه‌ به‌ آنان‌ ندا دردهد و بگويد: آن‌ شريكان‌ من‌ كه‌ شما مي‌پنداشتيد، كجايند» تا شما را از اين‌ مخمصه‌ برهانند؟ هدف‌ از تأكيد و تكرار اين‌ ندا براي‌ بار دوم، آگاه‌ نمودن ‌بندگان‌ بر اين‌ امر است‌ كه‌ هيچ‌ چيز مانند شرك‌ جلب‌كننده‌ خشم ‌خداي‌ سبحان‌ نيست‌ چنان‌كه‌ هيچ‌ چيز مانند توحيد، جلب‌ كننده‌ رضاي‌ وي ‌نمي‌باشد.
 
سوره قصص آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از ميان‌ هر امتي‌ گواهي‌ بيرون‌ مي‌كشيم‌» كه‌ روز قيامت‌ در حق‌ آن‌ امت‌ گواهي‌ مي‌دهد. و اين‌ گواهان، پيامبران: اند. به‌قولي: اين‌ گواهان‌ عادلان‌ و دادگران‌ هر امت‌اند «آن‌گاه‌ مي‌گوييم: برهانتان‌ را در ميان‌ آوريد» يعني: حجت‌ و دليلتان‌ را بر اين‌ كه‌ با من‌ شريكاني‌ وجود داشته‌اند، در ميان‌ آوريد. در اين‌ هنگام ‌است‌ كه‌ آنها به‌ حقيقت‌ اعتراف‌ كرده‌ و از ارائه‌ حجت‌ و برهان، گنگ‌ و لال ‌مي‌شوند «آن‌گاه‌ دريابند كه‌ حق‌ از آن‌ خداوند است‌» در الوهيت‌ و او يگانه‌ لاشريك ‌مي‌باشد «و آنچه‌ برمي‌بستند» از شركاي‌ دروغين‌ به‌ ناروا «از آنان‌ گم ‌مي‌شود» يعني: از ديد آنان‌ غايب‌ و ناپديد مي‌گردد و هيچ‌ به‌ كارشان‌ نمي‌آيد.
 
سوره قصص آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قارون‌ از قوم‌ موسي‌ بود» نخعي‌ و قتاده‌ و غير آنها نقل‌ كرده‌اند: قارون‌ فرزند يصهر فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع) است‌ و موسي‌(ع) فرزند عمران‌ فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع). پس‌ آن‌ دو، پسرعموي‌ يك‌ديگر بودند. نقل‌ است‌ كه‌ قارون‌ تورات‌ را به‌ صدايي‌ خوش‌ مي‌خواند، از اين‌ جهت ‌منور ناميده‌ شد ولي‌ پس‌ از آن‌ نفاق‌ پيشه‌ كرد چنان‌كه‌ سامري‌ به‌ نفاق‌ گراييد «پس ‌برآنان‌ بغاوت‌ كرد» يعني: قارون‌ در گردنكشي‌ و تكبر بر قوم‌ خود از حد گذشت، از فرمان‌ موسي‌(ع) سرپيچيد و به‌ خداي‌ عزوجل‌ كافر شد «و ما به‌ او از گنجها» گنج: مال‌ ذخيره‌ شده‌ است‌ «به‌اندازه‌اي‌ بخشيديم‌ كه‌ كليدهاي‌ او» يعني:كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ و صندوقهاي‌ قفل‌شده‌ او «بر گروهي‌ نيرومند سنگيني‌ مي‌كرد» يعني: پشت‌ مجموعه‌اي‌ از مردان‌ را خم‌ مي‌كرد؛ وقتي‌ مي‌خواستند آنها را حمل‌ كنند. پس‌ وقتي‌ كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ او اين‌ مقدار بود، تصور كنيد كه ‌خود اين‌ گنجها چه‌ مقدار و چه‌ اندازه‌ بود؟ مراد از «عصبه‌» گروهي‌ اند كه‌ بعضي‌ پشتيبان‌ بعضي‌ ديگر بوده‌ و همديگر را ياري‌ مي‌كنند، گويي‌ آنان‌ يد واحده‌ هستند. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «كليدهاي‌ گنجهاي‌ او را چهل‌ مرد نيرومند حمل ‌مي‌كردند» «آن‌گاه‌ كه‌ قومش‌ به‌ او گفتند: شادي‌ نكن‌» يعني: به‌ سبب‌ بسياري‌ مال‌ دنيا؛ سرمستي، سبكسري، تكبر و گردنكشي‌ نكن‌ «بي‌گمان‌ خداوند شادي‌زدگان‌ را دوست‌ ندارد» يعني: متكبران‌ مغرور و گردنكش‌ و ناسپاسي‌ را دوست‌ ندارد كه‌ او را در برابر نعمت‌هايش‌ شكر نمي‌گزارند و سپاس‌ نمي‌گويند. پس‌ فقط كسي‌ به‌ دنيا شادمان‌ است‌ كه‌ بدان‌ قرار و آرام‌ يابد اما كسي‌ كه‌ قلبش‌ به‌ سوي‌ آخرت‌ و رويكردش‌ به‌ سوي‌ نعمت‌هاي‌ پايدار آن‌ است، به‌ دنيا شادمان‌ نمي‌شود زيرا مي‌داند كه‌ به‌ زودي‌ دنيا را ترك‌ خواهد كرد.
 
سوره قصص آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ قارون‌ «در آنچه‌ خداوند به‌ تو داده‌ است‌» از توانگري‌ و ثروت‌ «سراي ‌آخرت‌ را بجوي‌» لذا اين‌ اموال‌ را در آنچه‌ كه‌ خدا(ج) مي‌پسندد، انفاق‌ كن‌ نه‌ در تجاوز و گردنكشي‌ و ستم‌ «و» درعين‌حال‌ «بهره‌ات‌ را از دنيا هم‌ فراموش ‌نكن‌» يعني: در بهره‌برداري‌ از حلال‌ و تكاپو در جهت‌ كسب‌ آن‌ ـ مانند خوردن، آشاميدن، پوشيدن، مسكن‌ و ازدواج‌ ـ نيز تلاش‌ متناسب‌ آن‌ را به‌خرج‌ ده‌ زيرا همان‌ گونه‌ كه‌ پروردگارت‌ را بر تو حقي‌ است، نفست‌ را نيز بر تو حقي‌ است‌ پس ‌حق‌ هر صاحب‌ حقي‌ را به‌ او بده‌. ابن‌عمرك مي‌گويد: «اعمل‌ لدنياك‌ كانك‌ تعيش‌ابدا، و اعمل‌ لاخرتك‌ كانك‌ تموت‌ غدا: براي‌ دنيايت‌ چنان‌ كار كن‌ كه‌ گويي‌ به‌طورهميشه‌ زنده‌ هستي‌ و براي‌ آخرتت‌ چنان‌ كار كن‌ كه‌ گويي‌ فردا مي‌ميري‌».
«و نيكي‌ كن‌» با بندگان‌ خدا(ج) «همچنان‌كه‌ خدا به‌ تو نيكي‌ كرده‌ است‌» با آنچه‌كه‌ از نعمتهاي‌ دنيا به‌ تو ارزاني‌ داشته‌ است‌ «و در زمين‌ فساد مجوي‌» يعني: در آن ‌به‌ معاصي‌ خداوندأ عمل‌ نكن‌ «كه‌ خداوند فسادپيشگان‌» در روي‌ زمين‌ «را دوست‌ نمي‌دارد» بلكه‌ آنان‌ را دشمن‌ مي‌دارد و اين‌ سنت‌ و عادت‌ وي‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1185.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:1186.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:1187.txt"> آيه  80</a><a class="text" href="w:text:1188.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:1189.txt"> آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1190.txt"> آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1191.txt"> آيه  84</a></body></html>سوره قصص آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعاً وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» قارون‌ در پاسخ‌ قومش‌ «همانا اين‌» مال‌ و ثروت‌ «به‌خاطر علمي‌ كه‌ نزد من‌ است، به‌ من‌ داده‌ شده‌است‌» و آن‌ علم، عبارت‌ از آگاهي‌ و شناخت‌ وي‌ ازانواع‌ تجارتها و ساير راه‌هاي‌ م