 «چون‌ حق‌ به ‌سويشان‌ آمد، گفتند: اين‌ جادويي‌ است‌ و ما به‌ آن‌ كافريم‌» لذا از روي‌ كبر، عناد و تجاوز، به‌ حق‌ كفر ورزيدند.
 
سوره زخرف آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند» از سر اعتراض‌ بر اين‌ كه‌ خداوند(ج)  اين‌ قرآن‌ را بر محمد ص فروفرستاده‌ است: «چرا اين‌ قرآن‌ بر مردي‌ بزرگ‌ از آن‌ دو شهر فرو فرستاده‌ نشد؟» مردي‌ كه‌ در ميان‌ قوم‌ خود از نظر جاه‌ و مال‌، سرور و برتر باشد؟ يعني: اگر اين ‌كتاب‌، قرآن‌ خدا مي‌بود، بايد بر مردي‌ بزرگ‌ از بزرگان‌ دو شهر مكه‌ و طايف‌ فروفرستاده‌ مي‌شد! اما آنها غافل‌ از آن‌ بودند كه‌ معيار انتخاب‌ انبيا (ع)، آراسته‌ بودن‌ به‌ فضايل‌ و ارزشهاي‌ روحي‌ و كمالات‌ معنوي‌ است‌، نه‌ اعتبارات‌ و تشريفات ‌دنيوي‌.
قتاده‌ و ديگران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ دو آيه‌ «32 ـ 31» گفته‌اند: مراد از دو شهر؛ مكه‌ و طايف‌ و مراد از دو مرد بزرگ: وليدبن‌مغيره‌ از مكه‌ و عروه‌بن‌ مسعود ثقفي‌ از طايف‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا ما به‌ پروردگارمان‌ ايمان‌ آورديم‌ تا بر ما گناهان‌ ما را بيامرزد» يعني‌: گناهاني‌كه‌ از ما گذشته‌ است‌ ـ اعم‌ از كفر و غير آن‌ «و» تا بيامرزد بر ما «آنچه‌ از سحر راكه‌ ما را بر آن‌ مجبور كردي‌» در ستيز و معارضه‌ با موسي‌(ع) «و خدا بهتر و پاينده‌تر است‌» يعني‌: بهتر است‌ از تو در پاداش ‌دادن‌ به‌ مطيعانش‌ و پاينده‌تر است‌ از تو در عذاب‌ نمودن‌ عاصيانش‌. البته‌ اين‌ پاسخي‌ است‌ به‌ جسارت‌ فرعون‌ كه‌ گفت‌: ﴿وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَاباً وَأَبْقَى ‏﴾ «آيه/‌71».
سوره زخرف آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِيّاً وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا آنانند كه‌ رحمت‌ پروردگارت‌ را» يعني: نبوت‌ را «تقسيم‌ مي‌كنند؟» استفهام ‌براي‌ انكار و تعجب‌ است‌. يعني: آنان‌ تقسيم‌ كننده‌ رحمت‌ ما نيستند «ما معاش ‌آنان‌ را در زندگاني‌ دنيا ميانشان‌ تقسيم‌ كرده‌ايم‌» آن‌گونه‌ كه‌ بعضي‌ را فقير و بعضي‌ را غني‌ گردانيديم‌ پس‌ چگونه‌ آنان‌ در كار نبوت‌ و سپردن‌ آن‌ از سوي‌ ما به‌ هر كس‌از خلق‌ خويش‌ كه‌ بخواهيم‌، به‌ حكم‌ و قسمت‌ ما قناعت‌ نمي‌كنند؟ «و برخي‌ از آنان‌ را بر برخي‌ديگر به‌ درجاتي‌ برتر داشته‌ايم‌» با بخشيدن‌ روزي‌، رياست‌، نيرومندي‌، آزادي‌، عقل‌ و علم‌. و حكمت‌ در اين‌ برتري ‌بخشيدن‌ اين‌ است: «تا بعضي‌ از آنها بعضي‌ديگر را مسخر گيرند» يعني: تا برخي‌ از بندگان‌ برخي‌ ديگر را به‌خدمت‌ گيرند و به‌ اين‌ ترتيب‌، برخي‌ از آنان‌ سبب‌ سامان‌ يافتن‌ و تمشيت‌ زندگي ‌برخي‌ ديگر گردند؛ به‌ دليل‌ نيازي‌ كه‌ به‌ همديگر دارند زيرا اگر همه‌ انسانها در همه ‌چيز با هم‌ مساوي‌ و برابر مي‌بودند، مصالح‌ و منافع‌ و كاروبار زندگي‌شان‌ با اخلال ‌و اشكال‌ روبرو مي‌شد «و رحمت‌ پروردگار تو» يعني: نبوت‌، يا دين‌، يا آنچه‌ كه ‌براي‌ بندگان‌ نيكوكارش‌ در سراي‌ آخرت‌ آماده‌ نموده‌؛ «از آنچه‌ جمع‌ مي‌كنند» از اموال‌ و ساير بهره‌هاي‌ دنيا «بهتر» و ماندگاتر «است‌».
 
سوره زخرف آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر نه‌ آن‌ بود كه‌ همه‌ مردم‌ امت‌ يگانه‌اي‌ شوند» يعني: اگر نه‌ آن‌ بود كه‌ همه ‌مردم‌، امت‌ يگانه‌اي‌ بر كفر شوند و همه‌ ـ به‌انگيزه‌ گرايش‌ به‌سوي‌ دنيا و آرايشهاي ‌آن‌ ـ بر آن‌ گردآيند؛ «قطعا براي‌ خانه‌هاي‌ كساني‌ كه‌ به‌ خداوند رحمان‌ كفر مي‌ورزيدند، سقفهايي‌ از نقره‌ قرار مي‌داديم‌» تا بدين‌ وسيله‌، كفار را از جايي‌ كه‌ نمي‌دانند به‌ استدراج‌ كشانيم‌ زيرا دنيا در نزد ما بسي‌ بي‌ارزش‌ و حقير است‌ «و نيز نردبانهايي‌» از نقره‌ برايشان‌ قرار مي‌داديم‌ «كه‌ بر آنها بالا روند» و به‌ غرفه‌ها وساختمانهاي‌ بلند برآيند <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2273.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:2274.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2275.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2276.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2277.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2278.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:2279.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:2280.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2281.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2282.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2283.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2284.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2285.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2286.txt">آيه  47</a></body></html>سوره زخرف آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَيْهَا يَتَّكِؤُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز براي‌ خانه‌هايشان‌ درها و تختهايي‌» از نقره‌ «قرار مي‌داديم‌ كه‌ بر آنها تكيه‌ زنند».
ابن‌كثير در توضيح‌ معناي‌ اين‌ دو آيه‌ مي‌گويد: «اگر باور بسياري‌ از مردم‌ جاهل‌ بر اين‌ مبني‌ نمي‌بود كه‌ دادن‌ مال‌ از سوي‌ ما براي‌ سرمايه‌داران‌، دليل‌ محبت ‌ما به‌ آنان‌ است‌ و اگر نمي‌ بود كه‌ آنها با تكيه‌ بر چنين‌ باوري‌، به‌خاطر رسيدن‌ به‌مال‌ و ثروت‌ دنيا بر كفر گرد آمده‌ و همه‌ طبل‌ كفر را مي‌نواختند؛ آري‌! اگر چنين ‌نمي‌بود، قطعا براي‌ خانه‌هاي‌ كساني‌ كه‌ به‌ ما كفر مي‌ورزيدند، سقفهايي‌ از نقره‌ قرارمي‌داديم‌...».
 
سوره زخرف آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَزُخْرُفاً وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و زر و زيورهايي‌ بسيار» يعني: قطعا همراه‌ با اينها برايشان‌ زر و زيورهاي ‌بسياري‌ در سقفها، درها، تختها و غير آن‌ مي‌داديم‌. زخرف: طلا و زيور و به‌قولي: نقش‌ونگارها و تجملات‌ است‌. گفته‌ مي‌شود: «زخرفت‌ الدار: منزل‌ را نگارينه‌ ومزين‌ ساختم‌». «و همه‌ اينها جز متاع‌ زندگي‌ دنيا نيست‌» كه‌ در آن‌ مورد بهره‌برداري‌ قرار مي‌گيرد و بس‌ اندك‌ و بي‌ارزش‌ است‌ «و آخرت‌ نزد پروردگارت‌ از آن‌ پرهيزگاران‌ است‌» يعني: از آن‌ كساني‌ است‌ كه‌ از شرك‌ و معاصي‌ پرهيز كرده‌ و به‌ خداوند يگانه‌ اي