(ع) ايمان‌ آوردند و «گفتند: به‌ پروردگارهارون‌ و موسي‌ ايمان‌ آورديم‌» و اين‌چنين‌ است‌ حال‌ منصفان‌ كه‌ چون‌ نشانه‌ وحجتي‌ را ببينند، در برابر آن‌ سر تسليم‌ فرود مي‌آورند.
از ابن‌عياض‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ گفت‌: «ساحران‌ هفتاد تن‌ بودند و در حال ‌سجده‌، بهشت‌ و جايگاه‌هاي‌ خود در آن‌ را ديدند». از مفهوم‌ «القي‌:  افگنده‌ شدند» چنين‌ برمي‌آيد كه‌ ساحران‌ چنان‌ تحت‌ تأثير تابش‌ انوار حقيقت‌ قرار گرفته‌ وسريعا به‌ سجده‌ در افتادند كه‌ گويي‌ به‌ افتادن‌ در سجده‌ مجبور ساخته‌ شده‌اند.
صاحب‌ تفسير «كشاف‌» مي‌گويد:«سبحان‌الله! كار ساحران‌ چه‌قدر شگفت‌آسا بود؛ آنها دوبار افگندند: نخستين‌ بار ريسمانها و عصاهاي‌ خود را از روي‌ كفر و جحود و دومين‌ بار سرهاي‌ خود را براي‌ شكر و سجود؛ و ميان‌ اين‌ دو افگندن‌ چه‌ فرق‌ بزرگي‌ است‌!!». امام‌ رازي‌ در تفسير خود مي‌گويد: «ساحران‌ از مشاهده‌ پنج‌ دليل‌ و نشانه‌ به‌ حقيقت‌ پي‌ بردند:
1 ـ آشكار بودن‌ حركت‌ عصا، به‌گونه‌اي‌ كه‌ چنان‌ حركتي‌ با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن ‌نيست‌.
2 ـ افزايش‌ حجم‌ عصا در هنگام‌ تبديل‌شدن‌ آن‌ به‌ افعي‌؛ كه‌ چنين‌ چيزي‌ نيز با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
3 ـ نمايان‌ بودن‌ اعضاي‌ وجود افعي‌ ـ از چشم‌ و دهان‌ و غيره‌ ـ كه‌ اين‌ امر نيز باحيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
4 ـ فروبردن‌ افعي‌ هرآنچه‌ را كه‌ برساخته‌ بودند ـ با همه‌ كثرت‌ آنها ـ كه‌ اين‌ نيز با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌.
5 ـ بازگشت‌ عصا به‌شكل‌ چوبدستي‌ كوچكي‌ به‌ همان‌ هيأت‌ عصاي‌ اوليه‌. كه ‌اين‌ هم‌ با حيله‌ و نيرنگ‌ ممكن‌ نيست‌».
 
آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«راه‌ همان‌ خدايي‌ كه‌ آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌، از آن‌ اوست‌» در فرمانروايي‌، در آفرينش‌ و در بندگي‌ «آگاه‌ باشيد كه‌ كارها به‌ سوي‌ خدا بازمي‌گردد» يعني: در روز قيامت‌، تمام‌ امور خلايق‌ به‌سوي‌ خداوند(ج) بازمي‌گردد نه‌ به‌سوي ‌غير وي‌ پس‌ اوست‌ كه‌ درباره‌ آنان‌ داوري‌ مي‌كند.
 
 سوره زخرف آيه  1‏متن آيه : ‏‏ حم ‏
 آيه  2‏متن آيه : ‏‏ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ‏
 آيه  3‏متن آيه : ‏‏ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «حاء، ميم‌» و اين‌ دو حرف‌، از حروف‌ مقطعه‌ است‌. «سوگند به‌ كتاب‌ مبين‌. هرآينه‌ ما آن‌ را قرآني‌ عربي‌ قرارداديم‌» خداوند(ج)  به‌ خود قرآن‌ بر اين‌ حقيقت‌ سوگند ياد مي‌كند كه‌ قرآن‌ هدايت‌ و روشني‌ و نور است‌ و معاني‌ و الفاظ آن‌ واضح‌ و آشكار مي‌باشد. سبب‌ وضوح‌ و آشكار بودن‌ قرآن‌ هم ‌اين‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را به ‌زبان‌ عربي‌ نازل‌ كرده‌ است‌. خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ كتاب‌ هر پيامبري‌ به‌زبان‌ قومش‌ نازل‌ شده‌است‌. «باشد كه‌ تعقل‌ كنيد» يعني: اي‌گروه‌ عرب‌! ما قرآن‌ را به‌ زبان‌ عربي‌ نازل‌ كرديم‌ تا شما آن‌ را بفهميد و معاني‌ آن ‌را درك‌ كرده‌ احكام‌، آيات‌ و اندرزهاي‌ آن‌ را فراگيريد زيرا قرآن‌ در بالاترين ‌درجات‌ بلاغت‌، بيان‌ و فصاحت‌ قرار داشته‌، تبيين‌كننده‌ و روشنگر مقاصد وتسهيل‌كننده‌ فهم‌ و دريافت‌ مفاهيم‌ است‌.
اما بايد دانست‌ كه‌ فرود آوردن‌ قرآن‌ به‌زبان‌ عربي‌، دليل‌ بر آن‌ نيست‌ كه‌ قرآن‌ كتابي‌ باشد مخصوص‌ به‌ قوم‌ عرب‌ نه‌ ديگران‌ زيرا نصوص‌ قرآن‌ بر جهاني‌ بودن ‌اسلام‌ و عموميت‌ آن‌ براي‌ همه‌ عالم‌ انسان‌ و جن‌ دلالت‌ قطعي‌ دارند، از اين‌ جهت ‌ابن‌زيد (لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏ ) را به‌ «لعلكم‌ تتفكرون: تا شما تفكر و انديشه‌ كنيد» تفسيركرده‌ است‌ و اين‌ تفسير  به‌نظر اولي‌ مي‌رسد زيرا بنابراين‌ تفسير، اين‌ خطاب‌ براي ‌همه‌ عرب‌ و عجم‌ عام‌ مي‌شود اما بنا بر تفسير ابن‌عيسي‌ كه‌ در معناي‌ (لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ‏ ) مي‌گويد: «تا شما احكام‌ و معاني‌ آن‌ را بفهميد»؛ خطاب‌ مخصوص‌ به‌اعراب‌ مي‌شود و عجم‌ را در بر نمي‌گيرد.
 
سوره زخرف آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هرآينه‌ اين‌ قرآن‌ در ام‌ الكتاب‌» يعني: در لوح‌ محفوظ «نزد ما بلندقدر حكيم‌ است‌» يعني: قرآن‌ نزد ما در لوح‌ محفوظ، بلندمرتبه‌، برخوردار از شرف‌ و فضلي ‌بس‌ عظيم‌ و داراي‌ الفاظ و بياني‌ محكم‌ و استوار است‌ كه‌ هيچ‌ اختلاف‌ و تناقضي ‌در آن‌ وجود ندارد.
علما از اين‌ آيه‌كريمه‌ و آيه:(‏ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ ‏ مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ   ‏ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ‏...)«عبس‌ / 16 ـ 11» چنين‌ استنباط كرده‌اند كه‌ شخص‌ بي‌وضوء، نبايد قرآن‌ را مساس‌ كند زيرا فرشتگان‌، همه‌ مصاحف‌ و از جمله‌ قرآن‌ را در ملا اعلي‌ بزرگ ‌مي‌دارند پس‌ اهل‌ زمين‌ به‌ اين‌ كار سزاوارترند، چراكه‌ قرآن‌ به‌سوي‌ آنها نازل‌ شده ‌و خطابش‌ متوجه‌ آنان‌ است‌.
 
سوره زخرف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً أَن كُنتُمْ قَوْماً مُّسْرِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌صرف‌ اين‌كه‌ شما قومي‌ از حد گذشته‌ هستيد» يعني: فقط به‌ سبب‌ اين‌كه ‌شما مشركان‌ قومي‌ فرورفته‌ در گزافكاري‌ و زياده‌روي‌ بوده‌ و بر آن‌ پاي ‌مي‌فشاريد؛ «ذكر را از شما اعراض‌كرده‌ بازمي‌داريم‌» نه‌! هرگز چنين‌ نمي‌كنيم‌. صفحا: از اين‌ سخن‌ اعراب‌ است: «صفحت‌ عنه: از او روي‌ برگردانيدم‌». زيرا وقتي‌ از كسي‌ اعراض‌ كنيد؛ يك‌ طرف‌ روي‌ و گردن‌ خود را از او برمي‌گردانيد. كسائي‌ گفته‌است: «معني‌ اين‌ است‌ كه‌ آيا پند قرآن‌ را از شما بازمي‌داريم‌ تا نه ‌بدان‌ مورد موعظه‌ قرار گيريد و نه‌ بدان‌ امر شويد؟». قتاده‌ در تعليقي‌ بر تفسير: (‏ أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحاً)  مي‌گويد: «به‌ خدا سوگند؛ اگر در آن‌ هنگام‌ كه‌ اوايل ‌اين‌ امت‌، قرآن‌ را رد كردند، قرآن‌ از ميانشان‌ برداشته‌ مي‌شد، آنها هلاك ‌مي‌شدند اما خداوند(ج)  به‌ آنان‌ با رحمت‌ خويش‌ بازگشت‌ و نزول‌ قرآن‌ را بر آنان ‌استمرار داد و در مدت‌ بيست‌ سال‌ ـ يا به‌ مدتي‌ كه‌ خواسته‌ بود ـ آنان‌ را به‌سوي ‌قرآن‌ فراخواند». ابن‌كثير مي‌گويد: «قتاده‌ در اين‌ سخن‌ به‌ معنايي‌ ظريف‌ و دقيق ‌اشاره‌ كرده‌ است‌ زيرا او مي‌گويد: باري‌ تعالي‌ از لطف‌ و رحمتي‌ كه‌ بر اين‌ امت ‌دارد، دعوتشان‌ به‌سوي‌ خير و اندرز حكيمانه‌ را ـ كه‌ همانا قرآن‌ است‌ ـ فرونگذاشت‌، هرچند آنان‌ از 